تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان

تاریخ اسلام و تشیع
تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان
.....
بایگانی
پیوندها
طبقه بندی موضوعی


خبرگزاری شیستان: همزمان با برگزاری مراسم اختتامیه پنجمین کنگره بین المللی امام سجاد(علیه السلام) از ۱۰ نفر از برگزیدگان بخش های مختلف این رخداد مهم فرهنگی معنوی با اهدا لوح سپاس و هدایا تجلیل شد.

به گزارش خیرگزاری شبستان از هرمزگان و به نقل از ستاد خبری پنجمین کنگره بین المللی امام سجاد(علیه السلام)، مراسم تقدیر از برگزیدگان با حضور آیت الله نعیم آبادی نماینده ولی فقیه در هرمزگان و امام جمعه بندرعباس، اکرمی معاون سیاسی امنیتی استاندار، درویش نژاد مدیرکل ارشاد، حجت الاسلام مریدی قائم نماینده ولی فقیه در امور اهل سنت استان و حجت الاسلام و المسلمین لبخندان دبیر کمیته علمی کنگره برگزار شد.

 

دکتر جوزف الهاشم اندشمند مسیحی از کشور لبنان، جمال بن محمد الطاهز عمار از تونس، اسعد ابراهیم محمد الوزیر از یمن، عبدالحکیم از کلمبیا، محمود بختیاری صاحب مقاله برنر از قم و زهره تقوی مقاله نویس برتر از قم از تجلیل شدگان این مراسم بودند.

 

چاه خویی نفر اول سوگواره مدیحه سرایی سجاده خورشید از کرمان، محمد آشفته آزاده هرمزگانی با هشت سال و پنج ماه سابقه  اسارت، عبدالرسول باستین امام جماعت و مدیرمسئول کانون زین العابدین(علیه السلام) بندرعباس و محمد میرانی حافظ کل قرآن و صحیفه سجادیه از دیگر افرادی بودند که در این مراسم مورد تجلیل قرار گرفتند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۹
عباس جعفری (فراهانی)

پنجمین کنگره بین المللی امام سجاد(ع) با مشارکت مجمع جهانی اهل بیت (ع) و سایر نهادها با پخش پیام تصویری مرجع عالی قدر آیت الله العظمی جوادی آملی و با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی 17 آبان در بندرعباس برگزار می شود.

 

ب
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از هرمزگان، پنج سال پیش بود که ستاد عالی کانون های مساجد کشور به دبیرخانه های استانی ماموریت داد تا هر کدام برنامه ای را در راستای گرامیداشت مقام یکی از اهل بیت(ع) اجرا کنند تا با گسترش فرهنگ، معارف و سیره ائمه هدی(ع)، جامعه را در برابر آسیب ها و همجمه های فرهنگی دشمن واکسینه کنند.




اولین همایش با عنوان «انوار عرفانی اخلاقی امام سجاد(ع)» که با پیام یکی از مراجع تقلید و با همکاری، همراهی و همدلی مسئولان استانی و حمایت ها و رهنمودهای نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان همراه بود، بازخورد بسیار خوبی در سطح استان و کشور داشت.

از سال دوم، خلا برنامه ای ویژه جوانان احساس شد و در کنار برگزاری همایش و فراخوان مقاله، 400 نفر از جوانان نخبه مسجدی استان هرمزگان به همایش سفیران ولایت که با بهره گیری از علمای برجسته در قم برگزار گردید، اعزام شدند.

همزمان با ورود به سال سوم و به منظور معرفی سیره و سبک زندگی امام سجاد(ع) و صحیفه سجادیه و رساله حقوق آن حضرت، این رخداد مهم از سطح همایش ملی به کنگره بین المللی ارتقا یافت.

----------------------------------------------------------------------------------------

منبع: http://imamsajjad.net/Home/Page/628

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۷
عباس جعفری (فراهانی)


به گزارش قادمون به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی، این مرجع تقلید در پاسخ به استفتایی مبنی بر اینکه «قمه زدن در عزای سید الشهدا(علیه السلام) چه حکمی دارد؟»، اظهار داشت: «به یقین کسانی که قمه می‌زنند از عاشقان و دلباختگان حضرت اباعبدالله(ع) هستند لکن این عمل در شرایط فعلی به مکتب اهل بیت(ع) ضربه می‌زند و آثار سوء آن مشهود است».



استاد برجسته حوزه در ادامه اظهار داشته است: «چه بهتر که خون خود را به مراکز انتقال خون هدیه کنند که باعث حیات مسلمانی می‌گردد. ومن احیا‌ها فکانما احیی الناس جمیعا.


علاقه مندان به سایت قادمون http://qademon.ir مراجعه نمایند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۴:۴۵
عباس جعفری (فراهانی)
به مناسبت 25 محرم الحرام؛ سال روز شهادت حضرت امام سجّاد(ع)؛

امام سجّاد(ع)؛ پاسدارِ بزرگِ حماسه‌ی عاشورا

شیعیان پس از واقعه کربلا، در وضعیت روحی و فکری سختی به سر می بردند، دشمنان خیال می‌ کردند، پس از رویداد واقعه عاشورا، دیگر در هیچ زمانی شیعه و رهبران آن ها نمی‌توانند قدرت پیدا کنند ولی امام سجاد(ع) موفق شد در سایه تلاش های فراوان به شیعه حیاتی تازه ببخشد.

اشاره

در خجسته روز پنجم ماه مبارک شعبان المعظّم سال 38 هجری [1] در مدینه منوّره در خاندان وحی و امامت، کودکی چشم به جهان گشود که او را "علیّ" نام نهادند. پدر بزرگوارش امام حسین(ع) و مادر گرامی اش بنابر نقل بیشتر مورّخین «شهربانو» [2] دختر یزدگرد(پادشاه ساسانی ایران) می‌باشد. اگر چه بنا بر تحقیق بعضی از محقّقین معاصر، این نقل قابل خدشه و تردید واقع شده است. امام چهارم شیعیان پس از 34 سال رهبری و امامت شیعیان، در دوره ای سخت از تاریخ اسلام و تشیّع در 57  سالگی به دستور ولید بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. [3]

شخصیت علمی، اخلاقی امام سجّاد(ع)

امام چهارم، حضرت علیّ بن الحسین، ملقب به سجّاد(ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام حسین(ع) در واقعه ی عاشورای سال 61 هجری، امامت و ولایت مسلمانان و شیعیان را عهده‌دار شدند.

ابو حازم(یکی از محدثین) می‌گوید: «ما رایت هاشمیّاً افضل من علیّ بن الحسین[ع] ولا افقه منه». [4] یعنی؛ از میان بنی هاشم[اهل بیت پیامبر] هیچ کس را والاتر و داناتر از علیّ بن الحسین[ع] ندیدم.

زهری می‌گوید: «لم أدرک احداً من اهل هذا البیت ـ بیت النبیّ(ص) ـ‌ افضل من علیّ بن الحسین(ع)». [5] یعنی؛ از میان خاندان پیامبر(ص)، در این زمان هیچ کسی را عالم‌ تر و با فضیلت‌ تر از علیّ بن الحسین(ع) ندیدم.

پیرامون مقامات معنوی و عبادت حضرت، از امام محمد باقر(ع) روایتی نقل شده است که ذکر می‌شود: «کان قیام علیّ بن الحسین(ع) فی صلاته قیام العبد الذلیل بین یدی الملک الجلیل، کانت اعضاوه ترقعد من خشیة الله ـ وکان یصلّی صلاة مودع یری انه لا یصلّی بعدها ابداً». یعنی؛ پدرم در نمازش همانند بنده ضعیف در مقابل خداوند بزرگ می‌ایستاد و اعضای بدنش از خوف خداوند می‌لرزید، همانند کسی که آخرین نماز خود را می ‌خواند، اقامه نماز می‌ کرد.

در سایر صفات و کمالات اخلاقی امام زین العابدین(ع) نیز سخن به همین منوال است. ائمه ی معصومین(ع) به معنای واقعی کلمه، الگو و اسوه ی مردم زمان خود و تمامی بشر تا روز قیامت بوده و هستند. بر ما مسلمانان و شیعیان است که با سر مشق گرفتن از آن ها و پای ‌بندی عملی به گفتار و کردار آن بزرگواران بتوانیم وظایف خودمان را انجام دهیم، ان شاء الله.

وضعیت شیعه و نقش امام سجاد(علیه السلام)

کوفه که در آن زمان پایگاه شیعیان بود، تبدیل به مرکزی جهت سرکوبی شیعیان شده بود، شیعیان واقعی امام حسین(ع) در حادثه کربلا به شهادت نایل آمده بودند. آن عده‌ای هم که هنوز زنده بودند، تحت شرایطی که ابن زیاد بوجود آورده بود جرأت خودنمای نداشتند، شیعیان پس از واقعه کربلا و شهادت جمع زیادی از خاندان پیامبر(ص) در وضعیت روحی و فکری سختی به سر می برند، دشمنان خیال می‌ کردند، پس از رویداد واقعه عاشورا، دیگر در هیچ زمانی شیعه و رهبران آن ها نمی‌توانند قدرت پیدا کنند ولی این خیال باطلی بود، امام سجاد(ع) موفق شد در سایه تلاش های فراوان به شیعه حیاتی تازه ببخشد و زمینه را برای تجدید حیات واقعی در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آماده سازد.

امام علیّ بن الحسین(ع) در طول مدت 34 از امامت و هدایت مسلمانان موفق شد شیعیان را از یکی از سخت‌ترین دوران ها نجات دهد. دورانی که جز سرکوبی، فتنه، تحریف، قیام های باطل و کشتار شیعیان چیزی همراه نداشت.

امام سجّاد(علیه السلام) و شیعیان

امام زین العابدین علیه السلام بعد از ورود به مدینه مشاهده کرد که حادثه کربلا در میان مردم به خصوص شیعیان(عده ای که بنا بر عللی نتوانستند امام حسین علیه السلام را یاری دهند و یا نخواستند) اثر بدی گذاشته است. چنانچه عده ای گمان می کردند که دیگر شیعیان نخواهند توانست قد علم کنند و کار آن ها به پایان رسیده است و یا اینکه لااقل در صحنه سیاسی جامعه و اداره آن نخواهند توانست کاری از پیش ببرند.

البته این درست است که جامعه مسلمین(به خصوص شیعیان) بعد از حادثه کربلا دیگر توان مقابله شدید با دستگاه اموی را نداشت اما آنها دریافتند که امویان برای رسیدن به اغراض دنیا طلبی خود و حکومت بر مسلمین از انجام هر جنایتی و لو کشتن فرزند پیامبر(ص) باشد دریغ نخواهند نمود!. لذا امام چهارم(ع) دست به فعالیت های سازنده روحی و معنوی مردم مسلمان زد و مبارزات خود با ظلم و ستم اموی را به شکل دیگر(یعنی آماده سازی نیرو برای آینده) شروع نمود. گو اینکه از اعتراض به جنایات و ظلم های حکام اموی نیز غافل نمی شد.

در دروان امامت امام زین العابدین علیه السلام چند قیام و شورش اسلامی، شیعی در دفاع از مظلومیت ائمه ی معصومین(ع) و اظهار توبه از عدم حمایت اهل بیت پیامبر(ص) صورت گرفت. گرچه در بعضی از آن ها اغراض غیر الهی نیز دخالت داشت!

یکی از این قیام ها، نهضت توّابین در سال 65 هجری بود که مردم کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی، به همراهی چندین هزار نفر از کوفیان در آن شرکت داشتند. ادعا شده است که رهبری توابین، امامت علیّ بن الحسین(ع) را پذیرفته بود. [6] آنچه مهم است این است که آیا آن ها در صورت پیروزی، رهبری و امامت شیعیان را به اهل بیت پیامبر(ص) که مصداق آن در این زمان، حضرت سجّاد(ع) بودند واگذار می نمودند؟!

شروع این نهضت به طور پنهانی، پس از حادثه ی جان گذار کربلا آغاز شد، اما در سال  65 به اوج خود رسید و به صورت تهدیدی جدی علیه ابن زیاد و دستگاه اموی درآمد.

توابین می گفتند: ما از عدم حمایت از اهل بیت رسول خدا(ص) که به شهادت حضرت حسین بن علیّ(علیهما السلام) انجامید سخت پشیمانیم و لذا برای پاک کردن دامان خود از این گناه، دست به شمشیر برده و بر قاتلین حضرت می تازیم. آن ها از ناحیه وجدان خود سخت در عذاب بودند و آرامش وجدان خود را شرکت در نهضت خونین و در نهایت کشته شدن می دانستند و فریاد می زدند: ما از زندگی در دنیا سخت بیزاریم و هرگز به خاطر آن دست به شورش نزده ایم. [7] سرانجام، در جنگ خونین خود با سپاه اموی درگیر شدند و تمامی آن ها، به همراه فرمانده خودشان به کشته شدند.

پس از شکست توابین، «مختار بن ابی عبیده ثقفی» در سال 66 هجری در کوفه حرکتی جدید علیه بنی امیه شروع کرد. هدف او اگرچه بیشتر رنگ سیاسی داشت، اما در آن موقعیت، نقش مهمی در سوزاندن پایه های ستم دستگاه اموی داشت و فکر می کرد اگر شورش و نهضتش به موفقیت برسد باید رهبری آن در دست یکی از آل محمّد(علیهم السلام) باشد. لذا نامه ای به امام چهارم حضرت سجّاد(ع) نوشت و درخواست نمود تا فرمان دهی و هدایت نهضت را به عهده بگیرند، ولی امام(ع) امتناع ورزید.

امام سجّاد(ع) به خوبی مختار و اغراض خاص او را می شناخت و موقعیت جامعه آن روز را نیز آماده قیام نمی دیدند. مختار نامه ای به «جناب محمّد بن حنفیّه» نگاشت که گفته می شود او جواب منفی نداد!. مختار کار خود را شروع نمود. او در مرحله اول، با جمع آوری لشکر فراوان، به دنبال قاتلان درجه اول شهدای کربلا رفت و سرهای ناپاک عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد، شمر، خولی و ... را از بدن آن ها جدا کرده و نزد امام سجّاد(ع) فرستاد و امام با دیدن آن ها، با انجام سجده شکر خدا را انجام داده و فرمودند: خدای مختار را جزای خیردهد ... . [8]

البته قابل ذکر است که بعضی از تاریخ نویسان می گویند، مختار از محمد بن حنفیه سوء استفاده کرد و حتی او را مهدی موعود! نامید و از آن زمان[بیشتر از سوی ابوهاشم، پسر محمد بن حنفیه] عده ای به نام "کیسانیه"، فرقه جدیدی درست کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیه شدند!، ولی بنا بر آنچه در منابع شیعه آمده است، محمد بن حنفیه از اصول اعتقادی تشیّع منحرف نبود و امام سجاد(ع) را به عنوان حجت خدا قبول داشت.

به هرحال قیام مختار نیز تا مدت زیادی دوام نیاورد و در سال 67 هـ . ق توسط آل زبیر سرکوب شد. در مجموع می توان گفت: مختار گرچه خدماتی برای شیعه انجام داده و در این جهت مورد رضایت و تایید ائمه بوده است [9] ولی درست شدن فرقه کیسانیه و مطرح کردن محمد بن حنفیه به عنوان مهدی موعود(ع) [10] و یا غرض های غیر الهی در سر داشتن و توجه زیاد به احساسات نمودن و حتی غافل کردن مردم از دشمن اصلی، هیچ گاه مورد تائید ائمه اطهار(ع) نبوده و حتی مورد مذمّت نیز واقع شد. [11]

امام چهارم(ع) و برخورد با امویان

اولین برخورد امام سجاد علیه السلام با امویان در زمان امامت خویش با نماینده آن ها، عبیدالله بن زیاد در شهر کوفه بود و همین طور با حاکم بنی امیه در آن زمان یعنی یزید بن معاویه در شام که حضرت با ایراد سخنان و خطبه ی غرّا و افشاگرایانه، مقام و منزلت اهل بیت رسول خدا(ص) و نگون بختی دشمنان به خصوص بنی امیه را ذکر می کند.

در واقعه حره که شورشی کوچک به رهبری عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه و... در سال 63 هجری در اعتراض به دستگاه اموی و یزید بود، امام(ع) موضع بی طرفی گرفت و از شهر مدینه بیرون رفت و حتی برای جلوگیری از ریخته شدن خون ها، عده ای زیاد از مسلمانان مدینه را پناه داد. [12]

یکی از دلائل عدم مخالفت صریح و موضع انقلابی(قیام با شمشیر) توسط حضرت، مسئله "تقیّه" بود که حضرت از آن به عنوان سپری برای حفظ اصل دین استفاده کردند که در فقه سیاسی اسلام، جایگاه آن و مواردش روشن شده و یکی از مسلمات فقه شیعه می باشد.

لذا امام چهارم(ع) از آنجایی که می دیدند اگر قیام نمایند، قطعا کشته خواهند شد و خوف از بین رفتن بقیۀ السیف و اصل دین می باشد و چه بسا، از نسل پیامبر(ص) کسی زنده نماند و به هدفی هم نرسند، از این کار خودداری نمودند و آن را به مصلحت اسلام ندانستند و مقصد خود را صرف تربیت انسان‏های فداکار و آگاه به مبانی دین و معارف الهی در ابعاد اخلاقی، تربیتی، علمی، فرهنگی و سیاسی کردند تا در وقت لازم، از آن ها در راه نشر دین و مبارزه با دشمنان استفاده کافی شود.

صحیفه ی سجادیه

یکی از خدمات ارزش مند و تاثیرگذار حضرت امام سجاد(ع) به اسلام و مسلمین صحیفه ی سجادیه می باشد که مجموعه ای از ادعیه در باب تهذیب نفس، رابطه بنده با خداوند ، توجه به آخرت و اعراض از دنیا، اخلاق پسندیده، دعا در هنگام مشکلات، دعا درباره پدر و مادر، فرزندان، همسایگان، مرزداران مملکت اسلامی، طلب روزی از خداوند و دعا در اعیاد ، خوف خدا و تواضع و ده ها مورد دیگر است.

امام سجاد(ع) با بصیرت تمام می دید که بزرگ ترین نیاز مردم در آن زمان، همین مسائل است. در زمانی که توجه به دنیا و زخارف آن زیاد شده بود و اعراض از عبادت و مسائل اسلامی نیز فراوان مشاهده می شد، بهترین دارو برای درمان این مشکل(سرطان)، همانا برقراری ارتباط با خدا [صحیفه ی سجّادیه] که دریائی از معارف الهی در آن نهفته بود.

عظمت این کتاب علاوه بر شیعیان، در بین اهل سنت نیز پذیرفته شده است. [13] و این خود حاکی از این است که دعاهای امام سجّاد(ع) در درون جامعه آن روز، نفوذ کرده و همه مسلمانان(شیعیان و اهل سنت)، از آن به عنوان راهی به سوی خدا و معنویت استفاده می کردند. زمانی که حتی نام گذاری اشخاص به نام "علیّ"  مجازات دارد و کار حاکمان بنی امیّه با سبّ علیّ علیه السلام شروع و ختم می شد!، به کارگیری این تعبیر "اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد"، ارزش خود را به خوبی نشان می دهد.

از مسائل دیگری که صریحا در لابلای دعاهای امام زین العابدین(ع) به چشم می خورد همانا مسئله امامت و حقانیّت اهل بیت پیامبر(ع) در احراز آن و رهبری جامعه مسلمین می باشد. کسانی که علاوه بر پاک دامنی و تقوا از مقام عصمت هم برخوردارند. برای روشن تر شدن جایگاه اهل بیت(ع) در بین مردم مشاهده می کنیم تعبیری که بیش از همه تکرار شده همانا صلوات بر حضرت محمّد و آل محمّد(صلوات الله و سلامه علیهم) است.

زمینه‏ سازی تدوین حدیث و فقه شیعه

در زمانی که گروه ‏های مختلف با ایده‏ ها و افکار التقاطی، در پی اهداف خود بودند و هر کدام برداشتی خاص از اسلام و قرآن می کردند، به خصوص با فاصله گرفتن از عصر نبوی، خوف این می رفت که سنّت واقعی نبوی و معارف ناب اسلامی از بین برود، امام سجّاد علیه السلام که وارث و خزانه دار علم الهی بود، دست به تربیت دانشمندان زیادی زد تا از این طریق قرآن و سنّت واقعی پیامبر(ص) بر مردم بیان شود و فرقه های منحرف نتوانند به اغراض و اهداف شیطانی خود برسند. به ویژه اینکه حاکمان ستم گر اموی و وابستگان آنان، تمام سعی خود را در دور نگه داشتن مسلمانان از معارف حقیقی قرآن و سنت واقعی نبوی(ص) گذاشته بودند.

روی این هدف بسیاری از طالبان علم و دانش، در سلک راویان حدیث و شاگردان حضرت در آمدند تا از سرچشمه زلال دانش او بهره ها گرفته و به حقایق قرآن و معارف دینی اسلام ناب دست بیابند.

مرحوم شیخ طوسی(ره) تعداد، 170 نفر از اصحاب امام سجّاد(ع) و یا کسانی که از آن حضرت روایت نقل کرده اند [14] را ذکر کرده است که از مشهورترین اصحاب و شاگردان حضرتش: ابو حمزه ثمالی، سعید بن مسیّب، محمد بن جبیر، ابو خالد کابلی، سعید بن جبیر و ... می باشند.

از طرف دیگر عالمان اهل سنت مانند ابن شهاب زهری، محمد بن سعد، یحیی بن سعید، ابوحازم و جاحظ در باره مقام علمی و زهد و کمالات امام سجّاد(ع) سخن ها گفته اند و همگی اورا به بزرگی یاد کرده اند .

در نتیجه سنگ بنای فقه و زمینه سازی آن از زمان امام سجّاد(ع) و توسط آن حضرت شروع شد و در عصر امام باقر و امام صادق "علیهما السلام" با توجه به موقعیت و شرایط پیش آمده(تغییر و جابجائی خلافت از بنی امیه به بنی عباس) به اوج خود رسید و فقه و مذهب جعفری تکمیل و تدوین شد.

در ضمن از حضرت امام سجّاد زین العابدین(ع) رساله ای در حقوق نیز به جای مانده که در کتب محدّثین شیعه مانند تحف العقول، کتاب من لایحضره الفقیه، خصال و امالی ذکر گردیده است.

«فسلام علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیّاً»


پی‏ نوشت‏ ها :

[1] اربلّی، کشف الغمة فی معرفة الائمة(ع)، ج2 ص285؛ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد ص253؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی ص251.

[2] شهیدی، زندگانی علیّ بن الحسین(ع) ص10؛ مقرّم، الامام زین العابدین(ع) ص14.

[3] یوسفی غروی، مجلة رسالة الحسین(ع) ص10؛ مقرّم، الامام زین العابدین(ع) ص14.

[4] اربلّی، کشف الغمة فی معرفة الائمة(ع)، ج2 ص86؛ ابن عبد ربّه، عقد الفرید ج3 ص97.

[5] جعفری، تشیّع در مسیر تاریخ ص286.

[6] طبری، تاریخ الامم و الملوک ج2 ص455 .

[7] کشّی، معرفة الرجال ص84؛ المختار الثقفی ص124.

[8] پیشین ص84؛ طوسی، رجال ص125.

[10- 9] ابن سعد، الطبقات، ج5 ص213 و285.

[11] طبری، تاریخ الامم والملوک ج5 ص245.

[12] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج11 ص192 و ج6 ص186 و ج5 ص113.

[13] شیخ طوسی، رجال، ص81 .

[14] سبط ابن الجوزی، تذکرة الخواص، ص186، اربلی، کشف الغمة... ج2 ص80.

------------------------------------------------------------------------------

منبع: http://www.golshantabas.ir/news/6211


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۳:۲۴
عباس جعفری (فراهانی)
آیت الله آصفی از اندیشه سیاسی خود می‌گوید
در آستانه برگزاری کنگره بزرگداشت و تجلیل از شخصیت آیت الله شیخ محمدمهدی آصفی(ره)، به همت دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، جامعة المصطفی(ص) العالمیة و مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) در سال۱۳۹۳، نویسندگان کتاب اندیشه سیاسی ایشان مصاحبه‌ای با وی کردند و آن مصاحبه در پایان کتاب مذکور منتشر شد. در ضمن نسخه‌ای از متن آن مصاحبه در اختیار آیت‌الله آصفی قرار گرفت که پس از مدتی ایشان با اصلاحاتی آن را برگرداندند که تا پس از درگذشت ایشان منتشر نشده بود. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر نجف لک زایی برای نخستین بار متن اصلاح شده را در اختیار سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گذاشت.
[تذکر: متن زیر بازنشر و اصلاح شده است.]

***********************************************************

*به عنوان یک متفکر اسلامی، چه منابعی یا شخصیت‌هایی در شکل­ گیری نظام فکری ­تان تأثیرگذار بوده است؟
چون کارم قرآنی است، اولین الهام‌بخش بنده در تفکر سیاسی، «قرآن» است. البته از افکار سیاسی دیگران در فلسفه سیاسی از جمله کتاب «هارولد لاسکی» و کتاب «قرارداد اجتماعی» ژان ژاک روسو، دکتر قاسم غنی و امثال آن را بسیار دیده‌ام و استفاده کرده‌ام اما همان طور که گفتم مهم ­ترین منبع اساساً قرآن و فقه سیاسی اسلامی بوده است.

*در برخی آثار شما با مفاهیمی مانند کفر، طاغوت، جاهلیت و… مواجهیم که شبیه سید قطب است؛ آیا اندیشه ایشان بر نظرات شما تأثیری داشته است؟
من آثار سید قطب خصوصاً تفسیر «فی ظلال القرآن» را زیاد خوانده ­ام. این حرف سید قطب کلام صحیحی است که خداوند باید حاکم بر زندگانی انسان ‌ها باشد و هر انحرافی از حاکمیت خداوند، جاهلیت است، اما در اندیشه ایشان، یک حلقه‌ مفقوده‌ای هست که این زنجیره حاکمیت را قطع می‌کند. سید قطب تا اینجا که خداوند بر ما حاکم است و اصل و مبنای هر حاکمیتی باید الله باشد، خوب پیش می‌رود، اما از آنجایی که حاکمیت یک مسئله عینی واقعی است و باید در زندگانی حضور داشته باشد، این سوال پیش می آید که حاکمیت از آن کیست؟ اگر بعد از وفات پیغمبر، فرض کنیم چهار تا خلیفه داشتیم و این چهار تا خلیفه هم حاکمیت‌ شان حاکمیت پیغمبر بود (که البته هیچ دلیلی بر این مطلب نیست.)، دوره بنی ­امیه را سید قطب چگونه تفسیر می­ کند؟ خود ایشان به معاویه و یزید بدبین است، حتی در کتاب «العدالة الاجتماعیة» نسبت به عثمان هم بدبین است، بنابراین اگر از ایشان سوال شود که حاکمیت مشروع که به حاکمیت الله در زندگانی واقعیت و عینیت می دهد چیست و چه کسی مشروعیت دارد؟

به عبارتی دیگر اگر ما بخواهیم «حاکمیت الله» را در زندگانی خودمان اجرا و تنفیذ کنیم، این حاکمیت الله را از کجا بیاوریم؟ قرآن و حدیث پیغمبر به ما نمی ‌گوید برو با آمریکا و اسرائیل جنگ کنید یا با آمریکا مذاکره کنید. در قرآن هیچ وقت یک چنین مطالبی پیدا نمی ‌شود. بلکه باید یک حاکمی چنین اوامر یا نواهی را در واقع و عینیّت جامعه انجام دهد. این حاکم به نظر آقای سید قطب در دوره معاصر کیست؟ هر چند افکار سید قطب مثل یک زنجیره ‌ای است که منظم چیده شده است، اما اینجا که می ‌رسد زنجیره قطع می‌ شود، ایشان ساکت می‌ماند و اصل شبهه و پاسخ آن را مطرح نمی ­کند!؟.

من در نوشته ‌های خودم این زنجیره ناقص را تکمیل می‌ کنم، بدین صورت که پس از پیغمبر به نص ایشان، علی بن ابی طالب(ع) است و تا دوازده امام پیش می ‌رود. در عصر غیبت، امام دوازدهم، فقهایی عادل حاکم قرار داده اند که به حکومت الله و زندگانی مسلمین عینیت و واقعیت می ‌دهند مسیر فکری ما یک مسیر صحیحی در حاکمیت و توحید است و حاکمیت فقیه را با چندین واسطه حاکمیت الله می ‌دانیم و دلیل هم داریم. دلیلش این است که خداوند پیغمبر را انتخاب کرد، پیغمبر امیرالمؤمنین(ع) را انتخاب کرد، و این انتخاب در سلسله ادامه داشت تا امام زمان (عجل الله فرجه). ایشان فقهای عدول را انتخاب کردند و بر ما اطاعتش را واجب نمودند. این زنجیره ‌ای است که هر حلقه ‌ای به جای خودش قرار گرفته است و ما امروز می‌ توانیم به جرأت بگوییم که توحید یعنی حاکمیت و ما این حاکمیت را در زندگانی داریم؛ یعنی الآن ما موحد هستیم.

*بنابراین نظریه سید قطب دچار بن بست است؟

بله. به همین دلیل سید قطب این حلقه را نادیده می گیرد و به آن اشاره نمی کند و الاّ اگر از این بن ‌بست بخواهد خلاص شود راهی جز راهی که ما می ‌پیماییم ندارد.

*حضرتعالی از متفکران شیعه به طور خاص شهید سید محمدباقر صدر(ره) تأثیر پذیری داشته اید؟
آیت الله شهید السید محمدباقر الصدر(ره) یکی از متفکران و محققان و دانشمندان و فقهاء به نام عصر ما است و تأثیر فکری ایشان بر اندیشه و فکر معاصر اسلامی مشهود است. آثار و افکار ایشان همیشه برای اینجانب مغتنم است. در این مسأله با ایشان اختلاف نظرهایی دارم که در کتاب (ولایت الأمر ...) توضیح داده‌ام.

*با کدام نظریه نظریه ایشان درباره ولایت فقیه (شورا، ولایت فقیه، یا نظریه خلافة الانسان و شهادة ­العلماء)؟ 
با نظر ایشان در مسأله (شوری) و (خلافة الانسان و شهادة العلما) اختلاف نظرهایی دارم که جای باز کردن و توضیح آن اینجا نیست.

*ایشان آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی ...» را می‌آورد و می‌‌گوید که خلافت و حکومت دست مردم است و علما نظارت می‌کنند: «
لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ».

فعلاً چیزی در این زمینه به یاد ندارم ولی خطاب «لتکونوا» خطاب به علما نیست، خطاب به عموم مسلمانان است. و مقصود از «ناس» فرهنگ‌های دنیا است، فرهنگ آمریکا، کانادا، استرالیا، ‌آفریقا و … است، مسیحی‌ها و یهودی‌ها است: «جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً» (بقره، ۱۴۳).

*از امام خمینی(ره) هم تأثیر پذیرفتید؟ در درس‌های حضرت امام در نجف شرکت می­ کردید؟
بله، در درس فقه، «مبحث بیع» ایشان شرکت می­ کردم.

*یعنی بحث ولایت فقیه؟
بله. من بحث ولایت فقیه را نوشتم و تقریرات درس‌شان را به ایشان ارائه دادم. ایشان هم یک حواشی نوشت. این نوشته‌ها تا مدتی پیش من بود. حالا نمی‌دانم بگردم شاید پیدا بشود.

*حضرتعالی در حکمت متعالیه هم درس و بحث داشتید؟
منظومه را کاملاً دیده ام. اوائلش را درس خواندم و بقیه اش را با حاشیه مرحوم شیخ محمدرضا آملی مباحثه می‌کردم. ولی «شفاء» را درس گفتم. وقتی در تابستانی در همدان بودیم، برای بعضی دانشجویان دکتری فلسفه شفاء را درس می‌دادم.

*شما در فلسفه و حکمت بیشتر مشی مشائی دارید یا مشی متعالیه ای، یا هیچ کدام؟
همان روش صدر المتألهین که میان اشراق و مشاء جمع کرده است.

*یعنی شما را می توان در ردیف حکمت متعالیه قرار بدهیم؟
بله، ایشان یک روش متوسط و میانه داشت، میان فلسفه مشاء و اشراق.

*اندیشه شما چطور به سمت تفکر سیاسی گرایش پیدا کرد؟
چون من کار قرآنی می‌کردم، این آیات در قرآن جلب توجه می‌کند که ما برای چه اطاعت کنیم؟ دولت چطور پیدا شده؟ منشأ پیدایش دولت چیست؟ آیا دولت در تاریخ چگونه پیدا شد؟ همان طوری است که سیاسیون جدید می‌گویند که یک وقتی بود که مردم جنگل‌نشین بودند و در غارها زندگانی می‌کردند و اصلاً برخوردی با هم نداشتند، تصادمی با هم نداشتند که نیاز به دولت پیدا کنند، تمدنی نبود، اصلاً تعارضی با هم پیدا نمی‌کردند، بعد که ابزار پیدا شد، شهر پدید آمد، تصادم‌ها هم پیدا شد و آن وقت دولت شکل گرفت. این یک نوع برداشت است که توهمی بیش نیست و الا اگّر ما به تاریخ مثلاً تاریخ هیرودت مراجعه کنیم به یک فتره‌ای که بشر اصلاً‌ نظامی نداشته بر نمی خوریم، این یک مطلب موهومی است که فلاسفه سیاسی مارکسیسم و بعضی از فلاسفه سیاسی دیگر تصور کردند.

آنچه قرآن می‌گوید زندگانی اجتماعی انسان از اوّل بود. این طور نبود که زندگانی اجتماعی انسان بعداً پیدا بشود، منتها راهنمای آن‌ها فطرت بود. این مرحله اول تاریخ است. مرحله دوم تاریخ مرحله نبوت است. یعنی عصر حضرت نوح. مرحله سوم تاریخ، مرحله حاکمیت است که عصر حضرت ابراهیم می باشد، مرحله چهارم تاریخ، مرحله کمال دین است که با پیامبر بزرگوار اسلام شکل می گیرد و مرحله پنجم مرحله ظهور امام زمان است که آن مرحله حاکمیت مطلق دین است. این پنج مرحله را من ندیدم کسی قبلاً به این نحوه ترتیب داده باشد. مردم تا زمانی که در سایه فطرت زندگانی می‌کردند، نیاز به یک حاکم نداشتند و فطرت رهنمون اینها بود. فطرت زندگی مردم را تنظیم می‌کرد. بعد که از فطرت منحرف شدند مردم نیاز به قانون و حاکم پیدا کردند.

*در حوزه اندیشه سیاسی، ابتکارات و بدایع خود را در اندیشه ورزی در چه موضوعاتی می دانید؟
شبکه «ولاء»، قاعده «میثاق و سنت تعمیم» را قبلاً از کسی ندیده بودم. مراحل پنج گانه تاریخ هم از نوآوری هایی است که قبلاً ندیدم کسی تاریخ را از نظر قرآن به این مراحل پنج گانه تقسیم کند … و همچنین مباحث دیگری در فقه و تفسیر که فعلاً به یاد ندارم.

*در بحث میثاق شما اعتقاد دارید که تا قبل از حضرت نوح مردم بر اساس فطرت رفتار می‌کردند؟
تا حضرت نوح(ع) مردم بر اساس فطرت کار می‌کردند.

*آیا حضرت نوح برای تذکر به بازگشت به فطرت مبعوث می شود؟

بله. البته معنایش این نیست که قبل از حضرت نوح پیغمبرانی نبودند. اما فطرت هنوز فعال بود و انبیای قبل از حضرت نوح مشکل زیادی با مردم نداشتند. چون فطرت، زندگانی مردم را سامان می‌ داد. آنها برای مردم روشنگری هائی در حکم فطرت داشتند و همچنین مطالب وسائل (فرا فطرت) را که برای فطرت قابل درک نبود به وسیله (وحی) به مردم تعلیم میدادند، اما در زمان حضرت نوح، منابع فطرت در زندگانی انسان آلوده شد، مثل زمان ما و وضعیت اروپا. فطرت از کار خودش ایستاد. این انبیا می‌آیند و مردم را به فطرت باز می‌گردانند: «کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَة ... (فاختلفوا)» (بقره، ۲۱۳) یعنی از مسیر فطرت وقتی جدا شدند و در اثر آن در میان مردم اختلاف پیدا شد. آن وقت خداوند پیغمبران را فرستاد برای اینکه بتوانند مردم را به فطرت برگردانند: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها…». (روم، ۳۰)

«… ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّم»؛ دین قیم که انبیاء آوردند همان فطرت است، البته تنظیمات و قوانینی هم هست که آنها لازمه زندگانی بشر است و به فطرت مربوط نیست.

*در تفسیر موضوعی «فی رحاب القرآن» فرمودید دوره حضرت ابراهیم که رسید چون آن خط انحراف قوی شده بود، در خط توحید نظام سیاسی با رهبری حضرت ابراهیم آغاز شد.
بله، این مرحله، مرحله سوم تاریخ بود که با حضرت ابراهیم (ع) آغاز شد و ادامه یافت.

*مراحل، تاریخ انسان است یا مراحل تاریخ؟
مراحل تاریخ، همان تاریخ انسان است.

*در بحث از مراحل پنجگانه فرموده‌اید انتقال بشر به مرحله دوم یا سوم به این معنی نیست که مرحله قبل از دست رفته باشد.
بله قطعاً همین طور است. چنین نیست که انبیاء بیایند و روی فطرت قلم بکشند، یا حاکمیت بیاید روی نبوت را قلم بکشد، بلکه این حرکت ربّانی در زنده‌گانی انسان رو به جلو می‌رود. چنان چه حضرت خاتم الانبیاء آمد فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم». مرحله کمال تشریع و کمال دین است. با «الیوم اکملت لکم دینکم» بشریت وارد یک مرحله چهارمی شد. مرحله پنجم که مرحله حکومت مطلقه الهی است بر روی زمین که دیگر آنجا همه انسان‌ها و در قار‌ه‌های پنج‌گانه در تحت حاکمیت الله هستند که مرحله ظهور حضرت ولی‌عصر مهدی آل محمد می‌باشد)

*در جلد پنجم (فی رحاب القرآن) حضرت‌عالی از یک میراث در آخرت و دو میراث در دنیا بحث کرده‌اید که به نظر از ابتکارات شماست؟
بله این را هم قبلاً ندیدم کسی بگوید. در دنیا هم دو تا میراث هست. یکی میراث مؤمنین صالحین از فاسدین «وَ أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیارَهُم» (احزاب، ۲۷). یکی میراث صالحین از صالحین که «أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ» (فاطر، ۳۲) که کتاب حکمت را ما از نسلی به نسل بعد منتقل کردیم.

*در زمینه شبکه‌های انتقال تمدن نیز بحث جدی را مطرح کرده‌اید که بحث جدید و قدیم را به بحث از انقطاع و اتصال تمدنی تغییر داده است، در این رابطه چه نظری دارید؟
آتاتورک خط را از عربی به لاتین تغییر داد. وقتی حرف را تغییر داد یک دیوار بسیار قوی و بلندی میان دو نسل قرار داد؛ یعنی این نسل جدید اصلاً نمی‌توانستند قرآن بخوانند، حدیث بخوانند. همه به خط لاتین بود، در حالی که فرهنگ اسلامی با خط عربی است. او فرهنگ اسلامی را در ضمن دوازده سال که دبستان و راهنمایی و دبیرستان باشد از زندگانی مردم ترکیه جدا کرد و مردم روزنامه‌ها و کتاب‌ها را به لاتین می‌خواندند و فقط قرآن را از ملاهای خودشان در مساجد می‌شنیدند. این شیوه آموزشی خط تمدن اسلامی را قطع کرد. رضاخان خواست همین کار را بکند اما نتوانست؛ روحانیت در ایران از روحانیت ترکیه قوی‌تر بود ولی آتاتورک این سیاست را انجام داد و بعد از انقطاع در شیوه آموزش سراغ شبکه خانواده رفتند. خانه را هم اشغال و فاسد کردند.

اما قلعه سوم(مسجد) تا اندازه‌ای سالم ماند. مقصودم از مسجد رمز است. که شامل حوزه‌های علمیه و مدارس دینیه و مرجعیت و کتاب‌های دینی و کتابخانه‌های دینی می‌شود. این قلعه سوم درصد بالایی سالم ماند و استکبار نتوانست قلعه سوم را اشغال کند. به عبارتی پل اول و پل دوم را شکستند، اما پل سوم تا اندازه‌ای سالم ماند و ما مدیون همین مسجدها هستیم، یعنی آنچه به دست ما رسید و همچنین در ترکیه دست به دست شد از همین مسجدها بود.

*در مورد جامعه صالحان، شهید محمدباقر الحکیم کتابی به عنوان «دور الائمة(ع) فی بناء الجماعة الصالحة» نوشته است. آیا دیدگاه شما با ایشان متفاوت است؟ و یا تأثیر و تأثری وجود دارد؟
بله، نزدیک به هم است. در کتاب «المشروع السیاسی لأهل البیت(ع)» بعد «واقعة الطف»، برنامه ائمه(ع) را تشکیل جماعه صالحه شرح داده‌ام که برنامه ائمه بعد از فاجعه طف است.

*کتاب ایشان بعد از کتاب شما تألیف شده است؟
نه، قبل از من نوشتند. من کار ایشان را دیده بودم. ولی طرحی که بنده در المشروع السیاسی لأهل البیت(ع) بعد واقعة الطف دارم، طرح کاملی است که جامعه صالحین یکی از ارکان آنها است.

*سیره سیاسی اهل بیت(ع) بعد از پیامبر را چگونه تفسیر می کنید؟
دوران امیرالمؤمنین(ع) نظر این بود که حکومت به نحو مسالمت‌آمیزی منتقل به اهل‌بیت رسول الله(ص) بشود، لذا حضرت مقاومت نمی‌کردند، با تقیه زندگانی می‌کردند که این حکومت هم منتقل شد. منتها بعد از آن که معاویه آمد و آن سه جنگ تحمیل شد و به شهادت آقا امیرالمؤمنین منجر شد. از دوره امام حسن بنابر مبارزه شد اما در دوران آن حضرت مبارزه نمی توانست به نتیجه برسد. حتی از خود آقا امام حسین هم که سؤال می‌کردند فرمودند: ما یک عهدی به معاویه دادیم و نمی‌توانیم فعلاً از آن قرار تخلف بکنیم؛ ولی همین که معاویه مرد، دوران مبارزه شروع شد. فاجعه عاشورا که پیش آمد، دوره دوم هم پایان یافت. دوره سوم، برنامه ائمه ساختن یک جامعه صالحه در درون این جامعه بود با ابزارهای مخصوص که در کتاب اشاره کرده ­ام.

*ده تا ابزار را برشمرده­ اید.
بله ده تا ابزار داشت که در آن کتاب توضیح داده‌ام.

*آیا این جامعه صالح بدون پشتوانه سیاسی واقعاً انجام شدنی بود؟
این ده ابزار طرح کامل ائمه را بعد از فاجعه عاشورا نشان می‌دهد، اطاعت کامل بود، از امام اطاعت می‌کردند و حاکمیت امام را به رسمیت می­ شمردند.

*پس در واقع یک جوری دولت در دولت می‌شد.
بله، یک طرح کاملی بود. این ده تا ابزار را وقتی کنار هم بگذاریم این طرح کامل می­شود مثلاً افرادی خمس مردم را جمع می‌کردند؛ اینها جبات بودند. دعاتی هم داشتیم، اینها می‌رفتند مردم را دعوت به اهل‌بیت می‌کردند. وکلائی در بلا داشتند در مقابل اینها یک فقهایی هم داشتیم که دعات نبودند.

*منظورتان وکلا است؟
وکلا و فقها‌ که برای مردم نمایندگی از طرف امام داشتند. خلاصه این طرح با ده ابزار آن طرح کامل می‌شود و به نتیجه هم رسید؛ یعنی در زمان امام حسن عسکری(ع) کامل بود به طوری که شهرهای قم، ساوه، شهر ری شیعه بودند و قسمتی از خراسان نیز شیعه بودند. ماوراء النهر و بخش بزرگی از عراق شیعه بودند.

*سؤال ایشان این است که آیا امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن(ع) را می توان در دوره اول قرار بدهیم؟
نه، دو دوره است. آقا امیرالمؤمنین طرح ‌شان انتقال مسالمت‌آمیز حاکمیت بود. امام حسن با معاویه جنگ می­کرد، اما بعد از آن که لشکر امام حسن نسبت به حضرت خیانت کردند و اطراف امام حسن علیه السلام را خالی گذاشتند امام ناچار باید قولی که به معاویه داده بود، بپذیرد. ولی طرح دیگر انتقال مسالمت‌آمیز حکومت نبود. طرح این بود که حکومت را با قدرت به چنگ بیاورند. که به سبب خیانت فرماندهان ارتش امام حسن(ع) به نتیجه نرسید. طرح امام حسین این بود که شرعیت خلافت را از بنی امیه بگیرند و آنها را به عنوان ظالمان و ستم گرانی که به زور بر حکومت مسلط شده‌اند معرفی کنند و مردم بر علیه حکومت بنی امیه به شوراند که خود عامل مهمی است برای براندازی حکومت بنی امیه.

*پس دوره امام حسن و امام حسین علیهما السلام دوره دوم می‌شود.

از امام زین العابدین(علیه السلام) تا امام دوازدهم طرح سوم است که به موفقیت رسید.

*طرح تربیت جامعه صالحان بود؟
بله، به فعلیت هم رسید. اینها دعات داشتند، جبات داشتند، فقها داشتند، وکلا داشتند، مناطقی داشتند که تقریباً کاملاً شیعه بودند. فقه را می‌نوشتند، احادیث را می‌نوشتند ما فقه و فرهنگی که داریم از همان دوره است، اگر آن دوره نبود ما فرهنگ اهل‌بیت(ع) را نداشتیم. اصلاً فرهنگ اسلام را نداشتیم. در آن دوره، اگر ائمه علیهم السلام می‌خواستند به مبارزه ادامه بدهند هیچ اثری از ما باقی نمی‌ماند، مثل خوارج می‌شدیم. الان خوارج هیچ اثری از‌ آن‌ها نیست. در این دوره، ائمه علیهم السلام با «تقیه» و با طرح‌های کامل توانستند تشیع را به امروز برسانند تا بتوانیم در دنیا اظهار وجود بکنیم.

*در مرحله دوم خصوصاً‌ در حادثه عاشورا، بحث‌هایی نظیر اهداف جنبش دارید، ولی این حرکت نظامی برای مقابله نظامی با سیستم یزید نبود بلکه برای بیدار کردن وجدان جامعه اسلامی بود که خیلی ارزش ها را فراموش کرده بود. این هم یک راه مبارزه‌ای است که مردم را بشورانند علیه یزید، ولی به نتیجه کامل نرسید که براندازی حکومت بنی‌امیه و برگشتن اهل‌بیت به حاکمیت باشد ولی امویان را ساقط کرد.
بله، امویان بعداً بالاخره با دادخواهی خون امام حسین(ع) ساقط شدند.

*می‌شود ما این سه دوره را بگوییم یک دوره سیاسی (زمان امام علی علیه السلام) بود، یک دوره انقلابی بود(زمان امام حسن و امام حسین) و یک دوره فرهنگی. یعنی از امام سجاد علیه السلام به بعد در واقع رویکرد فرهنگی می‌شود.
دوره نخست دوره تلاش برای انتقال مسالمت‌آمیز حاکمیت بود شما نامش را یک مرحله سیاسی بگذارید اما یک دوره انقلابی نمی‌شود گفت، ولی هر سه دوره را با هم که یکدیگر را تکمیل میکنند باید انقلابی نامید لذا می‌توان دوره دوم را دوره مبارزه گفت، مبارزه مسلحانه. دوره سوم دوره سازندگی بود با تمام شرایط فاسدی که در جامعه بود، از امام زین‌العابدین(علیه السلام) شروع کرد به ساختن نهادهای کوچک شیعیان و تربیت شاگردان، و کم‌کم توسعه یافت.

*به نظر می رسد جماعت صالحان تا دوره امام رضا(ع) است منتها بعد از امام رضا(ع) عملاً تشکیل و تربیت صالحان وجود نداشت.
حضرات ائمه(ع) زیر سلطه بنی العباس بودند و نمی‌توانستند به راحتی ارتباط با شبکات شیعه داشته باشند ولی اینها ارتباطات مخفیانه‌ای با شبکه تلامیذ خودشان، با شبکه دعات خودشان، با شبکه فقهای مکتب خودشان داشتند و یک مراسلات سرّی بود که در تاریخ هم می‌نویسد که گاهی اینها با چه زحمتی می‌توانستند در سامرا خودشان را به امام علی الهادی(ع) برسانند. نمی توانستند آدرس منزل امام را سؤال کنند، چون فوراً مسؤولین عباسی دنبال‌شان می‌آمدند که کجا می‌خواهی بروی. یعنی مراسلاتی و ارتباطاتی داشتند.

*آیا با وجود برخی از انحرافات در شیعیان مثل واقفیه، بر اینها جماعت صالحان اطلاق می شود صحیح است؟

بله، قطعاً اطلاق می‌شود و وجود واقفیه و مانند این‌ها منافاتی با جامعه صالحین ندارد و من فکر می‌کنم در دوران امام زمان هم همین طور است. سنت‌های الهی به هم نمی‌خورد. ابتلاء هست. و در دوره امام زمان مردم معصیت می‌کنند، خلاف می‌کنند. سرپیچی از دستورات می‌کنند. این طور نیست که با شکل گیری جماعت صالحان، سنت الهی عاطل و باطل بماند.

*هدف ائمه بعد از امام سجاد(ع)، تربیت این جماعت صالحان بود یا می‌‌خواستند امت را بازسازی کنند و برای این بازسازی، جماعت صالحان را تربیت کردند؟
جامعه صالحان قرار بود که هسته مرکزی سازندگی امت باشند. الان هم تنها کیان اسلامی که دولت و حاکمیت دارند و اسلام را مطرح می‌کنند شیعیان هستند.

*حاج آقا، آیا شهید صدر درس فلسفه تدریس می کردند؟
نه، ایشان اسفار را پیش آیت الله مرحوم شیخ صدرالدین بادکوبه‌ای که من پیش ایشان جلد دوم کفایه را خوانده بودم، خواندند.

*تدریس فلسفه در حوزه نجف آن زمان باب بود؟
بله، آیت الله آشیخ عباس قوچانی درس می‌گفت که من درس ایشان را درک نکردم. آقای شیخ مسلم ملکوتی که اخیراً فوت کردند، درس منظومه می‌گفت که من درس ایشان می‌رفتم. دیگر یادم نیست کسی درس گفته باشد. درس فلسفه مرحوم شیخ محمدرضا مظفر را هم دیده‌ام.

*شهید آیت الله صدر خودشان هم تدریس می‌کردند؟
نه، اما وقتی که فلسفتنا را ایشان نوشتند در مسجد هندی فلسفتنا را تدریس می‌کرد.

*در زمینه فعالیت های اجرایی سیاسی نیز حضور فعالی داشتید؟ لطفا به این بخش هم اشاره بفرمایید.

من در چند حوزه کار کردم. یکی در «حزب الدعوة الاسلامیة» که جزء موسسین نبودم ولی از اوائل از اول تأسیس حزب الدعوة ... بودم و جزو کادر رهبری حزب بودم و بعداً به عنوان سخنگو حدود سیزده چهارده سال حضور داشتم. یک مقداری اختلاف نظر پیدا کردم و از حزب الدعوة استعفا دادم. بخش دوم، همکاری با معارضه نظام عراق بود. که تقریباً فاصله مساحت زیادی از وقتم را گرفت. در مسائل انقلاب اسلامی سه تا کتاب در معرفی انقلاب اسلامی نوشتم که مکرراً هم چاپ شده است.

یکی از کارهایم به ویژه پس از سقوط نظام صدام، کارهای سیاسی فرهنگی است، در شبکه‌های ارتباطی غالباً اعلامیه و بیانیه دارم نه کارهای سیاسی عملی. من در میدان عمل داخل نشدم، یعنی پست سیاسی ندارم ولی همیشه بیانیه دادم، برای مردم سخنرانی می‌کنم در مسائل مختلف در مواضع مختلف نظیر: مسائل سیاسی، انتخابات، در مسائل بدبین شدن مردم، در حضور آمریکا در منطقه، درباره مقاومت در برابر آمریکا. الآن عراق بر سر یک آتشفشان سیاسی است، حضور دارم، دائماً به مردم تذکر می دهم در مسائل سیاسی بیراهه نرویم فریب تبلیغات دشمنان را نخوریم اگر این حکومت که مردم انتخاب کرده‌اند از دست دادیم مجددم گرفتار حز بعث خواهیم شد.

این یک هشداری است که من همیشه می‌دهم. یعنی حمایت از دولت عراق را تکلیف می دانم، چرا که می‌دانم اگر این حکومت را از دست دادیم جایگزینش یک حکومت آمریکایی است، آن هم نه حکومت آمریکایی مسالمت‌آمیز، یک حکومت آمریکایی از نوع حکومت حزب بعث که شیعه را تار و مار می‌کنند. زندان می‌کنند، شکنجه می‌دهند. دیگر اثری از تشیع و از حضور تشیع به جا نمی‌گذارند. لذا من تکلیف خودم می‌دانم که از این حکومت با تمام نواقصش دفاع کنم و مردم را دعوت کنیم که پای این حکومت بایستند. نواقصی هم که دارد نصیحت کنند، انتقاد کنند، ولی مبنا تخریب نباشد چون تخریب اعلامی فعلا به ضرر ماست. اگر این حکومت را ضعیف کنیم چیزی برای ما باقی نمی‌ماند، همه از دست می‌رود. آن همه شهداء و خون‌ها و شکنجه‌هایی که دیدیم همه به باد می‌رود.

*در بحث «شبکه ولاء» محور انسان است یا انسان مسلمان هست؟
انسان مسلمان. اصل شبکه ولاء در واقع تار و پود جامعه اسلامی است.

*رابطه شبکه ولاء با کفار، و دوست های غیر مسلمان چگونه است؟
برائت است. همیشه طرف دیگر سکه برائت است. یک طرفش ولاء است و طرف دیگرش برائت است. رابطه ما با کفار برائت می‌شود. حالا برائت را گاهی اعلان می‌کنیم، گاهی به جنگ کشیده می‌شود و گاهی هم تقیه می‌کنیم. بالاخره رابطه ما با کفار برائت است. ولی لازم نیست همیشه برائت با جنگ صورت بپذیرد. گاهی هم برائت تبلیغاتی است، گاهی هم برائت با تقیه برگزار می‌شود.

*یعنی ولاء را نسبت به کفار نداریم؟
نداریم، و ولاء فقط درون جامعه اسلامی است.

*درباره بعد ایجابی و بعد سلبی شبکه ولاء توضیحی بفرمایید.
«سلام» بُعد سلبی است و بُعد ایجابی نصیحت است. نصیحت فقط موعظه نیست معنای نصیحت، خیرخواهی و خیرکاری است. انسان یک کار خیری بکند برای جامعه، یک خدمتی بکند، مثلا دبیرستانی و دانشگاهی برپا کند یا سایتی راه اندازی کند اینها نصیحت است، پس بنابراین نصیحت فقط خیرخواهی نیست، خیرسازی هم هست.

*در مفهوم نصیحت بُعد نظارت هم را شامل می‌شود؟
بله، همان هم جزو نصیحت است؛ اما متأسفانه نصیحت را فقط به معنای موعظه و انتقاد می‌گیریم. البته این معنا درست است، منتها مفهوم «نصیحت» که حضرت رسول الله(ص) که در خطابه مسجد خیف فرمودند: «ثَلَاثَهٌ لَا یَغِلُّ عَلَیْهَن قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ واللزوم لجماعتهم»، همانا اخلاص لله و همگام بودن با جامعه اسلامی و النصیحة لائمة المسلمین می‌باشد؛ نصیحت یعنی کمک بکنیم، نصرت بدهیم، تأیید کنیم. به هر جهت، نصیحت دارای یک معنای وسیعی است، منتها در فرهنگ امروز ما نصیحت به معنای موعظه آمده است.

*در شبکه قدرت، آیا مبنا، مرزهای عقیدتی است یا مرزهای ملی و جغرافیایی؟
در اینجا مرزهای جغرافیایی اصالت ندارد، بلکه مرزهای عقیدتی اصالت دارد.

*طبق عناوین ثانونی، خیلی از بحث‌های مدرن را می‌پذیرید. حالا بحث‌هایی مثل رأی اکثریت، انتخابات و مرزهای ملی را تحت این عناوین ثانویه می‌پذیرید یا نه به عنوان حکم اوّلی؟
با رابطه با کفار را می‌فرمایید؟

*نه، مرزهای جغرافیایی را.
نه، این یک حالت موقتی است.

*پس عنوان ثانوی می‌شود؛ یعنی فعلاً‌ یک واقعیتی است وما کاری نمی‌توانیم بکنیم.
بله، نمی‌توانیم کاری بکنیم. بالأخره باید یک مرزی میان ایران و عراق باشد. الآن ما قدرت نداریم مرز را برداریم. جهان عرب و عراق را علیه خودمان می‌شورانیم و نمی‌توانیم. منتها این اسلام نیست. این یک مرحله‌ای است به سمت اسلام.

*آرمان اصلی‌ اسلام، امت واحده است.

امت واحده است. بله، این مسئله تعدد و چند گروهی و تکثّر گرائی این‌ها اصل اسلام نیستند، اسلام توحید است؛ توحید جامعه است و توحید ولایت است، توحید رهبری است. اسلام قائل به توحید است. و اینکه الآن ما تعددها را پذیرفتیم، دو گانگی و چندگانگی را به عنوان یک اصل پذیرفتیم، یک مرحله‌ای است به سمت آن توحید. همچنین در بحث ولایت فقیه، ولایت فقیه برای عامه جامعه اسلامی است. منتها الآن نمی‌شود. نمی‌توانیم قدرتش را نداریم و باید به زمان مهلت داد که تا به آن مرحله برسد.

*در باره ولایت فقیه، نظریه تأهیل (شایستگی) را مدنظر دارید که براساس آن، شرایط را شارع تعیین کرده و مردم در این قالب، فقیه خاصی را تعیین می‌کنند. حال، این نظریه‌تان هم باز به اقتضای شرایط هست یا نه؟
مبنای عمومی فقها که قائل به ولایت فقیه هستند این است که فقیه جامع‌الشرایط ولایت امور مسلمین را برعهده دارد. اما این نظرمن نیست. من می‌گویم این شرایطی که بیان شده شرایط کسی است که برای ولایت نصب می‌شود. و الا هر کسی که با فضل بود و با کمال بود و شایستگی داشت بدون بیعت یا تصدی فعلی نمی‌تواند ولایت را اعمال کند اینها شرائط ولی فقیه هستند.

*امام خمینی(ره) هم می‌گوید تولّی با کسی است که بیعت مردم با اوست. امام می‌گوید که همه فقها ولایت دارند و لکن تولّی با کسی که رأی مردم با اوست. که در صدر اسلام از آن به بیعت تعبیر می‌شده است. این جزو فرمایشات متأخرشان بود.
شاید مقصود ایشان این باشد که اهلیت ولایت را دارند منتها این اهلیت چه وقت به فعلیت می‌رسد، این اهلیّت وقتی به فعلیت می‌رسد که بیعت مردم باشد با تصدی فعلی و واقعی داشته باشند آره این حرف حرف درستی است.

*این را در سال‌های آخر عمر شریف‌شان در پاسخ به ائمه جمعه فرموده بودند که آقا این که شما فرمودید مثلاً همه فقها ولایت دارند الآن ما چه کار کنیم، ما امام جمعه هستیم دستور همه فقها را باید اطاعت کنیم؟ بعد ایشان فرموده بودند (در صحیفه امام هم هست) همه فقها ولایت دارند و لکن تولّی با کسی است که رأی مردم با اوست که در صدر اسلام از آن به بیعت تعبیر می‌شده است.
این رأی جدید ایشان است.

*در کتاب البیع درسته، آنجا می‌فرماید که «و إن کانوا معذورین فی … الحکومة… و لکن لم یسقط منصبهم…» که هر یک از آنها می‌توانند اعمال ولایت بکنند در حدی که مقدور هست. تعبیر بیع‌شان همین صراحت دارد که برای همه فقهاء ولایت هست در حدی هم که بتوانند اعمال می‌کنند.
بله، وقتی ایشان درس ولایت فقیه را می‌دادند مطلب را چنین تقریر فرمودند.

*در قاعده میثاق، یک میثاق مستقیم هست که همان میثاق فطری است و انسان تکویناً و تشریعاً به حاکمیت خداوند پایبند می‌شود؛ اما آن میثاق غیرمستقیم که چیست؟
آن پیغمبران هستند.

*فقط برای تذکر به همان میثاق مستقیم است.
بله، حضرت موسی(ع) میثاق را از مردم گرفت. حضرت رسول الله(ص) میثاق اطاعت را از مردم در بیعت عقبه گرفت و همچنین در حُدیبیه بیعت گرفتند. آن میثاق غیر مستقیم است که به وسیله انبیا صورت می‌پذیرد. میثاق مستقیم آن میثاقی است که مستقیماً میان انسان و خدا برقرار می‌شود.

*از قرآن چه راهبردهایی برای نظام سیاسی قابل برداشت است؟
قرآن قانون اساسی فرهنگ اسلام است. در قرآن ما اصول فرهنگ اسلام را پیدا می‌کنیم. تفصیل این فرهنگ را ما باید از احادیث پیدا کنیم، ولی قرآن مثل قانون اساسی است که تمام خصوصیات قانونی را ندارد، فقط اصول را ذکر می‌کند و تفصیل را واگذار به قانون می‌کند. قرآن هم اصول فرهنگ اسلامی را مطرح می‌کند و تفصیل واگذار به احادیث رسول الله و اهل‌بیت (ع) است.

*در بحث از ارتباط دین و دولت، شما می‌فرمایید که اصلاً این فکر بین مسلمانان نبوده که دین و دولت می‌تواند از هم جدا بشود. این فکر بعدها پیدا شده است؟
بله، بعداً پیدا شد. اوّل که رسول الله(ص) مدینه آمد حاکم بود. کسی هم نگفت آقا شما آمدید به مردم نماز و روزه را یاد بدهید، چه ربطی دارد جنگ بکنید، صلح بکنید، بلکه اطاعت کردند.

*شما فرمودید که این آیات با فرض این که دولت اسلامی وجود دارد نازل شده است. به خاطر همین این آیات جنبه سیاسی – اجتماعی دارد. اگر این طور است، این همه تفاسیر داریم هیچ کس به این سمت گرایش پیدا نکرده است.
یک توضیح بیشتری بدهید؟

*اینکه شما می‌فرمایید آیات با این فرض نازل شده که یک حکومت اسلامی وجود دارد مثلاً آیه تقوا را می‌گویید که این تقوا شامل حکومت و کارگزاران حکومت می‌شود، ولی چون بعداً تصور شده که حکومت جدا است می‌بریم به حوزه شخصی.
اوامر قرآن سه گونه است: یک گونه اوامر قرآن خطاب شخصی است مثل «یا ایّها الرسول ...»؛ خطاب‌هایی که به پیغمبر شخصاً‌ می‌شود، تکلیفی که خداوند به پیامبر خودش می‌کند. اوامری و خطاب دوم، انحلالی مثل اقم الصلوه. این اقم الصلوه منحل می‌شود به شما و همه افراد جامعه، اگر فی‌المثل امروز در روی زمین یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان باشند، یک میلیارد و چهارصد میلیون خطاب است. سوم، خطابات و اوامر مجموعی است. این آیات منحل شدنی نیست و خطاب به افراد نیست و از دست افراد هم بیرون نمی‌آید، مثل آیه قصاص، یا آیه «السارقة و السارقة». آیا هر کسی می‌تواند مچ سارقی را بگیرد و دستش را بزند؟ خیر، این خطاب به جامعه است، این خطاب به فرد نیست. نماینده جامعه کیست؟ حاکم شرع است. اولین عالمی که متوجه خطابات مجموعی بشر شد، مرحوم آیت‌الله بروجردی بود که در کتاب «البدرالزاهر» نگارش آقای منتظری آمده است.

*تمایز این با نظریه خطابات قانونی امام چیست؟ در نظریه خطابات قانونی، بخش دوم هم قانونی می‌شود؟ آیا مردم تکلیف دارند به حاکم کمک کنند و در اجرای دستورات حاکم همکاری کنند؟
بله، حاکم به نمایندگی از جامعه آن کار را انجام می‌دهد. البته دیگران هم همچون عباس محمود العقاد متوجه این مطلب شدند. منتها آیت الله بروجردی(ره)، عالمانه و فقیهانه و خیلی مرتب، خطابات را تقسیم کرده ­اند و من هم به ایشان استناد داده ­ام.

*در کتاب دروسٌ‌ فی الثورة الاسلامیة، بحثی دارید تحت عنوان اینکه جمهوری اسلامی هم انقلاب است و هم دولت که وجه انقلابی بودنش زیر بنا است و وجه دولت بودنش، روبناست در همین بحث، یکی از وظایف خط امام را ایجاد بی­ثباتی در منطقه معرفی کردید، چرا که اصولاً منافع استکبار جهانی در ایجاد ثبات و برای به غارت بردن منابع طبیعی منطقه است.
فی المثل در ایران دوران پهلوی طرح آمریکا این بود که ایران یک جزیره ثبات سیاسی باشد که تمام مصالح خودش را از طریق ایران تامین کند تسلطش بر خلیج فارس و امیرنشین‌ها و سعودی از راه خلیج فارس، لذا شاه به عنوان پلیس و ژاندارم آمریکا معروف شده بود. ایران را به عنوان یک محیط امن مستقل برای امریکا می‌خواست که مرکز فعالیت‌های آمریکا در خاورمیانه باشد. انقلاب آمد این محیطی که برای آمریکا امن بود ناامن کرد و این محیطی که برای آمریکا مستقر بود و قابل اطمینان بود با ایجاد قیام مردمی، این استقرار و ثبات سیاسی را که آمریکا از آن استفاده می‌کرد برداشت. دیگر آمریکا نمی‌تواند الان به ایران اعتماد کند.

*شما مباحثی تحت عنوان فقه المرأة دارید. در اینجا پذیرش مناصب سیاسی یا واگذاری مناصب سیاسی به زنان را تا چه حدودی می‌پذیرید؟
تا حد پست‌های غیر کلیدی. از عموم روایات این طور فهمیده می‌شود که اسلام نمی‌خواسته پست‌های کلیدی به زنان داده شود.

*آیا وزارت شامل پست کلیدی می‌شود؟
وزارت‌های خاصی مانند وزارت دفاع، وزارت کشور، وزارت خارجه، پست‌های کلیدی هستند، ولی وزارت بهداشت نه.

*لطفاً درباره مفهوم سلام در شبکه ولاء هم توضیحی بفرمائید؟
“سلام” یک مفهوم وسیعی است. روابط مردم براساس درگیری، خیانت به دیگران، نیرنگ به دیگران، براساس غش به دیگران، براساس ظلم و تعدی به دیگران نباشد. براساس تفاهم و عدالت و قانون و هماهنگی و محبت و «تعاونوا علی البر و التقوی» باشد. این اساس، این معنای سلام است. در مقابل این‌ها جنگ هست، ستیز هست، اختلافات است، رقابت‌های غیر سالم هست، غشّ هست. نیرنگ و کلاه‌برداری هست، ظلم هست، ستم گری هست.
---------------------------------------------------------------------------
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۳:۳۶
عباس جعفری (فراهانی)

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی:

منزوی یا بیمار بودن امام سجاد (ع) تصوری عوامانه و غلط است 

حضرت امام علیّ بن الحسین، ملقّب به سجّاد و زین العابدین (ع) در نیمه جمادی الآخر سال 38 هجری (به قولی 36 هجری)، در مدینه منوره به دنیا می‌آیند و مدت عمر شریف و زندگی ایشان 57 سال بود که مدت 2 سال را در کنار جد بزرگوارشان، حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) و مدت 10 سال در زمان عموی ارجمندش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و 10 سال هم با پدر بزرگوارشان، حضرت سیّدالشهداء (ع) بودند. این امام بزرگوار در واقعه تاریخی عاشورا، در کنار امام‌حسین (ع) حضور داشتند که به دلیل بیماری (تب شدید)، نتوانستند در جنگ شرکت کنند. امام چهارم، با رفتارها و روشنگری‌های دقیق خود در قالب دعا و بیان حقوق، درصدد حل مشکلات و بیماری‌های فرهنگی و اجتماعی زمان خود برآمدند که به دست خلفای ناصالح و ستمگر و کارگزاران بد رفتار آنها به وجود آمده بود. این سیره و عمل امام سجاد‌(ع) در واقع، یک جهاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود که باید، شیعیان به خوبی با زوایای پنهان آن آشنا شوند.

خبرگزاری شفقنا در گفت و گویی با حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی به نقش این امام بزرگوار در قبل و بعد از واقعه خونین عاشورا پرداخته است.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی، پژوهشگر امور دینی در گفت‌وگو با شفقنا اظهار کرد: یکی از موضوعات مطرح در مورد امام‌سجاد‌(ع) منزوی بودن یا بیمار بودن ایشان است که این تصوری عوامانه، سطحی و غلط است؛ زیرا این افراد مقام امامت را نمی‌شناسند. کسی که به عنوان امام معرفی می‌شود باید از یک سری صلاحیت‌ها و شایستگی‌هایی برخوردار باشد، مانند: علم و دانش فراوان از یک طرف و شناخت مشکلات و زوایای پنهان حوادثی که در جامعه رخ می‌دهد. مقام امام معصوم‌(ع) بسیار بالاست (بسیار بالاتر از درک و فهم ما مردم) و این مقام در همه ائمه وجود داشته است. امامان‌(ع) مقام عصمت داشته اند، فرقی هم بین ائمه معصومین (ع) وجود نداشته است (در حدیث آمده: کلّهم نورٌ واحدٌ ...). آنچه متفاوت است زمان‌ها و مکان‌ها و موقعیت‌هایی است که امامان در آن قرار می‌گرفتند و باعث می‌شد که یک صفت و ویژگی و رفتار خاص و بارز خود را نشان دهد. به تعبیر مقام معظم رهبری (در کتاب انسان 250 ساله)، دوران زندگانی و سیره و رفتار امامان معصوم‌(ع) پس از رحلت پیامبر‌اکرم‌(ص) تا آغاز غیبت کبری، که حدود 250 سال می‌شود مانند زندگی یک انسانی است که به این مقدار عمر کرده و در هر مدت از زندگانی اش، رفتار خاصی با توجه به شرایط زمان و مکان و ویژگی‌های آن انجام داده است.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی افزود: مثلاً اتفاقاتی که در زمان امام‌علی‌(ع) رخ داد فقط مخصوص زمان ایشان بود. پس ایشان با همان علم و دانش تصمیم‌گیری می‌کردند که امام‌حسن (ع) و امام‌حسین‌(ع) و مابقی ائمه‌(ع) در زمان خود و با شرایط زمان خودشان. نکته حائز اهمیت این است که باید توجه به مقام امام داشت که متأسفانه خیلی از افراد در قضاوت‌ها، به این نکته توجه ندارند. امام‌سجاد‌(ع) با شرایطی که در آن قرار داشتند بهترین و کامل‌ترین سیره و رفتار را از خود نشان دادند، که اگر غیر از این بود باید در مقام امام شک می‌کردیم. او با اشاره به این نکته که در زمان واقعه عاشورا، هیچ وظیفه ای از جهت امامت بر عهده امام سجاد (ع) نبوده، تصریح کرد: تا زمانی که امام قبلی حضور دارد تمام رفتارهای او برای همه شیعیان و حتی امام بعدی حجت است، امام‌سجاد (ع) هم به عنوان یکی از شیعیان و یاران امام‌حسین (ع)، موظف به اطاعت از امام زمان خود، یعنی حضرت امام‌حسین (ع) بودند و باید رفتارهای امام را اطاعت می‌کردند. لذا وظیفه امامت بر عهده ایشان نبوده است. البته یکی از وظایف خاص امام‌سجاد (ع) این بوده که در آن زمان طوری رفتار کنند که بعد از شهادت پدرشان مسوولیت امامت را بر عهده بگیرند. لذا امام‌سجاد (ع) بنا بر مصلحت و تقدیر خاص الهی، از شب عاشورا، دچار تب شدید و سختی شدند تا نسل امامت باقی بماند و وظیفه جهاد از ایشان ساقط بود. امام موظف بودند در خیمه بمانند و شاهد و ناظر اتفاقات باشند تا بعد از شهادت پدر بزرگوارش، هدایت و رهبری و امامت شیعیان و جامعه را به دست بگیرند. این پژوهشگر دینی با تأکید بر اینکه قبل از شب عاشورا، هیچ گونه بیماری در امام دیده نمی‌شد گفت: ایشان در تمامی‌مراحل از شروع هجرت امام‌حسین (ع) از مدینه به مکّه و از آنجا به عراق و یاری خواستن حضرت اباعبدالله (ع) از مردم روستاها و شهرها، مانند سایر اصحاب و یاران ایشان، امام‌حسین (ع) را یاری و در ماموریت‌ها حضور داشتند.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی، علت وقوع این اتفاقات در کربلا و بعد از آن را دور ماندن مردم و جامعه اسلامی‌زمان امام حسین (ع) از فرهنگ ناب اسلامی ‌زمان پیامبر (ص) دانست و افزود: از یک جهت، معارف قرآنی و سنت صحیح نبوی‌(ص) از واقعیت خودشان دور شده و برخی بلکه اکثر مردم به معارف قرآنی از عمق جان به باور نرسیده بودند. از طرف دیگر، افرادی که از طرف مردم (به طور غیر‌واقعی)، زمام حکومت را به دست گرفته بودند به دستورات قرآنی و سنت پیامبر (ص) عمل نکرده و باعث شدند که مردم به راه انحراف از مسیر حق و قرآن کشیده شوند و از منظر اعتقادی نیز دچار مشکل شدند. از سوی دیگر، مسایلی مانند دنیا گرایی در اثر فتوحات زیادی که در زمان خلفاء، پیش آمد باعث شد مردم دچار نوعی فراموشی از خدا و آخرت شوند. مشکل دیگر حاکمین فاسد و جنایتکاری مانند عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد بود که با زور سلاح و تهدید مانع شدند تا مردم وارد صحنه شوند. چنان که، وقتی عبیدالله بن زیاد وارد کوفه شد، چنان وحشتی را بین مردم ایجاد کرد و باعث شد همه افراد در خانه‌ها بمانند و نماینده امام‌حسین (ع) حضرت مسلم بن عقیل، تنها ماند. در واقع امام سجاد (ع) با چنین مردمی ‌رو به رو بودند و شاهد حادثه جان سوز عاشورا و شهادت سیدالشهداء‌(ع) و اصحاب و یاران ایشان در روز دهم محرم سال 61 هجری بودند. بعد از این واقعه رفتار امام سجاد‌(ع) بسیار حساب شده بود تا توانست بخشی از افکار مردم را آگاه کند و نگذاشت کلیات قرآن و سنت نبوی‌(ص) فراموش شود.

این محقق دینی اظهار کرد: امام‌سجاد (ع) نقش مهمی‌در معالجه و درمان مشکلات فرهنگی اجتماعی و سیاسی مردم انجام دادند. ابتداء امام‌چهارم (ع) مردم را به جایگاه قرآن و اهل‌بیت‌(ع) سوق می‌دهند. مثلاً در مجلس ابن زیاد در مسجد کوفه، وقتی اسرا را همراه با سرهای مقدس شهدا وارد کردند. ابن زیاد (لع)، امام زین العابدین (ع) را با ضعف و بیماری می‌بیند از او می‌پرسد که تو کیستی؟ امام خود را معرفی می‌کند می‌گوید: من علی بن الحسین هستم. در اینجا ابن زیاد می‌گوید آیا خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام فرمود: «من برادری به نام علی بن الحسین داشتم که مردم او را کشتند». ابن زیاد گفت: خدا او را کشت. در پاسخ امام، آیه قرآن «الله یتوفّی الأنفس حین موتها» [ سوره زمر/ 42] را تلاوت می‌کنند که خداوند جان بندگان را می‌گیرد و آنها را می‌میراند، این استشهاد امام از قرآن، هشداری است برای مردم که توجه به معنای قرآن و تفسیر و تاویل آن بکنند. امام با خواندن این آیه به مردم یادآوری می‌کند که من (از نسل پیامبر و اهل بیت او) مفسر قرآن و روشن‌کننده رخدادها هستم. یعنی مرگ و مردن در دست خداوند است و نه بندگان او، آن طوری که عبیدالله بن زیاد (لع) مطرح می‌کند.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی افزود: در شام (دمشق) هم، وقتی اسرا را وارد می‌کردند، مردی شامی‌می‌گوید: خدا را شکر، که شما را هلاک کرد و امیر (یزید) را بر شما پیروز کرد! امام با شنیدن این سخن می‌فرمایند:« آیا قرآن خوانده‌ای»؟ گفت: آری. امام فرمود: «آیا این آیه را خوانده‌ای؟ قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّه فی القربی...» [سوره شوری /23] ، [امام (ع) آیات سوره اسرا / 26، سوره انفال آیه 41، سوره احزاب /33، ... را هم می‌خواند]. مرد می‌پرسد: این آیات چه ربطی به شما دارد؟ امام می‌فرماید:« ما مصداق این آیات هستیم...». یعنی امام در هر فرصتی که به دست می‌آورد به مردم حقایق قرآنی و مصادیق اهل بیت (ع) را یادآوری می‌کنند. به این شکل امام سجاد‌(ع) حرکت فرهنگی خود را شروع کردند و به مردم یادآوری کردند که شما ظواهر قرآن و حوادث را می‌بینید و به مصادیق واقعی آن توجه نمی‌کنید!

او در ادامه تصریح کرد: در مجلس یزید وقتی اسراء را به کاخ او می‌برند، یزید با غرور و نکبت اشعاری می‌خواند! امام سجاد‌(ع) در مقابل او آیات 22 و 23 سوره حدید و بعد آیه 30 سوره شوری را می‌خواند. برای اینکه به یزید (لع) یادآوری کند که این بلاها را خداوند بر ما نیاورده است و این به دلیل ظلم و ستمی‌است که از سوی حاکمان فاسد و مردم نادان در جامعه رواج یافته و چشم همه را کور کرده است. مردم از شنیدن آیات قرآن و بیان زیبای امام‌(ع) به فکر فرو می‌روند و به تبلیغات یزید شک می‌کنند. یزید به خطیب درباری دمشق دستور داد تا به فراز منبر رفته و جریان کربلا را بیان کند. او سخنانی در مدح حاکمان بنی امیه و بدگویی از بنی‌هاشم و امام‌حسین (ع) ایراد کرد که امام سجاد (ع) شدیداً به او اعتراض نمود و درخواست کرد تا به منبر برود که با اصرار مردم، حضرت با کمال قدرت و فصاحت و بلاغت شروع به سخن و خطبه کرد.

این پژوهشگر دینی با اشاره به فرازی از سخنان امام سجاد (ع) در مجلس یزید که به طور مفصل ایراد فرمود: «... ای مردم ما را بشناسید. ما افرادی هستیم که خداوند متعال، به ما اهل بیت پیامبر (ص)، شش فضیلت علم، حلم، گشاده رویی، فصاحت، شجاعت و محبت در دل‌های مردم را داده است و هفت فضیلت دیگر که ما از خاندان پیامبر و علی بن ابی طالب هستیم و جعفر طیار، حمزه سید الشهداء، فاطمه بتول و امام حسن و امام حسین از ماست.»...

او گفت: هدف امام از نقل این جملات این است که به مردم این آگاهی را بدهد که شما دچار غفلت شده‌اید و اهل‌بیت پیغمبر (ع) و ارزش آنها را نمی‌شناسید. از طرف دیگر به مردم هشدار داد که تحت تأثیر تبلیغات سوء بنی امیه و یزید قرار نگیرید و بیدار شوید. با این روشنگری به موقع، یزید تحمل از دست داد و دستور داد موذن اذان بگوید... .

این محقق دینی با اشاره به اینکه به دلیل خفقان شدید در زمان امام سجاد (ع)، ایشان برای آگاهی دادن به جامعه، راه دعا و راز و نیاز و عبادت و سجده برای خدا و… را در پیش گرفتند، افزود: البته دعا و عبادت، یک معرفت و حقیقتی هست که در همه صحنه‌ها اثرگذار است. این راه و روش، یک جهاد فکری و دینی بزرگی است که امام انتخاب کردند. در این دعاها معارف بسیار زیادی نهفته است. در برخی از آنها اهل‌بیت پیغمبر(ص) را به وسیله صلوات کامل و غیر ابتر(اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد) به مردم معرفی می‌کردند. امام در دعاهای خود بر ظالمین لعن و نفرین می‌فرستد و برای مظلومین دعا می‌کند و توجه مردم را به مساله توبه، مساله امر به معروف و نهی از منکر و حفظ حدود الهی، جهاد در راه خدا، مبارزه با ظلم و ستم و خرافاتی که بین مردم وجود داشت، نهی اینکه مردم جلوتر از امام حرکت کنند و نهی از فاصله گرفتن از امام و حجت الهی را توصیه می‌کنند.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی تصریح کرد: البته دعاهای دیگر مانند دعای ابوحمزه ثُمالی (سحرهای ماه رمضان) و دعای مکارم الأخلاق و … از جمله دعاهایی هستند که با معرفی معارف بالای دین به مردم و آگاهی رساندن به جامعه از طرف امام سجاد (ع) استفاده می‌شد. هم چنین رساله حقوقی که از امام‌سجاد‌(ع) به جا مانده است حاوی 51 حق است که امام بیان می‌کند. مانند حق حاکم بر مردم، حق مومنین، حق امام معصوم و حق پدر و مادر و... که بسیار جالب و ظریف به آن پرداخته شده است. این محقق دینی در پاسخ به این سوال که آیا امام سجاد (ع) در دعاهای خود اشاره‌ مستقیمی‌به مساله عاشورا داشته‌اند گفت: اشاره مستقیم در دعاها دیده نشده است اما، ایشان با لعن و نفرین به ظالمین اهل‌بیت‌(ع) و با ذکر فضایل آنها اشاراتی غیر مستقیم به ظلم و ستمی‌که بر اهل بیت پیامبر‌(ص) و سیدالشهداء (ع) در کربلا شد داشتند.

او در پاسخ به این سوال که نظر امام سجاد‌(ع) در مورد قیام مختار، توابین و شورش زُبیریان در مکه و خوارج چه بوده تصریح کرد: امام زین العابدین‌(ع) بعد از واقعه عاشورا، به بازماندگان خانواده‌های واقعه عاشورا، حَرّه و‌... ‌کمک می‌کردند. در روایات تاریخی، اصل این حرکت (توابین به رهبری سلیمان بن صُرد خُزاعی) از جانب امام نهی نشده است. البته چون توّابین در کوفه بودند و به امام‌سجاد‌(ع) هم با وجود اختناق و فشار مأموران یزید (لع) دسترسی نداشتند که بخواهند از ایشان دعوت کنند، ولی در منابع تاریخی، مخالفتی از امام دیده نشده است. در مورد قیام مختار هم گفته می‌شود، مختار هم زمان، به امام سجاد‌(ع) و محمد بن حنفیه (عموی حضرت)، نامه نوشت. اما امام سجاد‌(ع) پاسخی به نامه مختار نداد ولی گفته می‌شود، محمد بن حنفیه به نامه مختار، پاسخ مثبت داد. از طرفی در کتب رجالی شیعه، به روایاتی استناد می‌شود که هنگامی‌که مختار سر ابن زیاد، خولی و شمر را به مدینه فرستاد، لبخندی که تا آن روز از امام دیده نشده بود بر لبان حضرت می‌نشیند و خدا را شکر و سجده و برای مختار دعا و طلب خیر می‌کنند. در بعضی روایات از سوی امام باقر‌(ع) و امام صادق (ع) هم نقل شده است که از بدگویی مختار نهی نموده و رحمت الهی را برای مختار خواسته اند اما در باره شورش عبدالله بن زبیر، باید بگوییم که به هیچ وجه امام زین‌العابدین (ع) آنها را قبول نداشتند.

حجت‌الاسلام جعفری فراهانی در پایان گفت: به طور خلاصه امام‌سجاد‌(ع) نقش بسیار جدی و تأثیر‌گذاری داشتند و آن را در قالب: 1- تبیین فرهنگ و اندیشه اصیل و ناب اسلامی‌و قرآنی در مبارزه با گروه شکاکان به صورت پند و اندرز، دعا و … ، 2- تبیین و تثبیت جایگاه و اهمیت اهل‌بیت‌(ع) و امامت با استناد به آیات قرآن و روایات تاریخی از سیره و رفتار پیامبر و پدرانش، 3- احیای فقه شیعه و اهل‌بیت‌(ع) در برابر آرای فقهای سبعه (هفت گانه) مدینه … ، 4- دفاع فرهنگی از معارف اسلامی ‌در جهت مبارزه با غُلات، جبرگرایی، مشبّهه، عالمان سوء و درباری مانند زُهری و عُباد بصری و در نهایت، 5- حفظ دستاوردهای نهضت تاریخی و پر رمز و راز پدر بزرگوارش در عاشورای خونین کربلای سال 61 هجری ایفا نمودند. به یک معنا، امام سجاد (ع) موفق شدند از بهم پاشیدگی و متلاشی شدن مکتب و معارف نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جلوگیری نمایند که این خدمت بسیار ماندگار و بزرگی به اسلام، مسلمانان و جهان بشریت است. در انتها، علاقه مندان و دوست داران پژوهش را به مطالعه منابع خوبی که در این باره تألیف شده، از جمله کتاب ارزشمند «جِهاد الإمام السجاد، علی‌بن‌الحسین‌(ع)» اثر محقق توانا، علامه سید‌ محمدرضا الجلالی‌ الحسینی از منشورات مجمع جهانی اهل‌بیت‌(ع) ارجاع می‌دهم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع: http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=232644

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۰:۱۱
عباس جعفری (فراهانی)


یکی از افتخارات جدید مجمع جهانی اهل بیت(ع) در عرصه بین المللی خدمت به مکتب تشیع، برگزیده شدن کتاب ارزش مند «وقعة الطف» تألیف «لوط بن یحیی الازدی الکوفی» معروف به ابو مخنف می‌باشد.

این کتاب قدیمی‌ترین و معتبرترین اثر در تاریخ نگاری واقعه‌ی کربلا و حوادث پیرامون آن که توسط مجمع جهانی اهل بیت(ع) با همکاری آیت الله محمدهادی یوسفی غروی تحقیق و به زبان عربی منتشر شده است. ترجمه انگلیسی این کتاب توسط اداره ترجمه مجمع با همکاری جناب آقای «عمر کومو» از کشور نیجریه انجام شده و کارشناس محترم جناب آقای «جابر چاندو» از کشور تانزانیا آن را ویرایش نموده‌اند.

این ترجمه در سال 2012 با تیراژ 5000 نسخه توسط مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(ع) انتشار یافته و توسط اداره کل همکاری‌های فرهنگی در نقاط مختلف جهان توزیع شده است.

 این کتاب با نام انگلسیی «THE EVENT OF TAFF» توسط کمیته علمی نخستین جشنواره «کتاب سال عاشورا» که در مهرماه سال 1394 در تهران برگزار شد، به عنوان اثر برگزیده، انتخاب گردید.

«جایزه دعبل» این جشنواره شامل تندیس جشنواره، تقدیرنامه و 3 سکه تمام بهار آزادی نصیب مترجم این کتاب جناب آقای «عمر کومو» شده است.

شایان ذکر است کتاب «وقعة الطف» توسط اداره ترجمه مجمع جهانی اهل بیت (ع) با همکاری جناب آقای نوری دون مز ترجمه شده است و در سال 1389 در کشور ترکیه منتشر شد.

همچنین این کتاب به زبان اردو توسط این اداره با همکاری جناب آقای سید مراد رضا رضوی از کشور هندوستان ترجمه و در سال 1386 جهت چاپ ارسال شده است.

 

یادآوری:

دیگر آثار برگزیده اداره ترجمه مجمع جهانی اهل بیت (ع) در جشنواره‌های پژوهشی و تخصصی به قرار زیر است:

1- ترجمه کتاب «شیعه پاسخ می‌دهد» اثر جناب آقای سید رضا حسینی نسب به زبان انگلیسی؛ (ترجمه شده با همکاری جناب آقای دکتر منصور لیمبا از کشور فیلیپین برگزیده یازدهمین جشنواره پژوهشی جشنواره پژوهشی شیخ طوسی).

2- ترجمه کتاب «چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی.» اثر آیت الله نجم الدین طبسی به زبان آلمانی؛ (ترجمه شده با همکاری سرکار خانم هلا کمالیاناز کشور آلمان  برگزیده دهمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی) در سال 1386).

3- ترجمه کتاب «معالم المدرستین» اثر علامه عسگری به زبان آذری؛ (ترجمه با همکاری جناب آقای جابر اکبر زاده از کشور آذربایجان برگزیده نهمین جشنواره پژوهشی شیخ طوسی) در سال 1385).

مشاهده تصاویر مراسم اختتامیه


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۰:۰۱
عباس جعفری (فراهانی)


یکصد و هشتاد و ششمین جلسه‌ی شورای کتاب مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) در روز سه‌شنبه  28 / 7 / 1394 با حضور حضرت حجت الاسلام والمسلمین اختری، دبیرکل محترم مجمع و اعضای محترم شورای کتاب برگزار شد.

جلسه 186 شورای کتاب با حضور دبیرکل محترم مجمع برگزار شد

 در ابتدای این جلسه، دبیرکل محترم مجمع، طی سخنانی اظهار داشتند: «ایام شهادت و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء (ع) را تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم که بتوانیم در بزرگداشت و احیای مکتب و معارف حسینی برای پیروان اهل‌بیت (ع) و سایر مسلمانان و غیر مسلمانان در سطح جهان موفق باشیم.»

ایشان در ادامه ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت های دکتر لک زایی (معاون امور سابق امور فرهنگی)  افزودند: «حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر لک‌زایی قرار بود مدت 3 سال در خدمتشان باشیم که این دوره سپری شد و ایشان موفق شدند، تلاش ها و خدمات خوبی در بخش معاونت فرهنگی مجمع انجام دهند که از ایشان قدردانی می‌کنیم و بنا داشتیم جلسه‌ای به عنوان تودیع داشته باشیم که به علت مسافرت ایشان به وقت دیگری موکول شد.

حجت الاسلام اختری ضمن خوش آمدگویی و آرزوی توفیق برای  حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای ایمانی مقدم (معاون جدید امور فرهنگی) گفتند: «آرزو می‌کنیم که بتوانند در پیشبرد فعالیت‌های فرهنگی مجمع موفق باشند. امیدوارم مساعدت و همکاری شورای کتاب مانند گذشته ادامه داشته باشد. اگر پیشنهاد و نظری هم داشته باشید استفاده خواهد شد.»

ایشان سپس خطاب به اعضای محترم شورای کتاب چنین بیان داشتند: "همکاری شما عزیزان در شورای کتاب، نباید منحصر در بحث کتاب باشد، در سایر امور فرهنگی [مانند مجلات، سایت، تلویزیون، اردوها و همایش‌ها و نشست‌ها] هم ان شاء الله ادامه پیدا کند.

دبیرکل مجمع در خصوص نیازهای فرهنگی این نکته را خاطر نشان کردند: «ما در کشورهای مختلف که می‌رویم مواجه می‌شویم با تقاضای کتاب‌های مفید در موضوعات مختلف. منتهی به نظر می‌رسد برخی از آثار مجمع که از جهت اتقان مطلب مورد تأیید شورای کتاب هستند ولی پاسخ گوی نیازهای اقشار مختلف، مخصوصاً کودکان و جوانان و یا دانشگاهیان نیست و باید در این باره تلاش‌های جدیدتری صورت بگیرید. الان سطح اطلاعات کودکان و جوانان بالا رفته است و نوع نگارش کتاب باید مطابق با اطلاعات کنونی بچه‌ها باشد، زمانی بود که بچه‌ها و جوانان و حتی بزرگترها از اینترنت و سایت و رسانه‌های امروزی بی اطلاع بودند ولی الان اینجور نیست. بعضی همکاران مثال می‌زدند که مثلاً مجموعه آفتاب‌گردان که برای بچه‌ها نوشته شده، ناکافی و ضعیف است! البته مجموعه 14 جلدی اعلام الهدایة و یا  مجموعه ی فی رحاب اهل‌البیت (ع) بسیار جا افتاده و همه از آن تعریف می‌کنند.»

حجت الاسلام اختری در بحث سیره معصومین (ع) بیان داشتند: «باید مرتب کارهای جدید و به روز انجام بدهیم و یا در بخش معرفی اهل‌بیت (ع) و معارف آنها مطابق روش‌های امروزی کار کنیم و به علاقه‌مندان در سراسر جهان برسانیم.»

ایشان در خصوص استفاده درست از فضای مجازی عنوان کردند: «بحث اینترنت و رسانه‌های امروزی هم کار را خیلی آسان‌تر کرده است. شما هر مطلبی آماده کنید در اولین فرصت و آسان‌ترین شکل می‌شود به دورترین نقاط جهان که متصل به این شبکه باشند برسانید و این فرصت بسیار مهم و خوبی است که باید بیشتر از آن استفاده کنیم.»

 در ادامه جلسه، برخی از اعضای محترم شورای کتاب، مطالبی بیان داشتند و اعلام آمادگی کردند تا در برنامه‌های مجمع مشارکت بیشتری داشته باشند.


مشاهده تصاویر این نشست  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۴ ، ۰۹:۵۵
عباس جعفری (فراهانی)


به گزارش خبرگزاری شبستان از قم، با فرا رسیدن ماه محرم و عزاداری سالار شهیدان، هر سال مردم به صورت خود جوش در تکایا، حسینیه‌ها و مساجد شهر به استقبال این ماه حزن و اندوه می‌روند و اقدام به برگزاری مراسم عزاداری می‌کنند، به طوری که مردم در ماه محرم و صفر دوست دارند که به هر طریقی، عشق و علاقه خود را به امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) نشان دهند، به طوری که هر فرد به نوبه خود قدمی در این راه بر می‌دارد.


مباحث مختلفی در برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) مطرح است از جمله آشنایی با تاریخ و سیره صحیح اهل بیت (ع) که در این رابطه، خطبا و منبریان باید به این موارد توجه کنند، همچنین توجه به مسائل روز دنیا، عبرت‌های عاشورایی و حفظ شعائر حسینی از جمله بحث‌های مهم در ماه محرم و صفر است که باید مورد بحث قرار بگیرد.



بر همین اساس، حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت (ع) در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم، عنوان کرد: محققین، محدثین، تاریخ‌نویسان و مفسرین از قرون اولیه اسلام تا کنون تلاش می‌کردند که تاریخ و سیره صحیحی از ائمه (ع) را به مردم معرفی کنند که مهم‌ترین آثاری که در بحث تاریخ ائمه (ع) داریم، مربوط به اوایل غیبت کبری و زمان حیات شیخ مفید (ره) است.

 

خطبا و منبریان در بیانات خود از منابع معتبر و صحیح استفاده کنند

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت (ع) اظهار داشت: مرحوم شیخ مفید، یکی از شخصیت‌های مهم شیعه در قرن 4 هجری قمری در بغداد است که مجموعه آثار و تألیفات زیادی از ایشان به جای مانده است که یکی از بهترین آثار تاریخی وی، «الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» است که دوره کاملی از تاریخ و سیره اهل بیت (ع) را شامل می‌شود.

 

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی افزود: همچنین علمای دیگر از جمله مرحوم شیخ کلینی و مرحوم شیخ صدوق، احادیث و روایات شیعی در رابطه با بحث‌های مختلف علوم قرآنی، امامت، تاریخ و سیره اهل بیت (ع) را در کتاب‌های خود از جمله اصول کافی، عیون اخبار الرضا (ع)، توحید و ... جمع‌آوری کردند.

 

وی یادآور شد: در دوره‌های بعد که دوره متأخرین است، آثار و کتاب‌هایی ارائه شده است که بخشی از آن مربوط به اهل سنت است، برخی علمای اهل سنت نیز در زمینه تاریخ اهل بیت (ع) تلاش‌هایی کردند و بسیاری از حقایق مربوط به اهل بیت (ع) در کتب اهل سنت است، به عنوان مثال طبری یکی از علمای اهل سنت است که در تاریخ طبری بسیاری از مباحث مربوط به اهل بیت (ع) را جمع‌آوری کرده است. همچنین سبط ابن جوزی (متوفی 654 هـ) در کتاب «تذکرة الخواص»، ابوالفرج اصفهانی (م 356 هـ) در کتاب «مقاتل الطالبیین» و ابن سعد (م 230 هـ) در کتاب «الطبقات الکبری» از جمله شخصیت‌های برجسته اهل سنت هستند که مباحثی را درباره اهل بیت (ع) جمع‌آوری کردند.

 

استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: در دوره‌های معاصر نیز علما و اندیشمندان،  آثار بسیار قابل توجهی درباره اهل بیت (ع) و واقعه عاشورا تألیف کردند. از جمله محث معروف معاصر مرحوم شیخ عباس قمی (ره) صاحب کتاب «منتهی الآمال» و «نفس المهموم» و آثار دیگر که نویسندگان، خطبا و منبریان باید در زمینه تاریخ و سیره امام حسین (ع) و حوادث مربوط به عاشورا به این منابع معتبر و صحیح توجه کنند و در بیانات خود از نوشته‌ها و روایات ضعیف استفاده نکنند. کتاب «تاریخ و مقتل جامع سید الشهداء (ع)» که با همت جمعی از نویسندگان حوزوی زیر نظر استاد محقق مهدی پیشوایی در 2 جلد گردآوری شده نیز می‌تواند منبع قابل اعتمادی برای گویندگان منابر حسینی باشد.

 

کتاب «وقعة الطف» یکی از کامل‌ترین، صحیح‌ترین و معتبرترین مقتل‌ها

حجت الاسلام جعفری فراهانی تصریح کرد: یکی از منابع مربوط به واقعه عاشورا که در دوره معاصر جمع‌آوری شده است، کتاب «مقتل الحسین (ع)» نوشته ابومخنف (م 157 هـ) است که جزء صحیح‌ترین روایات واقعه عاشورا و کتاب با ارزشی است. این کتاب سال‌ها به صورت‌های مختلف بدون تحقیق چاپ می‌شد، اما مورد توجه واقع نمی‌شد، تا زمانی که استاد محقق شیخ محمدهادی یوسفی غروی، پژوهشگر معاصر، این کتاب را تحقیق و تصحیح کردند و با عنوان کتاب «وقعة الطف» توسط دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر و از سوی جامعه علمی حوزوی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفت. یک نوبت هم با اصلاحات جدید از سوی انتشارات مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) در ایران و لبنان منتشر گردید و به برخی از زبان‌های فارسی، انگلیسی و ترکی منتشر شده و به زبان های اردو و ترکمانی نیز در دست ترجمه است.

 

وی ادامه داد: امروز کتاب «وقعة الطف» یکی از کامل‌ترین و صحیح‌ترین کتاب‌های تحقیق شده است و جزء معتبرترین مقتل هاست، به طوری که واقعیات و حقایق در این کتاب نقل شده است و از جعلیات، خرافات و دروغ، به دور است، بنابراین توصیه می‌شود که منبریان و خطبای جامعه، مباحث مربوط به مقتل و تاریخ عاشورا را از این کتاب ارزش مند برای مردم ارائه کنند و از منابع نامعتبر استفاده نکنند.

 

اهمیت حفظ شعائر حسینی در جامعه

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) تأکید کرد: بزرگداشت عاشورا همواره مورد تأکید علما و مراجع جهان اسلام بوده است و از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین اگر ما می‌خواهیم که محرم و واقعه عاشورا بزرگ داشته شود، باید شعائر حسینی را در عاشورا و محرم حفظ کنیم.

 

حجت الاسلام جعفری فراهانی افزود: مقتل‌خوانی، تعزیه‌خوانی، دسته‌های عزاداری، سینه‌زنی، زنجیرزنی، سیاه‌پوش کردن منازل و اماکن عمومی و نذری‌هایی که توسط مردم داده می‌شود، از جمله مباحث شعائر حسینی است که همه این‌ها باید مهم داشته شود. می‌بایست در این باره مداحان، تعزیه‌خوانان، مسئولین هیات مذهبی و حسینیه‌ها و عموم مردم در کوچه و بازار و منازل مسئولیت دارند. مبادا حرمت‌شکننی کنند که بجای کسب ثواب، خدای ناکرده مرتکب گناه شوند!

 

احادیث و نوشته‌جات معتبر در مساجد، حسینیه‌ها و اماکن عمومی نصب شود

وی عنوان کرد: اگر ما بخواهیم امام حسین (ع) و عاشورا را زنده بداریم، باید توجه کنیم که در عزاداری‌های خود دچار برخی اشتباهاتی که امروز در جامعه مطرح است نشویم، از جمله این که از احادیث و نوشته‌جات معتبر در مساجد، حسینیه‌ها و اماکن عمومی استفاده شود و به هر نوشته ضعیفی که در کتاب‌های مختلف آمده است، استناد نشود، همچنین بر روی عَلَم و کُتل‌های عزاداری، نوشته‌هایی از ائمه اطهار (ع) نوشته می‌شود که توصیه می‌شود از نوشته‌های صحیح و معتبر استفاده شود تا مورد توجه مردم قرار گیرد.

 

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) یادآور شد: در مراسم عزاداری ممکن است که سینه زنی، زنجیرزنی، شیپور و طبل زده شود که نباید مورد اذیت و آزار دیگران باشد، اگر صدای این وسائل باعث اذیت بیماران و همسایگان شود، به جای این که شعائر حسینی را تبلیغ کنند و مورد تقرب و ثواب قرار بگیرند، گناه برای آنها نوشته می‌شود. همچنین زخمی و خونی شدن در زنجیرزنی، مورد ترویج شعائر حسینی نیست و باید از این اعمال، پرهیز شود و در دادن نذری نیز نظافت را رعایت کنند.

 

آیا تبیین واقعه عاشورا به تقریب بین مذاهب اسلامی لطمه وارد می‌کند؟

حجت الاسلام جعفری فراهانی اظهار داشت: یکی از نکاتی که باید در ایام محرم به آن توجه شود و در مجامع عمومی مطرح شود، مسائل جهان اسلام است؛ هر سال در دنیا و به ویژه در جهان اسلام، اتفاقاتی رخ می‌دهد که مسلمانان نباید نسبت به این مسأله بی‌تفاوت باشند، به عنوان مثال امروز، جهان اسلام، مبتلا به اختلافات میان شیعه و سنی است؛ اگر به تاریخ و سیره ائمه اطهار (ع) توجه کنیم، می‌بینیم که وحدت بین شیعه و سنی در زمان ائمه اطهار (ع) نیز مطرح بوده است و امروز نیز وحدت مسلمانان مورد تأکید مقام معظم رهبری (مدظله) و دیگر مراجع عظام و علماست؛ بنابراین خطبا، مداحان و منبریان نباید مطالبی بیان کنند که ضد وحدت مسلمانان باشد.

 

وی تصریح کرد: امروز به دلیل گستردگی رسانه و ارتباطات در جهان، کوچکترین توهین و یا صحبتی باعث ایجاد عکس‌العمل شدید از سوی برخی مسلمانان اهل سنت شود که ممکن است به تقریب بین مذاهب اسلامی لطمه وارد کند، البته ممکن است افرادی سوال کنند که برای ایجاد وحدت بین مذاهب اسلامی نباید واقعه عاشورا تبیین شود، در حالی که اهل سنت، عمدتا یزید و معاویه را قبول ندارند، زیرا معاویه و یزید از حدود شرعی تجاوز کرده بودند و مرتکب اعمالی شدند که با سیره رسول خدا (ص) سازگار نبوده است و آنها جزء حکّام فاسق و فاجر محسوب می‌شوند. امام حسین (ع) هم با او بیعت نکرد و بر علیه حاکمیت فاسد او قیام نمود.

 

عزاداران باید وظایف خود را در مورد موضوع فلسطین احساس کنند

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت (ع) بیان داشت: امروز مسأله فلسطین مهم‌ترین مسأله‌ای است که دنیای اسلام با آن مواجه است، سرزمینی که با نقشه‌ها و توطئه‌های استعماری صهیونیست‌ها اشغال شده و مسلمانان مظلوم فلسطین مورد ظلم و ستم صهیونیست‌ها قرار گرفته اند. بنابراین در ایام محرم، مسأله فلسطین باید توسط خطبا و منبریان مطرح شود و مردم نیز باید وظایف زمان خود را بشناسند.

 

حجت الاسلام جعفری فراهانی تصریح کرد: مسلمانان جهان باید به پیروی از آرمان‌ها و اهداف امام حسین (ع) با بی‌عدالتی و ظلم و ستم مبارزه کنند، اگر شعار امام حسین (ع)، آزادگی بود، انسان باید در هر زمان آزاده باشد و علیه ظلم و ستم مبارزه کند.

 

وی افزود: اسرائیل بزرگترین ظلم را در حق مردم فلسطین انجام می‌دهد، بنابراین، عزاداران باید وظایف خود را در مورد موضوع فلسطین احساس کنند و هیچ انسان آزاده ای نباید در برابر ظلم و ستم صهیونیست‌ها در برابر مردم فلسطین سکوت کند.

 

خطبا و منبریان مباحث تکفیری‌ها و مسأله یمن را مطرح کنند

 استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: متأسفانه امروز جهان اسلام، مبتلا به بحث جریان‌های تروریستی و تکفیری است که خود را به نام اسلام معرفی می‌کنند و با شعار «لا إله الّا الله، محمدٌ رسول الله» جنایات زیادی را مرتکب می شوند. این تروریستی‌های تکفیری با رفتار وحشیانه خود روی جنایتکاران تاریخ در عهد بنی‌امیه و بنی عباس را سفید کرده‌اند!؟.

 

حجت الاسلام جعفری فراهانی گفت: جریان‌های تکفیری، یک بحث انحرافی و خطرناک در جهان اسلام است و وظیفه خطبا، نویسندگان و منبریان این است که در ایام محرم، بحث تکفیری‌ها را مطرح کنند و ظلم و جنایاتی که در سوریه، عراق، افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی مرتکب می‌شوند، را به مردم گوشزد کنند، همچنین مردم باید علیه تکفیری‌ها و از جمله «داعش» و سائر گروه های تکفیری- تروریستی موضع‌گیری کنند و ظلم و ستم آنان را محکوم کنند.

 

وی افزود: جریان دیگری که امروز جهان اسلام به آن مبتلا شده است، مسأله «تجاوز آل سعود به کشور یمن» است؛ آل سعود به بهانه درخواست پادشاه مخلوع یمن به این سرزمین تجاوز کرده است و مردم یمن را که عمدتاً زیدی مذهب و طرفدار جناب زید بن علی بن الحسین (ع) هستند را مورد ظلم و ستم خود قرار می دهند، به طوری که تاکنون هزاران نفر از مردم یمن از جمله زنان و کودکان را به زخمی نموده و یا به شهادت رسانده اند.! بنابراین خطبا، منبریان، نویسندگان و همچنین عزاداران باید به این مسأله توجه کنند.

 

مهم‌ترین شعارهای تشیع انگلیسی، شعارهای ضد وحدت است

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) با بیان این که یکی از مسائل مهم جهان اسلام، مسأله مهدویت و بحث مدعیان دروغین مهدویت است، عنوان کرد: امروز عده‌ای از منحرفین، مدعی مهدویت و فرزند امام زمان (عج) هستند، مانند «احمدالحسن» که ادعای یمانی بودن می‌کند و یا «سید صرخی» که در عراق ادعای مهدویت می‌کند!؟ بنابراین گویندگان و منبریان حسینی باید این مسائل را برای مردم بازگو کنند تا مبادا برخی افراد جذب این مدعیان شوند، همچنین اقشار مختلف مردم باید آگاه باشند و بدانند که این افراد از سوی رسانه‌های استکباری مورد حمایت قرار می‌گیرند.

 

حجت الاسلام جعفری فراهانی تصریح کرد: یکی از مسائلی که سال‌های گذشته توسط مقام معظم رهبری (مدظله) مطرح شد، بحث اسلام ناب محمدی (ص) و تشیع انگلیسی بود؛ متأسفانه عده‌ای از مدعیان شیعه که برخی از آنان نیز در حوزه‌های علمیه تحصیل کردند، وابسته به جریان‌هایی هستند که متأسفانه مسائلی را به تشیع نسبت می‌دهند که مورد قبول مراجع و علما نیست.

 

وی افزود: مهم‌ترین شعارهای تشیع انگلیسی، شعارهای ضد وحدتی است، به طوری که طرفداران تشیع انگلیسی، وحدت بین مذاهب اسلامی را قبول ندارند و فعالیت‌های آنها در راستای بر هم زدن تقریب بین مذاهب اسلامی است.

 

امروز، قمه زنی مورد وهنِ شیعه و معارف حسینی است

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) اظهار کرد: طرفداران تشیع انگلیسی دچار برخی خلاف‌ها از جمله قمه‌زنی می‌شوند که مورد تأیید مراجع نیست، قمه‌زنی در گذشته در سطح خاصی و به صورت محدود اجرا می‌شد، اما امروز، قمه زنی از نظر تمام علما و مراجع، حرام است و مورد وهنِ شیعه و معارف حسینی است.

 

حجت الاسلام جعفری فراهانی در پایان گفت: کتاب‌هایی در زمینه موضوع «قمه زنی» تألیف شده است، از جمله کتاب «قمه زنی، آبروداری یا آبروریزی شیعه» محمود یزدانی و همچنین کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت» نوشته مهدی مسائلی از جمله کتاب‌هایی است که منبریان و خطبا می‌توانند آن‌ها را به مردم معرفی کنند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع: شبستان http://shabestan.ir/detail/News/495614


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۱۲:۰۳
عباس جعفری (فراهانی)


Image result for ‫حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ الگوی زن کامل و شایسته‬‎


اشاره

بحث و بررسی در زندگانی الگوهای کامل و شایسته ـ به ویژه بانوان پاک دامنِ آسمانی که از خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) سر برآورده اند ـ برای هر انسانِ شیفته حق و عدالت و تعالی، مفید و درس آموز هست. یکی از بانوانِ نمونه حضرت زینب(سلام الله علیها)، دختر مولی الموحّدین، حضرت امام علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) می باشد که مطالعه و مرور مراحل مختلف زندگی آن بزرگوار از ولادت تا رحلت، برای همه مردم به ویژه بانوان و دختران مسلمان و غیر مسلمان، آموزنده و عبرت آموز می باشد.

آن حضرت، الگویی از تعالی معنوی و کمالات نفسانی در جنبه های علمی، اخلاقی، تربیتی بودند که نتیجه ی آن در علم و تقوی و معاشرت و بردباری و صبر و حماسه و محبت و عشق و دل دادگی و احساس مسئولیت بروز کرده بود.

 در این نوشتار کوتاه، مروری به برخی از مراحل زندگانی، سیره و رفتار عقیله  بنی هاشم و اسوه صبر و مقاومت خواهیم انداخت تا چه در نظر آید و چه مقبول افتد.


1. ولادت نور

حضرت زینب(سلام الله علیها) بنا به قول مشهور در پنجم جمادی الاُولی سال ششم هجری در مدینه منوّره متولد شد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نامش را زینب(به معنای درخت خوش بوی نیکو منظره ای که از بوی خوش آن افراد شاد می شوند) گذاشت. (1)

کنیه اش امّ عبدالله، امّ کلثوم، امّ العزائم، امّ هاشم، امّ المصائب، و لقبش را عالمة، عقیلة بنی هاشم، صدّیقه کبری، نائبة الزهراء و بطلة کربلا گفته اند. (2)


2. در سوگ جدّ بزرگوار و مادر عزیزش

حضرت زینب(سلام الله علیها) پنج سال داشت که جد بزرگوارش، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به ملکوت اعلی پیوست. او شاهد غم و اندوه مادرش، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بود که در فراغ پدر ارجمندش، گریه می کرد و می ســوخت. زمانی نگذشت که مـــادر عزیزش، دردانه  عصمت و طهارت، کوثر نبوی صلی الله علیه و آله در اثر سختی ها و فشارهای روحی و جسمانی مانند هجوم به خانه  امام علیّ(علیه السلام) و شکستن حرمت اهل بیت(علیهم السلام)، غصب فدک و از دست دادن حقوقش، بی حرمتی به عصمت نبوی (صلی الله علیه و آله)، در بستر بیماری افتاد و پس از 75 روز( به روایتی) و 95 روز( به روایتی دیگر) به شهادت رسید. (3)


3. ازدواج و مسئولیت پذیری

حضرت زینب(سلام الله علیها) در سن 13 سالگی پس از خواستگاری عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، به ازدواج او در آمد. (4) و صاحب 4 فرزند، به نام های جعفر، عون، محمّد و امّ کلثوم شد. و بعضی فرزندی به نام عباس را به او نسبت داده اند. (5) مورخان نوشته اند: محمد و عون در سن 10 و 8 سالگی در کربلا در رکاب دایی عزیزشان حضرت سیّدالشهداء(علیه السلام) به فیض شهادت رسیدند. (6)


4. فضایل و کمالات انسانی

الف) علم و دانش

از حضرت امام سجاد(علیه السلام) نقل شده که خطاب به ایشان فرمود:« أنتِ بحمدالله عالمة غیر معلّمة فَهِِمة» یعنی؛ ای عمه جان، شما دانشمندی هستی که از کسی نیاموخته ای و دانا و فهمیده ای هستی که از کسی یاد نگرفته ای!. به راستی چنین است، خانمی که از پدری همانند امام علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) وارث علم پیامبرصلی الله علیه و آله، و مادری همانند فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها)، کوثر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، متولد شده باشد و در دامان آن بزرگواران رشد و نُموّ یافته، باید چنین باشد. خصوصیت و ویژگی مرتبطین با اهل بیت(علیهم السلام) چنین هستند.

حضرت زینب(سلام الله علیها) در مسجد کوفه، مجلس درس تفسیر قرآن و احکام برقرارکرده بود و گاهی مردان نیز در جلسات ایشان شرکت می کردند. گفته می شود، عبدالله بن عباس هم از آن کسان بوده است. چنان که او نقل می کند: «بانوی خردمند ما حضرت زینب بنت علیّ(علیه السلام) چنین روایت می کند». (7)

امام حسین(علیه السلام) به خواهرش دستور داد تا احکام دینی را از طرف امام سجّاد(علیه السلام) برای بستگانش تبیین کند، او از طرف حضرت زین العابدین(علیه السلام) نیابت خاصه داشت تا احکام دینی و شرعی را برای مردم بیان کند و خانه ی آن علویه ی مکرّمه، همواره محل رفت و آمد و مراجعه مردم بود.

ب) شجاعت و جهاد و مبارزه با دشمنان

آن حضرت، در حادثه روز عاشورا به عنوان یار و یاور برادرش بزرگوارش، حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) شرکت داشت و در آن مبارزه خونین، نقش تاریخی خود را با صبر و بردباری و پرستاری از زخمی ها و مجروحین و... ادامه داد و هرگز از دشمن اموی و منحرفین خوف و هراسی نداشت. طبق روایتی امام علیّ(علیه السلام) فرمود: «جهاد بر سه قسم است، با دست، با زبان و با دل». (8)

حضرت زینب(سلام الله علیها) با قدرت و تسلط بی نظیر به مبانی دینی و قرآنی و قدرت و تسلط بر مردم، چنان حکیمانه سخن می گفت که دهان مردم از تعجب باز می ماند!. چنان که در مجلس یزید با ابّهت و شکوهی ویژه سخن گفت که نه یزید امکان قطع سخن او را یافت و نه کسی از حاضران جرأت مخالفت پیدا کرد!. (9)

ج) استقامت در راه هدف مقدس

حضرت زینب(سلام الله علیها) پس از رخداد خونینِ کربلای حسینی، با شجاعت بی نظیر و استقامت همانند کوه خود، در کنار برادرزاده ارجمندش حضرت سیّد الساجدین(علیه السلام) به ادای وظیفه دینی پرداخت. که به نمونه هائی از آن اشاره می شود:

اول: در کوفه

عمر بن سعد کاروان اسراء را، به گونه ای ترتیب داده بود تا سپیده دم دوازدهم محرم الحرام به شهر کوفه برسند. کاروان خسته و غم بار از مشکلات و دشواری های روزهای قبل در حالی که سرهای مقدّس و مطهّر شهداء بر نیزه ها بود، نزد عبیدالله بن زیاد برده شدند. او با چوبی که در دست داشت به لب ها و دندان های سر مبارک حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) می زد!؟... . حضرت زینب(سلام الله علیها) که کهنه ترین جامه های خود را پوسیده بود با اُبّهت و جلالی هر چه تمام تر، قدم پیش نهاد و در گوشه ای نشست!. عبیدالله بن زیاد (لع) سؤال کرد این زن کیست؟ پاسخی نشنید تا اینکه یکی گفت: این زینب دختر علیّ(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) است. عبیدالله گفت: سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و کشت!؟. حضرت زینب(سلام الله علیها) اظهار داشت: سپاس خداوندی را که نبیّ خاتم حضرت محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) را گرامی داشت و ما را پاک و پاکیزه نمود. تو ای عبیدالله، تبه کار، رسوا و بدکاره ای؟ عبیدالله گفت: ببین خدا با خانواده ات چه کرد؟ حضرت فرمود: «ما رأیت الاّ جمیلاً...» یعنی؛ غیر از زیبایی چیزی نمی بینم. مطمئن باش که به زودی خداوند میان آنان(شهداء) و تو قضاوت خواهد کرد. مادرت به عزایت بنشنید ای پسر مرجانه!.


Image result for ‫حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ الگوی زن کامل و شایسته‬‎

دوم: در مجلس یزید در شام

اسیران را به طرف قصر یزید بن معاویه(لع) حرکت دادند، درحالی که یزید(لع) اشعار ابن زِبَعری را می خواند که بوی کفر و شرک و بی دینی از آن می آمد!؟. این صحنه برای امام سجّاد(علیه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) بسیار تلخ و دشوار بود! امام سجاد(علیه السلام) خطاب به یزید فرمود: چه می گویی در حالی که جدّ ما رسول الله(صلی الله علیه و آله) هست!. در این مجلس وقتی یکی از شامیان از یزید خواست تا فاطمه بنت الحسین(علیه السلام) را به عنوان کنیز به او بدهد، حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود: نه تو و نه یزید چنین حق و جرأتی ندارند. وقتی جسارت یزید را مشاهده کرد فرمودند: تو امیر و مسلط هستی. از روی ظلم و ستم دشنام می دهی و تندی می کنی و زور می گویی. در این موقع یزید ساکت شد و ادامه نداد!. آری این چنین هست جرأت، هیبت و ابّهت اهل بیت(علیه السلام) که با شجاعت و منطق، دلهره در دل دشمنانان می انداختند به طوری که آنان را به عقب نشینی وادار می کردند. حضرت زینب(سلام الله علیها) در ادامه سخنانش مردم را منقلب کرد و با قرائت آیات قرآن و استدلال به تفسیر و تاویل واقعی آن ها، بنیان ظلم و ستم اُمویان را افشا و بر حقّانیت راه پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) و خاندانش شهادت داد به طوری که مردم کم کم بیدار شدند و به عمق ظلم و ستم و فساد خاندان بنی امیه پی بردند!. (10)

سوم: در مدینه

کاروان خسته و غم ناک اهل بیت(علیهم السلام)، پس از تحمّل سختی های راهِ طولانی شام به مدینه، وارد شهر شدند. نسیم بوی آشنای شهر پیامبر(صلی الله علیه و آله) به مشام کاروانیان می رسید، اما آن ها که در هنگام خروج از مدینه با حضرت امام حسین(علیه السلام) حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام) و ... بودند، اینک آن ها به ملکوت اعلی پیوسته اند و اســــراء تنها شده اند! . فقدان آن ها بر اعضای کاروان سنگینی می کرد ولی چاره ای نبود و تسلیم قضا و قدر الهی بودند. آن ها خوش حال از این که مأموریت محوله را به خوبی انجام داده اند. کاروان اسراء با حزن و اندوه و گریه و اشک مردم مدینه به زیارت قبر مطهّر پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله رفتند و حضرت زینب(سلام الله علیها) با چشمانی گریان، خطاب به رسول خداصلی الله علیه و آله عرض کرد: « یا جدّاه، انّی ناعیة الیک وَلَدک الحسین(علیه السلام)» یعنی، ای جدّ بزرگوار و عزیزم، با حزن و اندوه خبر کشته شدن فرزندت حسین(علیه السلام) را آورده ام. گروهی برای تسلیت به خانه عبدالله بن جعفر رفتند و عبدالله گفت: «خدا را شکر که بچه هایم فدای حسین(علیه السلام) شدند و جانشان را برای او دادند». سپس حضرت زینب(سلام الله علیها) به دیدار امّ البنین[مادر حضرت عباس(علیه السلام)] رفت و او را دل داری داد. بنی هاشم با حالت عزاداری بر شهدای کربلا در بقیع اجتماع کردند و نوحه های جان گداز سر دادند و بعضی از اعضای کاروان کربلا، به نوحه سرایی و بیان حوادث، سختی ها و شجاعت و چگونگی جان فشانی شهداء و مقاومت اسراء پرداختند. خانواده پیامبر(صلی الله علیه و آله) عزا دار و سیاه پوش شدند و دیگر شادی نکردند!. حضرت زینب(سلام الله علیها) در کنار امام سجّاد(علیه السلام) چگونگی حوادث واقعه کربلا را برای مردم بازگو می کردند و اظهار می داشتند آن ها همه ی این مصائب را به خاطر خدا تحمل کردند و مانند کوه استوار، لحظه ای از خدا غافل نبودند. در نتیجه حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) و سائر اسراء، پاسدار حقیقی و واقعی ثار الله(خون خدا) شدند و نگذاشتند نهضت و حماسه جان گداز و خونین کربلا فراموش شود. حادثه ای که موجب حفظ و بقای اسلام از انحرافات و کجی ها شد و بنیان و اساس حاکمان فاسق و بی دین و بنی امیه را نابود کرد. (11)

«سلامٌ علیها یوم وُلِدت و یوم تٌوفیّت و یوم تٌبعث حیّاً»

 

پی نوشت‏ ها:

1. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب(علیه السلام) 3: 357.

2. مسعودی، مروج الذهب... 3: 63؛ ابو الفرج الإصفهانی، مقاتل الطالبیین : 95؛ محمّد زاده، مرضیه؛ بانوی آفتاب: 26.

3. اربلّی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة(علیه السلام) 2: 63.

4. ابن سعد، الطبقات الکبری 6: 100.

5. همان 8: 341؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(علیه السلام) 4: 122.

6. وقعة الطف(تحقیق: یوسفی غروی) 282: 248؛ ابو الفرج الإصفهانی، مقاتل الطالبیین: 122.

7. ابو الفرج الإصفهانی، مقاتل الطالبیین: 95؛ صدوق، کمال الدین، باب 45 ح37.

8. نهج البلاغة، حکمت 375.

9. ابومخنف، وقعة الطف(تحقیق: یوسفی غروی) 262؛ سیّد ابن طاووس، الملهوف...191.

10. سید ابن طاووس، الملهوف... : 315؛ طبرسی، الإحتجاج 2: 122.

11. مجلسی، بحار الأنوار... 45: 124؛ سید ابن طاووس، الملهوف... : 240؛ ادب الطف 1: 71.

* خوانندگان و علاقه مندان عزیز، جهت آشنائی و کسب اطلاعات بیشتر به مقاله، بررسی مستند حیات حضرت زینب(سلام الله علیها) و نقش آفرینی در نهضت حسینی(بر اساس منابع پیش از قرن هفتم هجری) به قلم سید علی رضا عالمی مراجعه نمایند.

------------------------------------------------------------------------------------------

منبع: http://www.deabel.org/vdcdzs0x.yt0s96a22y.html

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۳
عباس جعفری (فراهانی)