تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان

تاریخ اسلام و تشیع
تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان
.....
بایگانی
پیوندها
طبقه بندی موضوعی

۳۹۸ مطلب با موضوع «سبک زندگی» ثبت شده است

در انتظار ظهور منجی موعود

ظهور «منجی موعود» یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت "رهبر موعود" عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد.

ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

در واکنش به اینگونه اقدامات، خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در پایان هفته سلسله مطالبی متقن و مستدل در باب مهدویت ــ با عنوان "در انتظار منجی" ــ تولید و منتشر می کند؛ تا هم عرض ارادتی باشد به محضر امام زمان حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و هم گامی برای روشنگری درباره مسأله مهدویت در عصر هجوم غبارها و فتنه ها باشد.

مقاله ذیل با عنوان "بررسی برخی ادلۀ روایی احمد بصری؛ یمانی دروغین" در شماره 27 مشرق موعود منتشر شده است. این مقاله در سی و هفتمین قسمت از سلسله مطالب در انتظار منجی به خوانندگان ابنا تقدیم می شود:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پژوهش: مهدی یوسفیان و محمد شهبازیان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چکیده

هدف این نوشتار، بررسی برخی ادلۀ روایی یکی از مدعیان نیابت، با عنوان احمد بن اسماعیل بصری است. این فرد خود را فرزند با واسطۀ امام مهدی، رسول و زمینه‌ساز ظهور معرفی کرده و مدعی است پس از آن حضرت به حکومت و خلافت خواهد رسید.

وی کوشیده است با بهره‌گیری از روایات معصومین ادعای خود را اثبات کند. همچنین مریدان این شخص ادعا دارند تمام بیانات و ادلۀ او برگرفته از علم الهی وی بوده و امکان نقد هیچ‌یک از آن‌ها وجود ندارد. اما پس از بررسی ادلۀ مطرح شده، درمی‌یابیم که این فرد با تمسک به روایات غیرمستند، بهره‌گیری از منابع غیرعلمی، تقطیع روایات و تحریف معنا و دلالت آن‌ها، قصد فریب مخاطبان خود را داشته است. نو بودن این جریان در ایران و احساس نیاز به تحلیلی علمی و برگرفته از منابع مورد اعتماد این گروه، موجب شد پس از معرفی این فرد و روش تبلیغاتی او، به نقد برخی از ادلۀ روایی‌اش بپردازیم.

روش این نوشتار، توصیفی ـ تحلیلی است و آن‌چه به دست آمده، نسبت‌های دروغ این فرد به ائمه و سوء استفاده از نداشتن سواد حدیثی طرفدارانش است. همچنین تلاش شده با بررسی برخی از ادلۀ مورد ادعا و با توجه به این‌که وصی و جانشین امام مهدی باید از علم و عصمت برخوردار باشد، بطلان ادعای او اثبات شود. ... .

ادامه در لینک اصلی

http://fa.abna24.com/news/%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۳
عباس جعفری (فراهانی)

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: آیت الله جعفر سبحانی، مرجع تقلید شیعیان در پنجمین گردهمایی دانش آموختگان مرکز تخصصی کلام اسلامی نسبت به خطر افزایش سلفی گری هشدار داده و از تلاش وهابیت عربستان برای رشد تفکر ضدشیعی در ایران اسلامی پرده برداشت و دفاع از اهل بیت(ع) و شیعه را برای دانش پژوهان علم کلام  واجب عینی معرفی کرد.

آیت الله جعفر سبحانی: زنگ خطری که مراجع صدایش را شنیده اند|چرا باید با سلفی گری مبارزه کنیم؟

 از این رو، بر آن شدیم تا با توجه به سخنان این مرجع تقلید و هشداری که نسبت به گسترش پدیده سلفی گری در جامعه داده است، با حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، کارشناس و پژوهشگر فِرَق و مذاهب اسلامی و دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) به گفت وگو بنشینیم که در ادامه حاصل آن را می خوانید:

 

* با توجه به سخنان مرجع عالی قدر، آیت الله سبحانی نسبت به خطر شیوع سلفی گری در کشور، به عنوان اولین سوال بفرمایید این هشدار مرجع بزرگوار تقلید از چه جهت بوده است؟

 سخنانی که چندی قبل حضرت آیت الله العظمی سبحانی(دامت برکاته) بیان کرد و در رسانه ها نیز منتشر شد، حقیقتا مطلب حقی بود و ایشان نکته سنجی بجا و به موقعی داشتند که این موضوع را مطرح و نسبت به خطر سلفی گری هشدار دادند و خواستار مقابله با این جریان شدند. اینجانب که مطالعاتی در مورد وهابیت و سلفیت دارم فکر می کنم این بیانات بسیار نکته بینانه مطرح شد.

در پاسخ به سوالی که مطرح کردید، شاید خوانندگان و شنوندگان برنامه های مذهبی با مطالعه، طی استماع سخنرانی ها، حضور در برنامه های مذهبی به طور اجمالی مباحثی را در مورد سلفی گری و وهابیت شنیده باشند ولی توضیح بیشتری نیاز است. لذا برای پاسخ به این سوال مطالبی را بیان می کنم.

 درباره سَلَف، سَلَفیت، سَلَفی گری، سَلَف صالح و واژه هایی از این دست، در مبانی دینی، تاریخ و کلام و اعتقادات ما، کم و بیش اشاراتی وجود دارد و این واژه ها دیده می شود. در برخی روایات گفته شده است که مردم و علما در مباحث دینی باید به نظریات و دیدگاه های سَلَف صالح مراجعه کنند یا روایاتی را نقل می کنند که به دست آوردن اطلاعات در مورد مسایل دینی جز حرکت در مسیر و طریق سلف صالح امکانپذیر نیست. منشا این اصطلاح حدیث معروف «خیر القرون» در کتاب های روائی اهل سنت هست از قول رسول خدا(ص) که می فرمایند: «بهترین مردم، مردمان قرن من هستند. سپس کسانی که در پی ایشان می آیند و ...». در تفسیر و معنای این روایت رهبران سلفیه مانند ابن تیمیه و دیگران می گویند بی تردید در قرون اول اسلام چون اصحاب بطور مستقیم و بدون واسطه از رسول خدا(ص) و سائر منابع دینی، اعتقادات اسلامی را می شنیدند و فرا می گرفتند به انواع بدعت ها و خرافات آمیخته نشده بود و همینطور در عصر تابعین و تابعینِ تابعین ... . در نتیجه هرچقدر مسلمانان با عصر و زمان ییامبر(ص) فاصله گرفته اند (تا حدود سیصد سال) انحرافات بیشتر شده است؟! از نظر علمای اسلامی استناد به این روایت اشکالاتی دارد مانند اینکه ما بسیاری از انحرافات و بدعت ها در همان دوره های صدر اسلام (ادعای سیصد سال) مانند فرقه های خوارج و قدریه و معتزله و مرجئه و ... پدیدار شدند؟! از سوی دیگر اگر بنا باشد سخن و فهم سلف صالح و مسلمانان صدر اسلام حجت باشد، چرا نباید به کلمات و سخنان اهل بیت پیامبر(ص) مراجعه شود؟!

 به بیان دیگر بر فرض قبول که در روایات این مساله ذکر و گفته شده است که مبانی دینی باید از سلف صالح گرفته شود اما این مفهوم به آن معناست که ما در استدلال مبانی دینی چهار راه داریم که شامل قرآن، سنت، عقل، اجماع می شود. یعنی از این طرق چهارگانه اقشار و طبقات مختلف به نسبت اطلاعات خودشان در مبانی دینی با اتکاء به این چهار دلیل می توانند در مباحث دینی پاسخ خود را بگیرند. در حالی که می بینیم بسیاری از شخصیت های قرون اولیه به طور یکسان به ادله چهارگانه مراجعه نکرده اند و آنها را حجت نمی دانند؟! گروهی با نام اهل حدیث پیدا شدند که غیر از نص قرآن و روایات هیچ چیزی را قبول نداشتند؟!

 به عبارت دیگر مشاهده می کنیم که در تاریخ اسلام و در میان مذاهب مختلف برخی گروه هایی  پیدا شدند که بر خلاف این مسیر طی طریق کردند و هرکدام به نسبت خودشان به برخی از این ادله دینی نگاه افراط و تفریط  دارند از جمله گروهی که متنسب به سَلَفیت و وهابیت هستند. یکی از این شخصیت ها ابن تیمیه حرانی است که در قرن هفتم در شام زندگی می کرده و کتب و آثار متعددی را از خود بر جای گذاشته است و مباحثی را درباره این نکته مطرح کرده که مردم باید مبانی دینی خود را از سلف صالح بگیرند. او روایاتی را نقل می کند و توضیح و تفصیل می کند و نهایتا به ارایه نظراتی می پردازند که دیدگاه های خاصی است که اختصاص به خودش دارد. با ابن تیمیه در همان زمان به شکل وسیعی مخالفت می شود و بعد از اعتراضات نهایتا او را به زندان می اندازند و چندبار هم آزاد می شود ولی نهایتا حتی در زندان از دنیا می رود و فوت می کند.

 ابن تیمیه شخصیتی است که با نظریات افراطی مربوط به سلفیت در زندان فوت می کند. در اینجا برخی از نظرات او را عنوان می کنم. ابن تیمیه در مباحث خداشناسی و توحید حرف هایی می زند که بر مبانی چهارگانه ما نیست بلکه برخلاف آیات صریح قرآن و روایات و سنت پیامبر(ص) است. او با اجماع علما مخالفت دارد، از جمله معتقد است آنچه که به ظاهر و حس می بینیم، قابل قبول است و غیرمحسوساتی وجود ندارند. البته برخی موارد اشاره می کند که طبق آیات قرآن غیب را قبول داریم. اما مسایل عقلی را منکر می شود و می گوید عقل در موضوعات ماوراءالطبیعه جایگاهی ندارد. همچنین، در مباحث سنت و روایات منسوب به پیامبر(ص) ظاهرگرایی را مطرح می کند و می گوید این آیات اصلا تفسیر ندارد و عین عبارت و آیه را باید قبول داشته باشیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۴
عباس جعفری (فراهانی)

اشاره:

نیمه‌ی ماه شعبان المعظم هر سال هجری قمری مصادف است با طلوع خورشید درخشان جهان بشریت و مروارید فروزان اهل‌بیت عصمت و طهارت، احیاگر معالم دین و نابود کننده‌ی ظلم و ستم و شوکت تجاوزکاران و برقرارکننده‌ی حکومت عدل در سرتا سر جهان و بزرگ منادی توحید و عدالت و وارث راستین پیامبر اعظم(ص) و ائمه‌ی معصومین(ع) حضرت حجت بن الحسن العسکری، مهدی موعود(عج). ضمن عرض تبریک به عموم منتظران حقیقی، مقاله‌ی زیر به قلم حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی تقدیم علاقه مندان می‌شود.

Image result for ‫ عدالت مهدوی‬‎

1 ـ میلاد نور
حضرت مهدی(ع) در نیمه‌ی ماه مبارک شعبان سال 255 هـ. ق چشم به جهان گشودند. (1) پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری(ع) و مادر گرامی آن حضرت خانم نرجس[نرگس] خاتون می باشد.
در شب ولادت، عمه‌ی امام عسکرى(ع) بانو حکیمه خاتون به دستور ایشان در منزل ماند. امام(ع) به حکیمه خاتون فرمودند: «امشب منتظر تولد فرزندى هستم از نرجس». حکیمه با تعجب پرسید، چطور ممکن است؟! (زیرا اثرى از حمل در او ندیده بود). امام(ع) فرمود: «او بسان مادر موسى(س) است که هیچ کس نمى‌دانست باردار است، زیرا فرعون شکم زنان حامله را پاره مى‌کرد».
طبق نقل حکیمه، خداوند در آن شب فرزندى به امام عسکرى(ع) عنایت کرد و چنین اراده فرموده بود که دشمنان، هرگز قدرت دسترسى به او را پیدا نکنند و چنین اراده کرده بود که او «وارث مستضعفان» در روى کره‌ی زمین بشود: «و نُرید أن نمنّ على الذین استضعفوا فی الأرض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین». (2)
طبق حکمت الهى در فاصله‌ی کوتاه سال 255 تا 260 هـجری ایشان به طور مخفی زندگی می‌کردند و در خدمت پدر بزرگوارشان آماده‌ی احراز مقام امامت و رهبرى مسلمانان و بر عهده گرفتن مسئولیت سنگین آنان بودند.
با شهادت امام عسکری(ع) در سال 260 هجری، دوران غیبت آغاز و مدت 75 سال (غیبت صغرى) حضرت مهدى(ع) در پنهانى زندگى مى‌کردند و مردم بدان صورت که بتوانند حضورى خدمت ایشان مشرف و مشکلات خودشان را در میان بگذارند، امکان نداشت ولى دائماً از انوار و برکات مقدس او بهره مند مى‌شدند. دست رسى مردم به واسطه‌‌ی نائبان خاص او از سال 255 تا 330 هـ. ق صورت مى‌گرفت.
2 ـ راز غیبت
فلسفه و راز حقیقى غیبت براى عموم مردم بیان نشده است و به غیر از اولیاء خاص الهى[پیامبران و امامان معصوم(ع)] از آن اطلاع ندارند؛ ولى بطور کلى از میان ادله‌ی عقلى و نقلى مى‌توان فوایدى را براى آن به دست آورد:
الف) امتحان و آزمایش
به واسطه‌ی همین مسئله غیبت است که خداوند می‌خواهد بندگان خودش را بیازماید تا حجت برآنها روشن شود که آیا ایمان و اعتقاد واقعى به مبدأ جهان و مصالح او دارند یا خیر؟ باید روشن شود که مؤمنان واقعى در مواقع حساس و هنگامی که دسترسى حضورى به رهبران ممکن نیست کیانند؟ آیا صرف ادعا بر اینکه ما به خداوند و به پیشوایان او یعنى ائمه معصومین(ع) ایمان داریم کافى است یا اینکه مى‌بایست با آزمایش و امتحان این ایمان واعتقاد سنجیده شود. در نتیجه اگر کسانى در عصر غیبت طبق فرمان الهى، محکم و پا برجا ایستادند و از مشکلات نهراسیدند و وظایف و دستورات الهى (فروغ دین و اعتقادات صحیح) را دنباله روى نمودند، بحق آنان، مؤمنان حقیقى و از رستگاران مى‌باشند.
ب) محفوظ ماندن از بیعت
یکى از دلائل غیبت محفوظ ماندن از بیعت با ظالمان، مستکبران و ستم‌کاران است، به طورى که بعد از ظهور، حجت برهمگان تمام مى‌باشد. چنانچه در روایتى از امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا(ع) نقل شده است که فرمود: «گویا شیعیانم را مى‌بینم که بعد از مرگ سومین فرزندم در جستجوى امام خود مى‌گردند ولى او را نمى‌بینند»، سؤال شد چرا؟ فرمود: «چون امامشان غایب است». عرض شد: چرا غایب مى‌شود؟ فرمود: «براى اینکه وقتى با شمشیر(سلاح) قیام نمود بیعت هیچ کسى بر گردنش نباشد». ( 3)
ج) خوف بر کشته شدن
از دلایل دیگر راز غیبت، محفوظ ماندن از کشته شدن به دست نابکارران و دشمنان بشریت مى‌باشد که با پیش آمدن مسأله‌ی غیبت، وجود مقدس حضرت ولى عصر(ع) سالم باقى مى‌ماند و تا هنگام ظهور ایشان(زمان آن فقط، نزد خداوند متعال مى‌باشد) که فرا رسد با قیام الهى خود ظلم وستم را نابود و عدل و عدالت را در سراسر گیتى بر قرار مى‌نماید؛ ان شاء الله.
هرگز مبادا مسئله‌ی کشته شدن امام زمان(ع) را با شهادت پدران بزرگوارش تطبیق و مقایسه نمود زیرا موقعیت وشرایط زمانى متفاوت مى‌باشد. ائمه‌ی معصومین(ع) قبل از ایشان، با پذیرا شدن شهادت، امام دیگرى مسئولیت امامت را عهده‌دار مى‌شد ولى طبق اراده‌ی الهى، مسئله‌ی  امامت با وجود مقدس حضرت مهدى(ع) خاتمه پیدا مى‌کند و در صورتی که ایشان نیز غایب نمى‌شدند و مسئله‌ی شهادت و کشته شدن براى ایشان پیش مى‌آمد بر خلاف مصلحت الهى مى‌بود و زمین از حجت خداوند خالى مى‌ماند. درحالی که در اراده‌ی خداوند مقدر شده است که می‌بایست حق بر باطل پیروز شود و این تقدیر الهی(پیروزى حق بر باطل) به دست مبارک مهدى موعود(عج) و در آخر الزمان واقع می‌گردد.
3 ـ انتظار فرج
امام خمینی(ره)، بنیان‌گذار نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران در یکى از بیانات خود فرمودند: «انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است». (4) بحق که این سخن چقدر پر معنى است. مسئله‌ی انتظار، دارای بار معنایى فراوانی از جهت کاربرد ادبى و استعمال در فرهنگ اسلامى دارد و از طرف دیگر مسئله‌ی آخر الزمان و انتظار ظهور مهدى موعود داراى مضامین و معانى والا و مقدسى نیز مى‌باشد. 
در روایتى از قول پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند: «أفضل أعمال أمتى انتظار الفرج من الله عزوجلّ». (5) یعنى بهترین و با فضیلت ترین اعمال و کارهاى امت من، انتظار رسیدن فرج از نزد خداى عزیز و ‌جلیل‌‌ مى‌باشد. و روشن است که فرج حقیقى و نهایى برپایى حق و عدل بجاى ظلم و ستم و کفر در روى زمین مى‌باشد که تحقق این مسئله طبق آیات قرآن و روایات اسلامى در آخرالزمان به وقوع مى‌پیوندد. منتظران واقعى مهدى(ع) در طول تاریخ انتظار و هم‌اکنون به دنبال تحقق عدالت راستین درونى و بیرونى هستند که لازمه‌ی این چنین عدالتى، امید، تحرک، شور، حماسه، مقاومت، نفى باطل وطلب حق، خروش، صلابت و قیام (ضد قعود و سکون) به همراه اعتقاد صحیح توحیدى، محمّدى، علوى و عمل به واجبات و ترک محرمات مى‌باشد. در کنار این واجبات (بلکه در متن این اعمال) مسئله‌ی امر به معروف و نهى از منکر، پاى‌بندى به اخلاق حسنه‌ی اسلامى و آمادگى نظامى از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است. انسانِ مسلمان و منتظر یک قیام بزرگ و یک انقلاب عظیم جهانى، آیا ممکن است که خود هیچ آمادگى براى حضور در این درگیرى و کمک به آن نداشته باشد؟

امام صادق(ع) مى‌فرماید: «لیُعدّن أحدکم لخروج القائم و لو سهماً، فإن الله اذا علم ذلک من نیّته رجوتُ لأن یُنسى فى عمره حتى یدرکه و یکون من اعوانه و انصاره» (6). یعنى هرگاه یکى از شما براى قیام قائم[مهدی موعود] اسلحه تهیه کند، اگرچه یک تیر باشد، امید است خداوند عمر او را دراز  کند تا ظهور و فرج او را درک نماید و از یاوران ایشان باشد.
در اینجاست که اندیشه‌ی دشوم و باطل قاعدی‌گرى و دروغ گویان طرفدار امام زمان(عج) (انجمن حجتیه در قبل از انقلاب اسلامی) روشن مى‌شود که چقدر اسفبار و ضد انتظار است! زیرا به خود زحمت نداده‌اند تا بفهمند معناى انتظار و فلسفه‌ی غیبت چیست؟
اینان انتظار و طرفدارى از امام زمان(ع) را به معنى کمک کردن و ازدیاد ظلم و ستم، همراه با سکوت و قعود و خاموسى مى‌دانند. یعنی انتظار مساوى است با کسب بى‌لیاقتى و عدم حضور. اینان روایاتى را که سخن از قیام مردان مصلح و انقلابى در عصر غیبت را بیان می کند را هم ندیده‌اند! روایاتى که خبر از قیام مردمى از مشرق زمین مى‌دهد که زمینه براى ظهور و قیام جهانی حضرت مهدى(عج) را فراهم می‌‌آورند. باید به هوش باشیم و ارزش هایى که به واسطه‌ی انقلاب شکوه مند اسلامى  ایران و در سایه اصل مترقی ولایت فقیه با جان‌فشانى جوانان فداکار و شهدا و جانبازان و اُسرا و ... به دست آمده است را قدر بدانیم و فریب نیرنگ‌بازی‌هاى سالوسان خنّاس‌ صفت که در هر عصر و زمانی با شکل و ایده خاصی [از جمله 
دست اندرکاران مستند انحرافی "ظهور بسیار نزدیک است"!؟ و سائر جریان های گمراه و مدعیان ظهور مانند جریان انحرافی احمد الحسن الیمانی در عراق و ...] ظاهر می شوند را نخوریم و با حمایت بى دریغ از نظام اسلامى و پیروی درست از خط اسلام ناب محمدی(ص)، در آینده‌اى نزدیک شاهد ظهور مصلح کل و منجی جهان حضرت مهدى(ع) باشیم. ان‌شاء الله.

علاقه مندان جهت اطلاع از مضامین و اشتباهات این فیلم، به کتاب ها، مقالات، سخن رانی ها و فیلم هائی که در خبرگزاری اهل بیت(ع) - ابنا - http://www.abna.ir و خبرگزاری آینده روشن http://www.bfnews.ir موجود است مراجعه نمایند).

برگرفته شده از jafari042.blog.ir

4 ـ انقلاب اسلامى؛ زمینه‌ساز قیام جهانى مهدى(ع)
احادیث فراوانى در کتب حدیث وتفسیر از زبان گهربار پیامبر گرامى(ص) و ائمه‌ی معصومین(ع) نقل شده است که حقایق و واقعیت هاى زیادى را به اثبات مى‌رساند مانند اینکه ایرانیان وفادارترین امّت ها به اسلام مى‌باشند و یا اینکه ایرانیان بیشترین بهره را از اسلام دارند.
در حدیثى نقل شده است که فرمود: «ضربتموهم على تنزیله و لاتنقضى الدنیا حتى یضربوکم على تأویله». (7) یعنى: «دنیا به پایان نمى‌رسد تا روزى که ایرانیان با شما اعراب بر اساس تأویل قرآن جنگ مى‌کنند چنانچه شما ابتدا بر اساس تنزیل قرآن (اسلام آوردن ایرانیان) با آنها جنگ کردید.
همچنین پیامبر گرامى(ص) فرمود: «یخرج ناسٌ من المشرق فیُوطّون للمهدى سلطانه». (8) یعنى: در آخر الزمان، گروهى از مشرق زمین قیام مى‌کنند  و زمینه را براى انقلاب جهانى مهدى(ع) فراهم مى‌آورند.
و بالآخره در روایتى آمده است که امام باقر(ع) مى‌فرماید: «کأنّى بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلایُعطونه ثم یطلبونه فلایُعطونه فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم فیعطون ما سألوا فلایقبلونه حتى یقوموا و لایدفعونها الا الى صاحبکم...». (9) یعنى، گویا مى‌بینم که مردمى در مشرق زمین قیام کرده‌اند حق را طلب مى‌کنند ولى به آنها نمى‌دهد پس از آن دوباره حق را مى‌خواهند، باز امتناع مى‌ورزند، ولى این دفعه مردم شمشیرهاى خود را ـ کنایه از سلاح و اسلحه ـ برشانه‌ها مى‌نهند و بالأخره، حکومت تسلیم خواسته‌هاى آنان مى‌شوند ـ ولى این بار نمى‌پذیرند(تا رژیم  فاسد را ساقط مى‌نمایند) و این حکومت خود را رها نمى‌کنند تا تحویل صاحب شما [حضرت مهدى(عج)] مى‌دهند ...  . ان‌شاء الله تعالى.

پی‌نوشت‌ها :
1. شیخ مفید، الإرشاد 346؛ مجلسی، بحار الأنوار ج51
2. سوره قصص / 5
3. امینى، دادگستر جهان؛ ص229
4. امام خمینى(ره)؛ صحیفه نور
5. مجلسى، همان ج 52
6. همان ج 52
7. محمدى رى‌شهرى، تداوم انقلاب اسلامى ایران تا انقلاب جهانى مهدى(ع) ص25
8. همان ص35
9. همان ص 26

لینک اصلی

http://fa.abna24.com/special-issue/archive/2009/06/16/163777/story.html

http://www.ic-el.com/show_news.asp?idnum=661&state=article

http://www.balagh.ir/content/2910

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۴۹
عباس جعفری (فراهانی)

حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی

اشاره: امام چهارم حضرت علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) در روز پنجم ماه مبارک شعبان المعظّم سال 38 هجری [1] در مدینه منوّره در خاندان وحی و امامت، کودکی چشم به جهان گشود که او را "علیّ" نام نهادند.پدر بزرگوارش امام حسین(ع) و مادر گرامی اش بنابر نقل بیشتر مورّخین «شهربانو» [2] دختر یزدگرد(پادشاه ساسانی ایران) می‌باشد. اگر چه بنا بر تحقیقِ بعضی از محقّقین معاصر، این نقل قابل خدشه و تردید واقع شده است. [3] ضمن عرض تبریک و تهنیت به ولادت نورانی این امام عزیز و حجت راستین خدا، به پیشگاه حضرت بقیة الله الأعظم(عجل الله فرجه)، مقام معظم رهبری(دام ظله)، مراجع عظام تقلید(دامت برکاتهم) و عموم شیعیان و مسلمانان جهان، توجه خوانندگان را به مقاله کوتاه زیر جلب می کنم. 

Image result for ‫امام زین العابدین و .../عباس جعفری فراهانی‬‎

1- شخصیت علمی، اخلاقی امام سجّاد(ع)
امام چهارم، حضرت علیّ بن الحسین، ملقّب به سجّاد(ع)، پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام حسین(ع) در واقعه عاشورای سال 61 هجری، امامت و ولایت مسلمانان و شیعیان را عهده‌دار شدند.
ابو حازم(یکی از محدثین) می‌گوید: «ما رایت هاشمیاً افضلُ من علیّ بن الحسین ولا افقه منه».[4] یعنی؛ از میان بنی هاشم[اهل بیت پیامبر] هیچ کس را والاتر و داناتر از علیّ بن الحسین[ع] ندیدم.
زُهری می‌گوید: «لم أدرک احداً من اهل هذا البیت ـ بیت النبیّ(ص) ـ‌ افضل من علیّ بن الحسین[ع]».[5] یعنی؛ از میان خاندان پیامبر(در این زمان) هیچ کسی را عالم‌تر و با فضیلت‌تر از علیّ بن الحسین(ع) ندیدم.
پیرامون مقامات معنوی و عبادت حضرت، از امام باقر(ع) روایتی نقل شده است که ذکر می‌شود: «کان قیام علی بن الحسین(ع) فی صلاته قیام العبد الذلیل بین یدی الملک الجلیل، کانت اعضاوه ترقعد من خشیة الله وکان یصلّی صلاة مودّع یری انّه لا یصلّی بعدها ابداً».یعنی؛ پدرم در نمازش، همانند بنده ضعیف در مقابل خداوند بزرگ می‌ایستاد و اعضای بدنش از خوف خداوند می‌لرزید همانند کسی که آخرین نماز خود را می‌خواند، نماز می‌خواند.
در سایر صفات و کمالات اخلاقی امام زین العابدین(ع) نیز سخن به همین منوال است. ائمه معصومین(ع) به معنای واقعی کلمه الگو و اسوه مردم زمان خود و تمامی بشر تا روز قیامت بوده و هستند. بر ما مسلمانان و شیعیان است که با سر مشق گرفتن از آن ها و پای‌بندی عملی به گفتار و کردار آن بزرگواران بتوانیم وظایف خودمان را انجام دهیم، ان شاء الله.

2- وضعیت شیعه و نقش امام سجاد(ع)
کوفه که در آن زمان پایگاه شیعیان بود، تبدیل به مرکزی جهت سرکوبی شیعیان شده بود، اکثر شیعیان واقعی امام حسین(ع) در حادثه کربلا به شهادت نایل آمده بودند. آن عده‌ای هم که هنوز زنده بودند، تحت شرایطی که عبیدالله بن زیاد به وجود آورده بود جرأت خودنمائی نداشتند، شیعیان پس از واقعه کربلا و شهادت جمع زیادی از خاندان پیامبر(ص) در وضعیت روحی و فکری سختی بسر می برند، دشمنان خیال می‌کردند، پس از رویداد واقعه عاشورا، دیگر در هیچ زمانی شیعه و رهبران آن ها نمی‌توانند قدرت پیدا کنند ولی این خیال باطلی بود، امام سجاد(ع) موفق شد در سایه تلاش های فراوان به شیعه حیاتی تازه ببخشد و زمینه را برای تجدید حیات واقعی در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آماده سازد.
امام علیّ بن الحسین(ع) در طول مدت 34 از امامت و هدایت مسلمانان موفق شدند، شیعیان را از یکی از سخت‌ترین دوران ها نجات دهد. دورانی که جز سرکوب، فتنه، تحریف، قیام های باطل و کشتار شیعیان چیزی، هم راه نداشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۲۶
عباس جعفری (فراهانی)
                                حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی

اشاره:

آشنایی، گزینش و انتخاب الگوی کامل و شایسته، نیاز فطری هر انسان کنجکار و آرمان گراست. زیرا در گستره ی وسیع زندگی انسان و رفتارهای کوچک و بزرگ اخلاقی و پیشرفت های او و در همه جوانب و روابط سیاسی، فقهی و فرهنگی جامعه به طور بسیار محسوس، تأثیر گذار هست و کارآیی و نقش زیادی خواهد گذاشت. خداوند حکیم در این باره، پیامبرانی را به عنوان الگو و اسوه، مبعوث نمود تا انسان های خواهان رشد معنوی و تکامل انسانی با مشاهده و مطالعه زندگی آنان، راه سعادت و ترقی و تکامل را طی نمایند. برترین این پیامبران حضرت محمّد بن عبدالله(ص) به عنوان خاتم و اشرف پیامبران الهی می باشد که خداوند شخصیت و زندگی و سیره و رفتار او را به عنوان اسوه و الگوی برای همه بشر تا روز قیامت قرار داده است. اصحاب و یارانی که به او ایمان آوردند، همه رفتارهای او را از نزدیک می دیدند و به شدت تحت تأثیر ایشان قرار می گرفتند و چنان در اخلاق و رفتار آنان تأثیر می گذاشت که سر از پا نمی شناختند!. یکی از برجسته ترین یاران و دست پروردگان پیامبر(ص)، امام علیّ بن ابی طالب(ع) بود که پروانه وار، گرد حضرت می چرخید و از رفتار و کردار او، درس می آموخت که در خطبه ی نهج البلاغه به آن اشاره فرموده است. بی تردید شخصیت پیامبر اعظم(ص)، الگو و اسوه ی کامل و تمام عیار گذشته، امروز و فردای بشریت است. جهان امروز با پیشترفت های فوق العاده ای که در همه ی زمینه ها کرده و به کلی دگرگون شده اما در زمینه های اخلاقی و معنوی محتاج تعالیم معنوی و اخلاقی شناخته شده و تا شناخته ی پیامبر اعظم(ص) می باشد. با این هدف متن کوتاه زیر را تهیه و در اختیار خوانندگان عزیز گرفت. امید است مورد قبول اشرف مخلوقات نبی مکرم اسلام(ص)، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و عموم علاقه مندان واقع شود. ان شاء الله.

Image result for ‫مبعوث شدن‬‎

۱ ـ ولادت و حوادث همگام با ولادت

خاتم انبیاء و اشرف مخلوقات حضرت محمّد بن عبدالله(ص) بنا به دیدگاه شیعیان اثنا عشری و پیروان اهل بیت(ع) در هفدهم ربیع الأوّل [۱] عام الفیل* (سالی که سپاه فیل به فرماندهی ابرهه، پادشاه حبشه به خانه کعبه در مکّه حمله کردند) در شهر مکّه به دنیا آمد. قبل از تولد، پدرش را از دست داده بود. در شش سالگی مادر بزرگوارش، آمنه بنت وهب، دنیا را وداع کرد و این نوجوان کاملا یتیم شد و تحت سرپرستی جدّش عبدالمطّلب و پسر عمویش ابوطالب قرارگرفت. حوادث و رخدادهای دوران نوجوانی، جوانی، تا چهل سالگی و پس از آن با رویدادهای عجیب و غریبی و خارق العاده ای همراه است که برای هر خواننده و شنونده مسلمان و غیر مسلمانی شگفت انگیز و جذّاب خواهد بود. خاموش شدن آتش کده فارس، وقوع زمین لرزه و کنده شدن بت ها از محل خود، ناله ی شیطان و … نشانه ی وقوع رخدادی بزرگ و مولودی ارزش مند و با خیر و برکت برای بشریت یعنی وجود نازنین حضرت محمّد(ص) بود که جهان آلوده به ظلم و ستم و کفر و گمراهی را به توحید و خداپرستی و تقوا و کمالات انسانی رهنمون می شود. [۲]

۲ ـ سفر تاریخی به شام و پیش گویی راهبان مسیحی

حضرت پیامبر(ص) دو سفر تاریخی به شام(در دوازده و بیست و پنج سالگی) داشته اند که در سفر اول بَحیرای راهب به حضرت ابوطالب، نسبت به حوادث ناگواری که از سوی یهود در انتظار او خواهد بود، هشدار داد!. در سفر دوم نسطورای راهب به مَیْسرة(غلام خدیجه بنت خُویلِد) نسبت به آینده درخشان پیامبر نوید و مژده داد!. و در این سفر بود که سود فراوانی برای خدیجه به دست آورد و و میسره هم گزارش درست کاری حضرت را به خدیجه اعلام نمود. [۳] آن حضرت، در بیست سالگی در حِلْف الفضول(پیمان جوان مردان) شرکت کرد. ایشان در همین ایّام به عنوان ”محمّد امین” [درست کار و راست گو] معروف و رفتار و کردار او در میان مردم مکّه و در اوضاع جامعه جاهلی موجب شگفتی و تعجب شده بود. [۴]

۳ ـ ازدواج با خانم خدیجه(س)

در بیست و پنج سالگی با خدیجه بنت خُویِلد(س) که زنی پاک دامن، با تقوا و خدا ترس بود و ثروت زیادی داشت، ازدواج نمود. حضرت خدیجه(س) اختیار مصرف اموال و دارایی خود را به او سپرد. در باره شخصیت، خدمات او به اسلام و پیامبر(ص) و سائر کمالات حضرت خدیجه(س) می باید به طور جداگانه بحث کرد. [۵]

پیامبر اسلام (ص) الگویی همیشگی برای بشریت

۴ـ تربیت امام علیّ بن ابی طالب(ع)

در سیزدهم رجب سی ام عام الفیل، قبل از بعثت، از پدری موحّد[حضرت ابو طالب(ع)] و مادری پاک دامن[فاطمه بنت اسد]، فرزندی در داخل کعبه به دنیا آمد که در شش سالگی با هدف تربیت به منزل پیامبر(ص) و خدیجه(س) منتقل شد. [۶] امام علی(ع) در یکی از خطبه های نهج البلاغه به داستان ارتباط تناتنگ خود و استفاده از تعالیم و معنویات پیامبر اکرم(ص) اشاره می کند. [۷]

۵ـ مبعوث شدن به نبوت و رسالت

در حالی که چهل سال از عمر شریف یتیم بنی هاشم محمد امین، گذشته بود، در بیست و هفتم رجب، خداوند به جهانیان منّت گذاشت و او را به عنوان ”نبیّ، رسول، خاتم و اشرف پیامبران” برگزید. نزدیک به سه تا پنج سال از آغاز پیامبری او به صورت مخفی گذشت و در این مدت با زحمت زیاد، تعداد اندکی از جوانان، اقوام، دعوت او و سخنان قوی ومنطقی تهیدستان و فقیران مانند حضرت علیّ(ع)، حضرت خدیجه(س)، زید بن ارقم، عمّار بن یاسر، مُصعب بن عُمیر، بِلال بن رباح و … را شنیدند به او ایمان آوردند. [۸] در باره ی چگونگی نزول وی و کیفیت آن، مباحث زیادی در بین نویسندگان مطرح است که خوانندگان محترم جهت اطلاع به منابع تفسیری و تاریخی مراجعه نماید. [۹]

Image result for ‫مبعوث شدن‬‎

ادامه در لینک اصلی

http://fa.abna24.com/cultural/archive/2016/12/16/712910/story.html

http://qudsonline.ir/news/128374/%D8%AA%D8%B4%DA

سائر لینک ها

http://www.balagh.ir/content/1519

http://emamat.ir/home/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8

http://ajafari42.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=8076

http://mahdimouood.ir/post/%D9%BE%DB%8C

http://www.diyareaftab.ir/news/15129

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۳۳
عباس جعفری (فراهانی)


آیت‌الله محمدهادی یوسفی غروی

اشاره: 
امام موسی کاظم(ع) در روز ۷ صفر سال ۱۲۸ق به دنیا آمد و پس از شهادت پدر، حدود سی‌ و پنج سال عهده‌دار امامت شدند و نقش مؤثری در گسترش معارف اسلامی ایفا کردند که در نتیجه چندین بار دستگیر و زندانی شدند و نهایتا در ۲۵ رجب ۱۸۳ق، در ۵۵ سالگی، به دستور هارون به شهادت رسیدند. آنچه در پی می‌آید، در اصل گفتگوی سایت شفقنا با استاد در همین باره است.

امام موسی بن جعفر(ع) مدت ۲۰ سال از زندگانی پدرش امام صادق(ع) را درک کرد و در آخرین بخش از زندگانی پدر، شاهد برخورد حکامی بود که تا دیروز نسبت به آنچه بر آل علی رفته و رنج و کشتارهایی که بر آنها روا شده بود، تظاهر به همدردی می‌کردند؛ اما برخوردشان با امام صادق(ع) که تنها به دفاع از اسلام و نشر تعالیم کمر همت بسته بود و نیز با علویانی که طاقت تحمل ستم و طغیانشان را نداشتند و تلخی، درد و رنج حوادث دردناکی را که جان بسیاری از ایشان را گرفته بود، احساس می‌کرد و پدرش را دیده بود که همواره در رویارویی با منصور و تهدیدهای وی قرار داشت.

این مراقبت‌ها به حدی بود که امام ناگزیر شد تا در مورد امامت، جریان را حتی از شیعیان نیز پنهان دارد و جز گروه اندکی از یاران خاص خود که به رازداری و برحذر بودن از جاسوسان منصور و اطرافیانش سفارش شده بودند، کسی را در جریان آن قرار نداد. آن حضرت امامت خود را که به مدت ۳۵ سال در این فضای سراپا کینه و دشمنی با اهل بیت(ع) به درازا کشید، بدین گونه آغاز کرد و همواره مراقب بود و جز از نزدیکان انگشت‌شماری که دشواری اوضاع را درک می‌کردند و می‌دانستند که چگونه باید مردم را به وی فراخوانند، از دیگران پنهان می‌داشت.

دورانی که امام کاظم(ع) در آن زندگی می‌کرد، مصادف با نخستین مرحله ستمگری حکام عباسی بود. آنها تا چندی پس از آنکه زمام حکومت را به نام علویان در دست گرفتند، با مردم به‌خصوص علویان برخورد نسبتا ملایمی داشتند؛ اما به محض اینکه در حکومت استقرار یافتند و پایه‌های سلطنت خود را مستحکم کردند و از طرف دیگر با بروز قیام‌های پراکنده که به طرفداری از علویان پدید آمد و آنها را سخت نگران کرد، بنا را بر ستمگری گذاشتند و مخالفان خود را زیر شدیدترین فشارها قرار دادند.

ادامه در لینک اصلی

http://www.ettelaat.com/etiran/?p=276391

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۵۳
عباس جعفری (فراهانی)
به مناسبت سال روز شهادت هفتمین حجت حق، حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی

Image result for ‫امام کاظم‬‎

اشاره:

پدر بزرگوارشان، امام ششم، حضرت جعفر بن محمّدٍ الصادق(ع) و مادر ارجمندش خانم «حَمیدة» می‌باشد. دوران رشد و تربیت و نوجوانی و جوانی را در دامان مادر گرامی‌اش و پدر ارجمندش طی کرد. امامت و رهبری ایشان پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال ۱۴۸ هجری آغاز شد و پس ۲۰ سال امامت و حدود ۵۵ سال زندگانی در ۱۸۳ هجری(۱۸۶ هجری) با توطئهٔ خلیفهٔ فاسد زمان، هارون عباسی(۱۷۰-۱۹۳ هجری) در زندان سندی بن شاهک در بغداد به شهادت رسید.

ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت شهادت مظلومانه این امام هُمام، به پیشگاه سلاله پاکش، حضرت مهدی موعود(عجّل الله فرجه)، مقام معظّم رهبری(دام ظلّه)، مراجع عظام تقلید(دامت برکاتهم) و عموم شیعیان، توجه خوانندگان محترم را به نگاهی گذرا به حوادث و رخ دادهای دوران امامتِ آن بزرگوار جلب می‌کنم.
۱- فضایل و کمالات معنوی 
حضرت امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «إنّ ابنی هذا [موسی] لو سألته عمّا بین دفّتی المصحف لأجابک فیه بعلمٍ». (۱)؛ یعنی: اگر از پسرم [موسی] در باره آنچه در این مصحف(قرآن) وجود دارد بپرسی، به یقین عالمانه و آگاهانه پاسخ می‌دهد.
همین طور فرمود: «وعنده علم الحکم والفهم والسخاء والمعرفة بما یحتاج الیه الناس فیما اختلفوا فیه من أمر دینهم». (۲) یعنی: حکمت، فهم، سخاوت و دانش امور دینی مردم که در آن گرفتار اختلاف [و سردرگُمی] شده‌اند نزد اوست.
مرحوم شیخ مفید(ره) می‌فرماید: «مردم روایات بسیاری از ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) نقل کرده‌اند. او فقیه‌ترین مردم زمان خویش بود». (۳)
در بُعد تقوی و عبادت نیز ضرب المثل مردمِ زمان خویش بود. هنگام نماز با تمام وجود و حضور قلب به درگاه الهی می‌ایستاد و اشک‌هایش جاری می‌شد، قلبش به تپش در می‌آمد و از شوق و خوف خدا، لرزه بر اندامش می‌افتاد. گاهی سجده‌های طولانی او تا طلوع فجر صادق و طلوع خورشید ادامه می‌یافت. (۴)
نقل شده است که در ابتدای شب، وارد مسجد النبی(ص) می‌شد و در سجده با صدای بلند عرض می‌کرد: «الهی عظُم الذنب من عبدک، فلیحُسنِ العفو من عندک». (۵) یعنی؛ خداوندا، گناهان بنده‌ات، بسیار بزرگ است، اما عفو و بخشش حضرتت نیز باید نیکو باشد.
آن حضرت در زهد و پرهیز از زخارف دنیا نیز، زبان زد مردم روزگار خود بود.
امام هفتم(ع) به مردم سفارش می‌کرد، شما همانند جناب ابوذر غِفاری باشید و می‌فرمود: «رحم الله اباذر، فلقد کان یقول: جزی الله الدنیا عنیّ مذمة بعد رغیفین من الشعیر، اتغدی بأحدهما و أتعشی بالآخر و بعد شملتی الصوف أئتزر بإحداهما و ارتدی بالاُخری ...». (۶) یعنی: خدای رحمت کند ابوذر را که می‌گفت: پس از داشتن دو قرص نان جوین که ناهار به یکی و شام به دیگری خود را سیر کنم و دو تکّه پارچه پشمینه که خود را بدان بپوشانم. دنیا به آنچه بدان تعلق دارد نکوهیده باد.
امام کاظم(ع) در نیکی به مردم و احسان به فقرا و نیاز مندان نیز لحظه‌ای درنگ نمی‌کرد.
حضرت به علیّ بن یقطین که از شیعیان وفادار امام(ع) بود، اجازه داد در دربار هارون الرشید به مشکلات مالی و حل و فصل سایر مشکلات و نیاز مندی‌های مردم بپردازد.
شیخ مفید(ره) می‌گوید: «امام موسی بن جعفر(ع) نسبت به صله رحم سفارش می‌کرد. فقرای مدینه را زیر نظر داشت. شب‌ها برایشان دینار، درهم، آرد و خرما می‌برد و آنان خبر نداشتند که این اموال از کجا برایشان می‌آید». (۷) 
۲-کارنامهٔ سیاه حاکمان فاسد بنی عباس 
یکی از حاکمان فاسدِ زمان امام کاظم(ع)، مهدی عباسی (۱۶۹هجری) بود که زمام امور مردم را(پس از مرگ منصور عباسی که مردم پس از ۲۲ سال رنج و فساد، نفس راحتی کشیدند) بر عهده گرفت.
او ابتدا با اعلام عفو عمومی، زندانیان را آزاد کرد و اموال مصادره شده مردم را بازگرداند و بخشی از اموال بیت المال را تقسیم کرد، ولی طولی نکشید که چهرهٔ واقعی خود را نشان داد. او بساط خوش گذارانی و عیاشی دائر نمود و گفت: «آن وقت خوش است که بزم شادی بگذرد و زندگی بدون حرم سرا و ندیمان در کام من گوارا نیست!». از سوی دیگر، او دو باره سخت گیری بر بنی هاشم و علویان را آغاز کرد. (۸) 
پس از او، هادی عباسی(۱۷۰ هجری) در حالی که ۲۵ سال سن داشت و هیچ گونه لیاقتی برای رهبری مردم نداشت و جوانی می‌گسار(شراب خوار)، سبک سر و بی‌ بندوبار بود به حکومت رسید. (۹) 
آخرین خلیفهٔ ستم گرِ دوران امام موسی بن جعفر(ع)، هارون الرشید(۱۹۳ هجری) بود. او ابتدا با طرح دوستی با علویان وآل محمّد(ع) قصد داشت با فریب مردم، به خیال خود، بر دل‌ها حکومت کند تا مردم از او اطاعت کنند! ولی مردم از آن جهت که به بنی عباس و حاکمان فاسد و خبیث اعتمادی نداشتند به او توجه نکردند. در واقع حکومت واقعی بر دل‌های مردم از آنِ بنی هاشم و خاندان پاک و مطهّر پیامبر(ص) بود.
لذا هارون وقتی در کنار مرقد رسول خدا(ص)، به امام موسی بن جعفر(ع) گفت: «تو هستی که مردم، در پنهانی با تو بیعت کرده و تو را به پیشوائی بر می‌گزینند»؟!. 
امام (ع) فرمود: «من بر قلوب(دل‌های) مردم حکومت می‌کنم و تو بر تن و جسم آن‌ها». (۱۰) 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۱۹
عباس جعفری (فراهانی)
حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی
              به مناسبت سال روز وفات عقیله بنی هاشم
Image result for ‫حضرت زینب ...‬‎
 
اشاره
بحث  و بررسی در زندگانی الگوهای کامل و شایسته ـ به ویژه بانوان پاک دامنِ آسمانی که از خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سر برآورده اند ـ برای هر انسانِ شیفته حق و عدالت و تعالی، مفید و درس آموز هست. یکی از بانوانِ نمونه حضرت زینب(س)، دختر مولی الموحّدین، حضرت امام علیّ بن ابی طالب(ع) می باشد که مطالعه و مرور مراحل مختلف زندگی آن بزرگوار از ولادت تا رحلت، برای همه مردم به ویژه بانوان و دختران مسلمان و غیر مسلمان، آموزنده و عبرت آموز می باشد. آن حضرت، الگویی از تعالی معنوی و کمالات نفسانی در جنبه های علمی، اخلاقی، تربیتی بودند که نتیجه ی آن در علم و تقوی و معاشرت و بردباری و صبر و حماسه و محبت و عشق و دل دادگی و احساس مسئولیت بروز کرده بود. در این نوشتار کوتاه، ضمن عرض تسلیت و تعزیت رحلت این بانوی بزرگوار به عموم علاقه مندان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، مروری به برخی از مراحل زندگانی، سیره و رفتار عقیله بنی هاشم و اُسوه و الگوی زنان و قهرمان صبر و مقاومت خواهیم انداخت تا چه در نظر آید و چه مقبول افتد.
۱. ولادت نور
حضرت زینب(س) بنا به قول مشهور در پنجم جمادی الاُولی سال ششم هجری در مدینه منوّره متولد شد. پیامبر اکرم(ص) نامش را زینب(به معنای درخت خوش بوی نیکو منظره ای که از بوی خوش آن افراد شاد می شوند) گذاشت. (۱) کنیه اش امّ عبدالله، امّ کلثوم، امّ العزائم، امّ هاشم، امّ المصائب، و لقبش را عالمة، عقیلة بنی هاشم، صدّیقه کبری، نائبة الزهراء و بطلة کربلا گفته اند. (۲)
۲. در سوگ جدّ بزرگوار و مادر عزیزش
حضرت زینب(س) پنج سال داشت که جدّ بزرگوارش، رسول اکرم(ص) به ملکوت اعلی پیوست. او شاهد غم و اندوه مادرش، حضرت فاطمه زهرا(س) بود که در فراغ پدر ارجمندش، گریه می کرد و می ســوخت. زمانی نگذشت که مـــادر عزیزش، دردانه عصمت و طهارت، کوثر نبوی(ص) در اثر سختی ها و فشارهای روحی و جسمانی مانند هجوم به خانه امام علیّ(ع) و شکستن حرمت اهل بیت(ع)، غصب فدک و از دست دادن حقوقش، بی حرمتی به عصمت نبوی(ص)، در بستر بیماری افتاد و پس از ۷۵ روز( به روایتی) و ۹۵ روز( به روایتی دیگر) به شهادت رسید. (۳)
۳. ازدواج و مسئولیت پذیری
حضرت زینب(س) در سن ۱۳ سالگی پس از خواستگاری عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، به ازدواج او در آمد. (۴) و صاحب ۴ فرزند، به نام های جعفر، عون، محمّد و امّ کلثوم شد. و بعضی فرزندی به نام عباس را به او نسبت داده اند. (۵) مورخان نوشته اند: محمد و عون در سن ۱۰ و ۸ سالگی در کربلا در رکاب دایی عزیزشان حضرت سیّدالشهداء(ع) به فیض شهادت رسیدند. (۶) 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۳۶
عباس جعفری (فراهانی)

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ «آیت الله العظمی شبیری زنجانی» سه شنبه 22 فروردین 1395 در جمع خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) به دیدار خود با آن فقید سعید اشاره کردند و افزودند: به ایشان گفتم که خاطراتتان را ثبت کنید. گفتند که این کار را انجام داده اند. خاطرات ایشان مهم است و این خاطرات مبادی تحلیل مسائل مختلف است.

این مرجع تقلید تشیع به تجلیل از کتاب "امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار" آیت الله هاشمی پرداختند و خاطرنشان کردند: من موفق به مطالعه آثار آن مرحوم نشده بودم. در این اواخر کتابی را که راجع به امیرکبیر نوشته بودند به دستم رسید و همچنان مشغول مطالعه آن هستم. این کتاب هم از نظر تحلیل مطالب و هم از نظر قلم و هم از نظر محتوا خیلی جالب است.

آیت الله شبیری زنجانی با ابراز تاسف از ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی فرمودند: نه تنها ما بلکه بسیاری از افراد، از فوت ایشان اظهار تأسف کردند و هم با زبان حال این تأسف را نشان دادند.

ایشان اضافه کردند: امیدواریم که مورد رحمت خداوند تعالی و عنایات پیامبر اکرم و ائمه طاهرین علیهم السلام قرار بگیرند و إن شاء الله که عنایات حضرت امیرالمؤمنین "سلام الله علیه" ــ که امروز به نام ایشان است ــ و حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) شامل حال بیت ایشان باشد.

گفتنی است صبح امروز برادران، فرزندان و اعضای خانواده حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) با حضور در بیوت مراجع عظام تقلید در قم، ضمن تبریک سالروز ولادت با سعادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، از ابراز همدردی مراجع عالی قدر در هنگام ارتحال رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قدردانی کردند.

لینک اصلی

          http://fa.abna24.com/news/%D8%A7%D8%AE      

http://fa.abna24.com/news/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7

آیت الله العظمی جوادی آملی: 

مرگ آیت الله هاشمی را نبرده، بلکه او مرگ را احاطه کرده است

http://fa.abna24.com/news/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7

 http://fa.abna24.com/news/%D8%B9%DA%8

http://fa.abna24.com/news/%D8%B9%DA%A9%D8

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۵۴
عباس جعفری (فراهانی)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۰۰
عباس جعفری (فراهانی)