تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان

تاریخ اسلام و تشیع
تاریخ اسلام و معاصر ایران و جهان
.....
بایگانی
پیوندها
طبقه بندی موضوعی

۳۹۸ مطلب با موضوع «سبک زندگی» ثبت شده است

وی توحید و شرک، ایمان و کفر، سنت و بدعت و حیات برزخی را ۴ محور اساسی در مبانی اعتقادی معرفی و بر ضرورت انتخاب روش تطبیقی در بحث‌های مبانی اعتقادی تأکید کرد.

حجت الاسلام دکتر علی زاده موسوی در جلسه تربیت مدرس نقد وهابیت مشهد علت اصلی رشد وهابیت را تکیه بر شبهات عنوان کرد و بیان داشت: این‌ها همان‌طور که امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمودند، حق و باطل را با هم ممزوج کرده‌اند و افراد را به اشتباه انداخته‌اند. گوشه‌ای از حق را می‌گیرند و گوشه‌ای از باطل را و این‌ها را با هم مخلوط می‌کنند.

۵

وی افزود: هدف پرسش و شبهه متفاوت است؛ هدف از ایجاد شبهه تخریب است. شبهات را به سؤال تبدیل کنید. «توسل چیست» به جای «توسل شرک است». فعال عرصه‌ی جریان‌های معاصر عنوان کرد: شبهه مثل سنگی است که فردی در چاه می‌اندازد؛ القاء آن بسیار راحت و پاسخ به آن بسیار سخت است.

علی زاده موسوی با بیان این‌که برخی از مبلغین و سخنرانان شیعی، ناخواسته و ندانسته عامل ترویج برخی از عرفان‌های نوظهور در کشور بوده‌اند تأکید کرد: شرایط را باید کاملاً بسنجید. فقط و فقط در محافل تخصصی می‌توان شبهه را کاملاً باز کرد و به آن پاسخ گفت. در محافل عمومی جواب شبهه را بدون مطرح کردن آن و به صورت غیر مستقیم بدهید.

وی ضرورت پاسخ به شبهات و دفاع از آئین حق را تسلط کامل بر مسائل اعتقادی شیعه دانست و اظهار تأسف کرد: متأسفانه گاهی لازم است القائات و شبهاتی را که خود ما بوجود آورده‌ایم از ذهن مردم و مبلغین پاک کنیم و سپس آنچه را که باید جایگزین نماییم.

این کارشناس حوزه کلام و عقاید مذاهب اسلامی اظهار داشت: تبارشناسی یکی از شاخه‌های اساسی در حوزه‌ی شناخت وهابیت است و در این حوزه باید تاریخ تحلیلی را مد نظر قرار داد و نه تاریخ روایی.

وی افزایش قدرت تحلیل، قدرت نشانه شناسی و توانایی آینده پژوهی را از فوائد نگاه تحلیلی به تاریخ بیان کرد و افزود: در تاریخ تحلیلی نگاه ما می‌بایست هرمنوتیکی باشد یعنی اینکه باید بررسی کنید چرا جریان وهابیت در نجد بوجود آمد و نه در حجاز. باید ویژگی‌های سوریه را بشناسید و بتوانید تحلیل کنید که چگونه ابن تیمیه از آنجا برخاسته است. آن گاه می توانید تحلیل کنید که بروز ویژگی‌های خاص در هر منطقه خبر از ورود چه تفکری به آن جا را می‌دهد.

حجت الاسلام والمسلمین علی زاده موسوی هم‌چنین بر ضرورت شناخت مباحث مقدماتی در عقائد گروه‌های مختلف اسلامی از جمله تأویل، هستی شناسی و معناشناسی تأکید کرد و گفت: باید فندانسیون عقائد وهابیت را بشناسید. چرا آن‌ها زیارت را قبول ندارند و چرا خداوند را تجسیم می‌کنند؟ چون حس گرا هستند و خدای قابل فهم و حسی را می‌شناسند.

علی زاده موسوی فن مناظره و تسلط بر شبهات را دو محور اساسی در شاخه‌ی شبهه‌شناسی دینی دانست و در مورد اهمیت تسلط بر فنون مناظره عنوان کرد: ممکن است کسی در حوزه‌ی عقائد قوی نباشد اما مناظره‌گر خوبی باشد و ممکن است کسی در عقائد حرف اول را بزند اما بحث و هدایت بحث به نقطه‌ی دلخواه خود را بلد نباشد.

وی هم‌چنین در مورد شبهات اظهار داشت: بحث ما در شبهه‌شناسی صرفاً نقلی است؛ یعنی مثلاً در اثبات توسل فقط باید دلایل مشروعیت توسل را بیان کنید. مثلاً اینکه پیامبر کجا توسل کردند. اینکه توسل شرک نیست به حوزه‌ی عقائد برمی‌گردد و این‌که توسل مشروع است جایش در شبهه‌شناسی است.

وی افزود: در حوزه‌ی کلام یکی از منابع اصلی ما قرآن است و در حوزه‌ی شبهه‌شناسی عمده نظر ما باید بر احادیث باشد.

ادامه در لینک اصلی

http://oweis.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۱۲
عباس جعفری (فراهانی)


اگر زیارت و توسل از سوی وهابیت پذیرفته شده نیست تماما به دلیل فهم غلط آنان از مسایل و معارف دین است در حالی که ما در احادیث معتبر به صورت مشترک در منابع شیعه و اهل سنت داریم که همواره مسلمین به زیارت پیامبر (ص) تشویق شده اند.

Image result for ‫وهابیت‬‎

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، کارشناش فِرَق در گفت وگو با خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان با اشاره به انحراف جریان فکری وهابیت اظهار کرد: وقتی موقعیت زمانی و تاریخی وهابیت را بررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که اساسا وهابیت یک فهم انحرافی از دین و منابع دینی است و به دیگر بیان آنها عقل و درک سالمی نسبت به مباحث دینی ندارند.

وی ادامه داد: این جریان ادامه جریان خوارج است، در صدر اسلام خوارج جریان انحرافی بودند که با امیرالمومنین امام علی(ع) در افتادند و مقابل حضرت(ع) ایستادند و ذهنیات، برداشت ها و جهالت هایشان را نسبت به مسایل مختلف نشان دادند. برای مثال وقتی حضرت علی(ع) فرمودند: خداوند حاکم است و باید حاکمیت خدا در زمین به وسیله پیامبران و امامان تحقق یابد؛ آنها پاسخ دادند که خداوند نیازی ندارد بلکه خود حکمرانی می کند و شعار دادند: «اِنِ الْحُکْمُ إِلاّ للهِِ» و در مقابل حضرت(ع) پاسخ دادند: «نَعَمْ إِنَّهُ لاحُکْمَ إِلاَّ للهِِ ولکِنَّ هۆُلاءِ یقُولُونَ: لاَ إِمْرَةَ إِلاّ لِلّه».

حجت الاسلام جعفری فراهانی تصریح کرد: همچنین، زمانی که ابن تیمیه در قرن هفتم در سوریه پیدا شد و این تفکرات انحرافی را رواج داد و از سوی دیگر در قرن دوازدهم از منطقه نجد عربستان محمد بن عبدالوهاب برخاست همین جریان را ادامه داد و با درک و فهمی انحرافی از قرآن و روایات، برداشت های نادرست را به دین نسبت داد.

دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت(ع) با اشاره به شبهات وهابیت در حوزه های مختلف از جمله شفاعت، توسل و زیارت، بیان کرد: اگر زیارت و توسل از سوی وهابیت پذیرفته شده نیست تماما به دلیل فهم غلط آنان از مسایل و معارف دین است در حالی که ما در احادیث معتبر به صورت مشترک در منابع شیعه و اهل سنت داریم که همواره مسلمین به زیارت پیامبر (ص) تشویق شده اند. در کتب اهل سنت از جمله صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز این مساله بیان شده است.

این پژوهشگر تصریح کرد: وقتی مسلمین می توانند به مسجد پیامبر (ص) بیایند، قطعا این ورود و حضور توام با زیارت است. در روایات فراوانی بر زیارت پیامبر(ص) تاکید شده است در حالی که ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب با برداشت های ناصحیح خود از احادیث می گویند حتی مسلمین اجازه زیارت قبر پیامبر (ص) را ندارند و اگر کسی بر مزار پیامبر(ص) برود و توسل و زیارت کند این کار او کفر است.

وی ادامه داد: به اعتقاد وهابیت تقاضا و زیارت فقط باید از خدا باشد و چون پیامبر(ص) بنده خداست نمی توانیم از او حاجت بخواهیم و حوائب باید فقط از خدا خواسته شود، بنابراین اگر کسی به مسجد پیامبر (ص) رفت و به حضرت(ص) سلام داد و او را واسطه برای حاجت خود قرار داد کار او کفر محض بوده است!! وهابیت در مورد مزار امامان شیعه (ع)، علما و دیگر بزرگان دین نیز همین نظر  را دارند و کلا این مساله را زیر سوال می برند حتی تاریخ جسارت های محمدبن عبدالوهاب به ساحت پیامبر(ص) را بازگو کرده است.

وی خاطرنشان کرد: این در حالی است که در آیات و روایت داریم که حاجت خواستن و واسطه قرار دادن پیامبر(ص) امری است که مشروعیت دارد و در سوره مبارکه نساء آیه 64 خداوند می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا» (و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش میکرد قطعا خدا را توبه‏ پذیر مهربان مى‏ یافتند).  بنابراین آیه شریفه به واسطه قرار دادن پیامبر(ص) در محضر الهی تصریح کرده است.

لینک اصلی 

http://www.shabestan.ir/detail/News/568729

http://vareth.ir/fa/news/76175

http://sedayesaraab.ir/?p=34125

http://abwa-cd.com/fa/News/View/8638

http://www.monazereh.ir/vb-5746.htm

متن مصاحبه ای دیکر در لینک زیر

http://shafaqna.com/persian/services/religious-questions/item/131089

http://af.shafaqna.com/FA/152130


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۵۸
عباس جعفری (فراهانی)

رئیس دانشکده مذاهب اسلامی ضمن تشریح امکان یا امتناع تعامل با جریانات سلفی گفت: می توانیم در لایه های فکری و مذهبی وانقلابی با بسیاری از جریانات سلفی ارتباط بگیریم و شیعه را به آنها بشناسانیم.

جریان های سلفی امروز بیش از هروقت دیگر در جهان اسلام جولان می دهند. حوزه های مذهبی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی مملو از گروه هایی است که کم یا زیاد حامل ارزش های سلفی اند. ما به عنوان جزئی از جهان اسلام که داعیه تشکیل تمدنی اسلامی داریم، ناگزیر باید نسبت خود را با این جریانات مشخص کنیم. نسبتی که باید نه بر پایه هیاهوهای رسانه ای، که بر مبنای پژوهش های واقع بینانه علمی مشخص گردد. به همین بهانه به سراغ حجت الاسلام دکتر مهدی فرمانیان، رییس دانشکده مذاهب اسلامی رفتیم تا درباره امکان یا امتناع تعامل با جریانات سلفی گفتگو کنیم؛

مهدی فرمانیان

*در ابتدا برای شناخت جریانات سلفی، یک تعریف اجمالی از سلفیت بفرمایید.

برای شناخت سلفیت باید از کلمه «سلف» شروع کنیم. سلف در میان اهل سنت مثل کلمه اهل بیت در شیعه یک کلمه مقدس است. منظور از آن هم صحابه و تابعین هستند. لذا این کلمه در طول تاریخ در میان اهل سنت بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.

بسیاری از سلف وقتی به مباحث اعتقادی می رسیدند یا تعبدا می پذیرفتند یا درباره آن سکوت می کردند و یا سخنان ساده و مجملی درباره آن مطرح می کردند و از آن می گذشتند. یعنی در واقع ورود جدی به مباحث اعتقادی نمی کردند. بزرگان امروز سلفی هم تاکید دارند که اکثر سلف در مباحث  اعتقادی به تعبد و همچنین ظاهرگرایی روی می آورند. یا اینکه بسیاری از مواقع که معنای امری را نمی دانستند، آن را به خدا تفویض می کردند. مثلا می گفتند اصل «الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی » را می پذیریم ولی معنایش را به خدا واگذار می کنیم.

این تفکر ظاهرگرایانه وقتی که با تفکر ایران و مصر و یونان و همچنین ادیان دیگر مواجه شد دیگر جوابگو نبود. اهل سنت در این زمینه کم آورد. لذا سراغ عقل گرایی رفت و از آن ظاهرگرایی و تعبد دور شد. معتزله در این زمان تاسیس شد. در کنار اینها گروهی بودند که هنوز رویکرد ظاهرگرایی را در پیش گرفته بودند و به شدت با معتزله مخالفت می کردند. اینها اصحاب حدیث نام گرفتند. آن زمان نام سلفیه یا سلف گرا بر اینها گذاشته نمی شد. همین طیف مردم را از پیروی از عقل گرایان، متکلمین، فلاسفه، عرفا و متصوفه نهی می کردند. این دعوا در قرن سه و چهار به شدت خود را نشان می دهد.

در این میان عده ای آمدند و خواستند میان افراط عقل گرایانه معتزله و افراط حدیث گرایانه اهل حدیث جمع کنند. یکی از اینها ابوالحسن اشعری است که اشعریه را بنا گذاشت. دیگری ابومنصور ماتریدی است که ماتریدیه را تاسیس کرد. دیگرانی هم بودند ولی مانند این دو معروف نشدند. این دو به مهمترین متفکران اهل سنت در طول تاریخ تبدیل شدند. خلفا هم از اینها حمایت کردند. ولی اصحاب حدیث می گفتند پشت سر اینها نماز نخوانید، رفتن به مجالس اینها حرام است و ... .

در قرن هفت و هشت که اصحاب حدیث خیلی ضعیف شده بودند، اشاعره رشد کردند و آن قدر بزرگ شدند که کل جهان اسلام را گرفتند. در قرن هفتم و با حمله مغول معتزله نیز تقریبا از بین رفته بود. احمد بن حنبل، بخاری، مسلم و دیگران جزو اصحاب حدیث بودند ولی جایگاه شان در حد یک محدث بود نه بالاتر. به لحاظ فکری تاثیر گذاری عمیقی بر مسلمانان نداشتند. بیشترین تاثیر برای اشاعره مثل غزالی و فخر رازی بود.

ادامه در لینک اصلی

http://www.mehrnews.com/news/3676830

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۶
عباس جعفری (فراهانی)

دستاورد مهم هجرت امام رضا (ع) به ایران، ترویج معارف قرآن و اهل بیت (ع) در خارج از حرمین شریفین بود

اشاره:

این ایام با خیر و برکت، مصادف است با دهه مبارکه کرامت. دهه ای که از اول ذی القعده، با ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) دخت مکرمه امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) آغاز و با میلاد نورانی امام هشتم، حضرت امام علیّ بن موسی الرضا (علیهما السلام) به پایان می رسد.

مسلمانان و به ویژه شیعیان و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) در سراسر جهان با برپائی جشن و سرور به شادمانی می پردازند و با توجه و توسل به مقامات و  معنویات آن بزرگواران، ارادت و عشق خود را به الگوهای فضیلت و کرامت و خاندان و ذوی القربای پیامبر خاتم (ص) نشان می دهند.

ضمن عرض تبریک و تهنیت به مناسبت این دهه ی هدف مند و با ارزش، توجه علاقه مندان را به گفت و گوی کوتاهی با حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، محقق و پژوهشگر تاریخ تشیع در باره دلائل پذیرش ولایت عهدی امام رضا (ع) جلب می کنیم:

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانیدر خصوص پذیرش ولایت عهدی امام رضا (ع) معتقد است: امام رضا (ع) مشروط و به صورت محدود مجبور به پذیرش ولایت عهدی شد. روایت شده، هنگامی که مامون ولایت عهدی را پیشنهاد داد، امام رضا (ع) نپذیرفت و فرمود: "اساس حکومت متعلق به امامان شیعه است که از جانب خداوند به اهل بیت (ع) واگذار شده است." اما وقتی اجبار شد، امام چاره ای جز پذیرش ولایت عهدی نداشت.

این پژوهشگر و محقق علوم دینی در خصوص دلایل پیشنهاد ولایت عهدی مامون به امام رضا (ع) گفت: مامون طرح ولایت عهدی را بر اساس چند نکته اساسی مطرح کرد، اولین نکته این بود که در دستگاه خلافت عباسیان به خصوص از دوره هارون، امین و مامون مشکلاتی به وجود آمده بود که یکی از این مشکلات شورش ها و قیام فرق مختلف حتی غیر مسلمانان و حتی از ناحیه رومیان بود که متوجه حکومت عباسیان شده بود و لذا مامون از ناحیه امام رضا (ع) احساس خطر کرد و تصمیم گرفت با یک تدبیر و توطئه ای جلو بیاید و طرح ولایت عهدی را پیشنهاد داد. نکته دوم این بود او قصد داشت، شیعیان را فریب دهد. مامون می خواست با طرح ولایت عهدی شیعیان را گمراه کند و این نکته را مطرح کند که اهل بیت (ع) با پذیرش ولایت عهدی، برخلاف اعتقاداتشان عمل می کنند و لذا از امام (ع) روی گردان شوند.

او در توضیح دلیل دیگری که مامون را واداشت تا طرح ولایت عهدی را به امام رضا (ع) پیشنهاد کند، گفت: نکته سوم تحکیم قدرت عباسیان بود، نیروهای خلافت عباسی احساس کردند با طرح ولایت عهدی امام رضا (ع) قدرت عباسیان مستحکم می شود. از سوئی در بین مردم مطرح می شود، خاندان پیامبر (ص) به دنبال مادی گرایی و امور دنیوی هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۷
عباس جعفری (فراهانی)
محمدجواد معموری: الازهر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراجع اهل تسنن در جهان اسلام، با چالشی جدید در این سال‌های اخیر روبه‌رو بوده است. ظهور جنبش‌های مسلحانه اسلامی مانند داعش و بوکوحرام که عمدتا وابسته به اندیشه سنی هستند، ضرورت پاسخ‌گویی مراجع اسلامی در دفاع از اسلام را تشدید کرده‌‌ است. لذا الازهر برنامه گسترده‌ای را در مبارزه با آن چه جعل و تحریف در میراث اسلامی می‌نامد، آغاز کرده است. وی بر این باور است که اعمال مسلحانه گروه‌های افراطی، سابقه‌ای در اسلام ندارد و همگی از بروز چنین رفتارهایی به نام اسلام شگفت‌زده‌ایم. دویچه وله عربی در این زمینه، مصاحبه‌ای را با دکتر احمد الطیب، شیخ الازهر انجام داده است.
احمد الطیب: اگر داعش به حساب اسلام باشد، جنگهای صلیبی هم به حساب مسیحیت است!
- تشکیلات «دولت اسلامی» از ایدئولوژی اسلامی برخوردار است و ملت‌های مسلمان از دست آنها در رنج و عذاب هستند. سازمان الازهر به این پدیده چگونه نگاه می‌کند؟
دکتر احمد الطیب: بسم الله الرحمن الرحیم. می‌دانیم که آن چه به «داعش» شناخته می‌شود و جنبش‌های مسلحانه اسلامی، پدیده‌هایی هستند که اسباب فراوانی در شکل‌گیری آنها دخالت داشتند. الازهر به عنوان یک سازمان، به دانشجویان خود می‌آموزد که اسلام نمی‌تواند به زور اسلحه و با حرکت‌های مسلحانه منتشر شود و قدرت گیرد. اسلام دینی است که با دلیل و منطق و با اقناع دیگران گسترش می‌یابد، و جنگ‌هایی که در زمان پیامبر(ص) درگرفت،‌ در دفاع مسلمانان از خود بود، نه به قصد تهاجم و تجاوز به زمین‌های مردم. در آن زمان، دعوت به اسلام بر پایه حجت و برهان صورت می‌گرفت، و هر کس می‌خواست، مسلمان می‌شد، و هر کس نمی‌خواست، دین خود را نگاه می‌داشت. تنها در یک حالت است که مسلمانان مجاز به جنگیدن هستند، و آن زمانی است که به آن‌ها حمله شده باشد. بنابراین، کشورگشایی به هدف استعمار یا ترویج دین در نگاه ما پذیرفته نیست. حرکت‌های مسلحانه‌ای که امروزه فعالیت می‌کنند، درست نیستند و مورد رضایت و پذیرش الازهر نیستند، و اسلام و قرآن و سنت، مخالف آن‌ها است.
ــ اما داعش نیز از مرجعیتی اسلامی برخوردار است که به دین استناد می‌کند، و می‌گویند آن‌ها مشغول جنگی تدافعی هستند. چگونه این سخن قابل توجیه است؟
من از آن‌ها دفاع نمی‌کنم. من از داعش نیستم که آن‌ها را توجیه کنم. من مخالف ... .
ــ منظورم از نگاه مرجعیت دینی بود.
فعالیت‌های داعش از نگاه ما اشتباه بزرگی است، و عملکرد آن‌ها فلسفه اسلام در جنگ و دفاع را تخریب می‌کند. آنان با تغییر مقولات ثابت اسلامی به اهداف خود می‌رسند؛ اول این که جوامع مسلمان را تکفیر کرده، سپس حاکمان مسلمانان را نیز کافر می‌شمرند، و دوم این که جهاد را واجب می‌دانند، زیرا جهاد از نگاه آن‌ها علیه تمامی کافران است. الازهر و اسلام از این سخن برائت می‌جویند و الازهر، جوامع اسلامی را تکفیر نمی‌کند و اسلام، وجود کافران را می‌پذیرد و آنان را مجبور به ورود به اسلام به زور شمشیر نمی‌کند. اسلام تنها با دلیل و برهان دعوت می‌کند. حتی کلمه جهاد در قران کریم، علی‌رغم این که بر جنگ و جهاد در دفاع از جان و زمین و ناموس و عقیده اشاره دارد، با این حال، بر جهاد با قرآن، جهاد با دلیل و جهاد با نیکی نیز اطلاق می‌شود.
ــ الازهر چگونه با این جنبش‌های مسلحانه برخورد می‌کند؟
ما اکنون در حال ایجاد مرکزی جهانی و متخصص به زبان‌های متفاوت برای رصد و پیگیری تمام آن‌چه داعش و دیگر جنبش‌های مسلحانه اسلامی منتشر می‌کنند، هستیم تا گروهی از عالمان الازهر پاسخی بر آن‌ها بنویسند، سپس ترجمه شده و بر روی پایگاه الازهر منتشر شود. ما بسیار بر روی این پایگاه حساب باز کرده‌ایم که در تصحیح مفاهیم جعلی مورد استفاده توسط جنبش‌های مسلحانه اسلامی کارساز شود. همچنین در حال بازنگری در برنامه‌های خود هستیم تا انطباق بیشتری با تصحیح این افکار جعلی بیابند. پیش از این، به این گونه برنامه‌ها نیازی نبود؛ اما اکنون در برنامه‌های درسی خود مفاهیم جهاد، حکومت و تکفیر را وارد کرده‌ایم. این ‌گونه مفاهیم، اکنون به بیش از دو و نیم میلیون دانشجوی مرد و زن تدریس می‌شود تا بدانند این جنبش‌ها، خارج از اسلام هستند و بیاموزند چگونه باید به آن‌ها پاسخ دهند. 
ادامه در لینک اصلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۲۳
عباس جعفری (فراهانی)

گفتاری از حجت الاسلام دکتر علی رضا ایمانی

مسئله تقریب و وحدت امت اسلامی یک ضرورت دینی است، قبل از اینکه یک ضرورت سیاسی باشد. تلقی بعضی به غلط این است که اهل بیت(ع) اگر ما را امر به وحدت با اهل سنت کرده‌اند یا دستور به نزدیک شدن به همدیگر داده‌اند، در واقع یک امر تاکتیکی و موقت بوده است، در حالی که این نیست. من جایی ندیده‌ام در روایات تصریح شود ولی برداشت من از روایات این است که با آن علم غیبی که حضرات معصومین(ع) داشتند، می‌دانستند شیعه در اقلیت شروع می‌کند، با اقلیت ادامه می‌دهد و تا آستانه ظهور امام زمان(عج) در اقلیت خواهد ماند. لذا اهل بیت می کوشیدند تا شیعه را چنان تربیت کنند که با دیگران درگیر نشود و با آنها مسالمت‌آمیزانه زندگی کند.

علی رضا ایمانی
متأسفانه در میان علمای شیعه و اهل سنت کسانی هستند که برای وحدت و تقریب پشیزی ارزش قائل نیستند و تمام همّ و غم و تلاششان برای تفرقه و جدا کردن صف شیعه از سنی است؟!.
امام صادق(ع) همواره تأکید می‌کند که در جماعات عامه شرکت کنید، به تشییع جنازه‌شان بروید، به عیادت مریضشان بروید و چنان عمل کنید که فردا بگویند «رحم الله جعفر بن محمد لقد ادب شیعته؛ خدا رحمت کند جعفر بن محمد صادق را که چقدر خوب شیعیانش را ادب کرده است». امام علی(ع) با 25 سال سکوت و پرهیز از وقوع در درگیری با مخالفان و غاصبان حق ولایت، درسی به شیعیان می‌دهد که گاهی حتی ممکن است امام وظیفه‌اش این باشد که از حق مسلم خود در امامت و خلافت کوتاه بیاید تا وحدت و انسجام امت از هم نپاشد.
شیخ طوسی در تهذیب آورده که راوی از امام صادق(ع) پرسید ما با اینها چه کنیم که در خط ما نیستند و شما را به امامت قبول ندارند؟ امام فرمود اگر شما مأموید و ما امام و اگر شما امت هستید و ما را به امامت قبول دارید همان کاری را با آنان بکنید که امامانتان می‌کنند. بعد حضرت قسم می‌خورد که ما به جماعات اینها می‌رویم.
در روایت دیگر صریح‌تر امام صادق(ع) فرمودند که کسی که پشت سر اینها نماز بخواند انگار پشت سر پیامبر در صف اول نماز خوانده است.
در سیره شخصی امام خمینی(ره) آمده که وقتی به مکه و مدینه مشرف شده بودند در مدینه منوره دو سه ساعت قبل از اذان غسل و وضو می‌کردند و به مسجدالنبی(ص) می‌رفتند و صف اول نماز جماعت جا می‌گرفتند و همان‌جا می نشستند و قرآن و زیارت و نافله می‌خواندند تا اذان بگویند و بتوانند نماز جماعت را در صف اول به اینها اقتدا کنند. امام می‌گوید اگر کسی در تشیع خود شک ندارد نسبت به بحث تقریب و وحدت باید این‌طور باشد.
به یقین این سیره اهل بیت(ع) بوده که جمعیت شیعه را از سه چهار نفر به سیصد چهارصد میلیون نفر رسانده است. در روایات اهل بیت هست که بعد از رحلت پیامبر همه صحابه مرتد شدند مگر سه یا چهار نفر؛ سلمان و ابوذر و مقداد. یک روایت می‌گوید: « ... الاّ اربعة» و عمار را هم اضافه می‌کند. امروز جمعیت شیعه حدود چهارصد میلیون نفر است.
اشاره مقام معظم رهبری به اینکه بعضی شیعه را از کانال‌های لندن ترویج می‌کنند معطوف به سه شبکه تلویزیونی بود که در پوشش دفاع از حریم اهل بیت(ره) در واقع به آرمان‌ها و فرمایش های معصومان ضربه می‌زنند.

ادامه در لینک اصلی

http://www.dinonline.com/doc/news/fa/2082

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۵
عباس جعفری (فراهانی)


رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 1395 را "سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل" نامگذاری کردند. گرچه به نظر می رسد که مخاطب این شعار، واحدهای اقتصادی و تجاری هستند اما دستگاههای فرهنگی نیز باید سهم خود را در این زمینه ایفاء کنند.

سرمقاله شماره های خرداد و تیر امسال(1395) مجله "گنجینه مجمع" به بررسی این مسأله پرداخته است. این سرمقاله را بخوانید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: ع. حسینی عارف (مدیرعامل خبرگزاری ابنا)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند سال است که جهت گیری های رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامگذاری سالها، به سوی "اقتصاد" معطوف شده است:
سال 1388: حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف.
سال 1389: همت مضاعف، کار مضاعف.
سال 1390: جهاد اقتصادی. 
سال 1391: تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى.
سال 1392: حماسه‌ سیاسی و حماسه اقتصادی.
سال 1393: اقتصاد و فرهنگ؛ با عزم ملی و مدیریت جهادی.

ایشان سال 1395 ـ که بیش از یک سوم آن گذشته است ـ را نیز به عنوان سال "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل" نامگذاری کردند.

با توجه به شش بار تکرار محتوای اقتصادی در نامگذاری شش سال پی در پی، واضح است که آوردن کلمات اقدام و عمل، به معنای تاکید ایشان بر «کار» به جای «سخن» است.

نکته دیگر آنکه همۀ این نامگذاری ها در بستر یک دهه انجام گرفته و می گیرد که قبلا با نام "دهۀ پیشرفت و عدالت" نامگذاری شده است. پس منظور از اقتصاد و کار، آن اقتصادی و فعالیتی است که به "پیشرفت کشور" و "عدالت در جامعه" به شکل توأمان منجر شود؛ نه توسعه و اقتصادی که به معنای تولید ثروت در طبقه سرمایه دار، کار مداوم در طبقه متوسط و له شدن طبقات فرودست باشد.

از آنجا که وظیفه ما در مجمع جهانی اهل بیت(ع) "مأموریت تبلیغی در عرصه بین الملل" است، در این نوشتۀ کوتاه به نکاتی که به نظر می رسد باید به آنها در راستای "اقتصاد مقاومتی" و "پیشرفت و عدالت" در عرصۀ فرهنگ و تبلیغ بین المللی توجه داشت، اشاره ای گذرا می کنیم:

* تعریف اقتصاد مقاومتی:

برای مفهوم اقتصاد مقاومتی، تعاریف متفاوتی ارائه شده است که هر کدام از جنبه ای به این موضوع نگاه کرده اند. تعریف خود رهبر فرزانه انقلاب این است: "اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید هم می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد".[1]

* تطبیق تعریف بر موضوع بحث:

می دانیم که تبلیغ ـ چه در داخل و چه در عرصه بین الملل ـ محتاج بودجه است؛ و هرچه اقلام تبلیغی، از محصولات تک بعدی به سوی محصولات بروزتر و چندبعدی حرکت کند بودجه های بیشتری را می طلبد.

از سوی دیگر می دانیم که دولت ها ـ با هر گرایشی ـ وقتی با کمبود یا کسری بودجه مواجه می شوند، ابتدا فشار و کاهش را متوجه سازمان ها و بخش های فرهنگی کشور می کنند.

با این دو مقدمه، تعریف فوق را این گونه می توان بر موضوع بحث تطبیق داد: "اقتصاد مقاومتی در عرصه تبلیغ، یعنی نوعی از برنامه ریزی اقتصادی و اجرایی در سازمان های فرهنگی که در شرایط فشار، تحریم و و خصومت های شدید هم بتواند مأموریت خود را انجام دهد".

با این تعریف و تطبیق، به شکل بسیار موجز، نمونه هایی از راهکارها برای اقتصاد مقاومتی در عرصه تبلیغ بین الملل را ذکر می کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۰۸
عباس جعفری (فراهانی)

یکی از صدها تعالیم مکتب اسلام و شیعه اثنا عشری که حضرت صادق آل محمد(علیهم السلام) به جهان انسانیت آموخت، حفظ حرمت جان و مال و عزت همه انسان ها به ویژه مسلمانان و گویندگان «اهل لا اله الا الله، محمد رسول الله» بود که می باید جهانیان آن را بشناسند.

اشاره: 

جهانیان از ملیت های مختلف و عموم مسلمانان و شیعیان و پیروان اهل بیت(ع)، این روزها شاهد ظلم و ستم عده ای از مدعیان اسلام با شعار و پرچم «لا اله الاّ الله» و «محمدٌ رسول الله»! با حمایت رژیم های فاسد منطقه مانند آل سعود وهابی و استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل، به مردم سوریه و عراق و لبنان و ... هستند!. کسانی که بوئی از تعالیم نورانی دین اسلام و مبانی ناب آن نبرده اند و همّ و غمّ آنان خون ریزی و کشتن مردان وزنان و بچه های بی گناه از طوائف و مذاهب مختلف شیعه و سنی و مسیحی و ایزدی و غارت اموال آنان ... می باشند. صحنه های کشتارها و جنایت هائی که دل هر انسانِ با ایمان و آزاده و با شرفی را به درد می آورد. یکی از صدها تعالیم مکتب اسلام و شیعه اثنا عشری که امام ششم حضرت صادق آل محمد(علیهم السلام) به جهان انسانیت آموخت، حفظ حرمت جان و مال و عزت همه انسان ها به ویژه مسلمانان و گویندگان «اهل لا اله الا الله، محمد رسول الله»  بود که می باید جهانیان آن را بشناسند و به آن عمل کنند. به امید هوشیاری و مقاومت هرچه بیشتر مردم مناطق درگیر در عراق و سوریه و نابودی گروه های تکفیری و تروریستی و پیروزی حق بر باطل، ان شاء الله.

بیست و پنجم شوّال المکرّم، مصادف با سال روز شهادت مؤسّس مذهب حقّه شیعه اثنا عشری و احیاء کننده اسلام ناب محمّدی(ص)، حضرت جعفر بن محمّدٍ الصادق(ع) است، ضمن عرض تسلیت و تعزیت این شهادت جان گداز به پیشگاه منجی عالم بشریّت، حضرت حجّة بن الحسن العسکری(عجّل الله فرجه الشریف)، رهبر معظّم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دام ظلّه العالی)، مراجع عظام تقلید، عموم مسلمانان، به خصوص شیعیان سراسر جهان و امّت شهید پرور و قهرمان ایرانِ اسلامی، توجه خوانندگان ارجمند را به مطالعه این نوشتار کوتاه به قلم حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، که به بررسی اجمالی حوادث دوران زندگانی ایشان و نقش آن حضرت در بنیان گذاری مکتب شیعه اثنا عشری و چگونگی مبارزه آن حضرت با انحرافات فکری و عملی جامعه مانند موضوع غُلات، افراطی گری و چگونگی پایه گذاری نهضت علمی و تدوین معارف و فقه شیعه می پردازد جلب می کنیم.

Image result for ‫امام صادق .../عباس جعفری فراهانی‬‎

1- ولادت، کمالات نفسانی و تلاش های علمی و آموزشی

حضرت امام صادق(ع) در تاریخ هفدهم ربیع الاوّل سال 83 هجری در مدینه منوّره به دنیا آمد. (1) مکنّی به «ابوعبدالله» و ملقّب به «صادق»، صابر، فاضل، کافل، قائم و منجی است.[گفته می شود لقب صادق را پیامبر اکرم (ص) به ایشان داده است]. مدت زندگانی حضرت، 65 سال و مدت زمان امامت آن حضرت، 34 سال بود. آن حضرت 12 سال در مدینه با جدّ بزرگوارش امام سجّاد(ع) و 19 سال با پدرش، امام محمد باقر(ع) زندگی کرد. در این مدّت، دشواری ها و سختی های زندگی در حکومت حاکمان ظالم بنی امیّه را شاهد بود و همراه با پدرش در راه نشر معارف اهل بیت(ع) تلاش می کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۱
عباس جعفری (فراهانی)
کتابخانه تخصصی کتابخانه تفسیر و علوم قرآنی تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی سیستانی به عنوان بزرگترین کتابخانه تخصصی تفسیر قرآن و علوم قرآنی در جهان اسلام با دارا بودن بالغ بر 40 هزار جلد کتاب و چند زبان زنده دنیا، روزانه آماده ارائه خدمات و پذیرای طلاب و دانشجویان برادر و خواهر سراسر کشور است.

اشاره: قرآن کتاب وحی و هدایتگر بشریت و روشنگر مسائل دینی و وسیله حیات معنوی افراد است و با توسل به قرآن می ‌توان بلاها و فتنه‌ ها را از خود و جامعه اسلامی برطرف کرد، اما متأسفانه جامعه امروزی کمترین وقت خود را صرف این کتاب الهی و روشنگر حقایق بشریت می کند و مورد غفلت قرار گرفته است؛ در این میان حوزه های علمیه نیز کم و بیش به این مسأله دچار شده اند.

 هر چند که علما و فقهای دینی همواره بر توجه حوزه ‌های علمیه به مباحث قرآنی توجه و تأکید ویژه‌ ای داشته و دارند، امروزه توجه به تفسیر قرآن و علوم قرآنی به ویژه تدریس آن در حوزه های علمیه، مورد غفلت قرار گرفته، این در حالی است که حوزه‌ های علمیه باید در خط مقدم خروج مفاهیم قرآنی از مهجوریت باشند.

 شاید بخشی از علت آن به گمان برخی افراد، نبود زمینه ها و منابع قابل دسترس در زمینه قرآن و معارف قرآنی باشد، هر چند که اسم بیان چنین مسأله ای را چیزی جز بهانه تراشی نمی توان نهاد، اما در این زمینه سعی کردیم به معرفی بزرگترین کتابخانه تخصصی تفسیر قرآن و علوم قرآنی بپردازیم تا شاید توانسته باشیم در این راستا گام مؤثری برداریم؛ این مسأله ما را بر آن داشت تا به گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی راد، مدیر کتابخانه تخصصی تفسیر و علوم قرآنی بنشیند و به معرفی این کتابخانه بپردازد که تفصیل آن در زیر ارائه می شود.

این کتابخانه تخصصی وابسته به دفتر حضرت آیت الله سیستانی است؛ در سال 1376 عملا با هفت هشت هزار جلد کتاب تأسیس شد؛ کتاب های تفسیر و علوم قرآنی در حد امکان، محدودیت زمانی و مکانی نداریم؛ یعنی هر چه و در هر مکانی درباره قرآن و علوم قرآنی نوشته شده است و امکان دسترسی به آن داشته باشیم را تهیه می کنیم؛ به برخی از کشورها که دسترسی بیشتری داریم، منابع بیشتری تهیه و در بعضی کشورها با توجه به محدودیت هایی دسترسی کمتری داریم.

غیر از منابع تفسیر و علوم قرآنی مربوطه، برخی از کتاب های دیگر که نیازمندی اولیه محقق و مراجعه کننده را برطرف می کند، تهیه کرده ایم و در کتابخانه موجود است تا در حد پایین برای رفع نیازهایشان راه گشا باشد؛ مثلا دو دوره تاریخ اسلام، شرح حال عالمان و مؤلفان جهان اسلام، دانش نامه ها و دایره المعارف ها و غیره وجود دارد.

 در این کتابخانه منشورات نیز موجود است؛ یعنی مجموعه ای به نام تراث الشیعه القرآنی درست می کنیم که رساله ها و نوشته های کوتاه قرآنی که در طول قرن ها نوشته شده و در کتابخانه ها به صورت نسخه خطی است را شناسایی و بازخوانی و تحقیق می کنیم و به چاپ می رسانیم که تا کنون هفت جلد آن منتشر کرده ایم و سه چهار جلد آن در حال انتشار است.

ادامه در لینک اصلی

http://www.rasanews.ir/detail/News/436854/17

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۵
عباس جعفری (فراهانی)

در ابتدا که تمدن اسلامی ‌‌در دوران اوج و قدرت بود، مواجهه اسلام و غرب هیچ‌‌‌گاه سبب سیطره و حتی أثرپذیری مسلمانان از غرب نشد چرا که آن‌ها در موضعی بالاتر قرار داشتند ولی در ادامه با افول تمدن اسلامی، ‌‌غرب با رویکردی خصمانه و استعماری با جهان اسلام روبه‌‌‌رو شد.

عملکرد خصمانه، سلطه‌گر و استعمارگرانه غرب در قبال مسلمانان سبب شد آن‌ها برای اعاده حیثیت و منافع خویش در راستای تقویت تمدن اسلامی‌ ‌به پا خیزند. غرب در شکل‌‌‌های مختلف استعمار در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را استثمار کرد و ذهنیت تاریخی بسیار منفی از خود به جای گذاشت. از این‌رو ابعاد ضد غربی بیداری اسلامی ‌‌را می‌‌‌توان از آثار و پیامدهای طبیعی عملکرد غرب دانست.

البته ابعاد ضد غربی بیداری اسلامی ‌‌به جهات سیاسی و تاریخی محدود نمی‌‌‌شود، بلکه تفاوت خاستگاه‌‌‌های معرفتی و اندیشه‌‌‌ای نیز بر عمق تقابل می‌‌‌افزاید. امروز نیز که جریان بیداری اسلامی‌‌ تلاش می‌‌‌کند تمدن اسلامی ‌‌را به دوران اوج خود بازگرداند، غرب سعی می‌‌‌کند این روند را متوقف کند یا این‌که آن را در فضای مطالبات اقتصادی و محدود به مرزهای جغرافیایی محدود کند تا با تقویت ابعاد ملی‌‌‌گرایانه و فرقه‌‌‌ای مانع از شکل‌‌‌گیری چشم‌‌‌انداز بلند بیداری اسلامی ‌‌شود.

از مهم‌‌‌ترین اقدامات غرب در ایجاد انحراف در مسیر بیداری اسلامی ‌‌که سبب هدر رفتن انرژی جهان اسلام و حتی صرف آن در راستای براندازی خود اسلام می‌‌‌شود، گروه‌‌‌های تکفیری است. گروه‌‌‌های تکفیری بر خلاف بیداری اسلامی‌‌ که اهدافی در راستای وحدت و هم‌‌‌افزایی جهان اسلام و تقابل با دشمن بیرونی(غرب) دارد، به نوعی جهان اسلام را به جنگ داخلی دچار می‌‌‌کند و مسلمانان را در رودرروی یک‌دیگر قرار می‌‌‌دهد. به این ترتیب نزاع از حالت برون ‌‌‌مواجهه‌‌‌ای(اسلام و غرب) به درون مواجهه‌‌‌ای(اسلام با اسلام) منتقل می‌‌‌شود.

به این ترتیب غرب با مجال دادن به گروه‌‌‌های تکفیری ضمن این‌که یک خطر تمدنی(1) را از خود می‌‌‌رهاند، رقیب قدرتمند و با انگیزه خود(جهان اسلام) را درگیر برخی مسائل داخلی می‌‌‌کند تا از دشمن بیرونی غافل شود.(2)

ادامه در لینک اصلی

http://www.rasanews.ir/detail/News/438535/41

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۵
عباس جعفری (فراهانی)